تاریخ انتشار خبر: ۱۱ , آذر, ۱۳۹۳ | ۱۷:۲۱:۳۰
کد مطلب : 57165

ماندگارترین صحنه از یک آغوش +عکس

به طوری که می‌دانید به تازگی دادگاه عالی آمریکا تصمیم گرفت که افسر پلیسی را که چند ماه پیش به سوی یک نوجوان سیاهپوست غیرمسلح شلیک کرد و او را به قتل رساند را پیگیری قضایی نکند.

یک پزشک: به طوری که می‌دانید به تازگی دادگاه عالی آمریکا تصمیم گرفت که افسر پلیسی را که چند ماه پیش به سوی یک نوجوان سیاهپوست غیرمسلح شلیک کرد و او را به قتل رساند را پیگیری قضایی نکند. این تصمیم خشم مردم فرگوسن را برانگیخته و باعث تظاهرات و شورش‌هایی شده است.

در غوغای این اعتراضات، این یکی دو روزه، عکسی در نشریات آمریکایی و نیز در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است که توجه همه را به خود جلب کرده است.

عکس یک افسر پلیس سفیدپوست و یک نوجوان سیاهوپست را نشان می‌دهد که یکدیگر را با مهربانی در آغوش گرفته‌اند و در آن نوجوان از فرط احساسات، در حال گریه است.

نوجوان ۱۲ ساله «دونوت هارت» نام دارد و افسر پلیس «برت بارنوم».

قضیه از این قرار است که در تظاهرات مردمی، پلیس نشان «آغوش رایگان» و قطرات اشک را در چشمان او دید.

توجه‌اش جلب شد و خواست کمی با او صحبت کند که صحبت آنها به دارز کشید و آنها شروع به صحبت در مورد مدرسه، هنر  زندگی کردند.

در انتها آنها برای لحظه‌ای یکدیگر را در آغوش گرفتند و اینجا بود که این عکس را یکی از عکاس‌های حاضر ثبت کرد.

ماندگارترین صحنه از یک آغوش +عکس

کارزار آغوش رایگان یک  جنبش اجتماعی در آمریکا بود، چنین کارزاری البته برای ما که فرهنگ متفاوتی با آمریکایی‌ها داریم، شاید درک‌ناشدنی باشد.

ایده و فلسفه این کارزار این بود که هر کسی می‌تواند بی‌دغدغه و به صورت تصادفی، به یک غریبه نیکی کند. این ابتکار را یک استرالیایی به نام «جوان من» در سال ۲۰۰۶ انجام داده بود.

او که جامعه مدرن شتابزده و تنهایی آدمی را در انبوه جمعیت و غوغای جوامع مدرن می‌دید، متوجه شده بود که برای نزدیکی آدم‌ها به هم باید کاری کند و فکری که به ذهش رسیده بود، همین بود.

گرچه فرهنگ و شرایط جامعه ما با آمریکا متفاوت است، اما بزرگان ما هم به این نیکی‌های بی‌دغدغه، توجه داشته‌اند: تو نیکی می‌کن و در دجله انداز…

این عکس را من بسیار یاد عکس دیگری می‌اندازد که چند وقت پیش در «یک پزشک» در موردش نوشتم.

عکسی که سال‌ها پیش باز در آمریکا گرفته شده بود. آن عکس البته در یک شرایط متفاوت و در جریان تظاهرات کوکلوس کلان‌های نژادپرست گرفته شده بود.

عکس کودک یکی از همین اعضای جماعت کوکلوس کلان را نشان می‌داد که در لحظه‌ای بی‌توجه به جنون بزرگ‌ترها، از روی غریزه کنجکاوی کودکی، متوجه تصویر خود روی سپر یک پلیس سفید می‌شود، به سمت او می‌رود و برای لحظه‌اای تقابلی بین پاکی و بی‌آلایشی کودک و پلیس شکل می‌گیرد که کلا بنای خشم و نامهربانی را در هم‌می‌ریزد.

ماندگارترین صحنه از یک آغوش +عکس

و البته عکس‌هایی مشابه، در دهه ۱۹۶۰ در جریان تظاهرات ضدجنگ ویتنام هم گرفته شده بودند، یکی از این عکس‌ها را «برنی بوستون» در ۲۱ اکتبر سال ۱۹۶۷ در تظاهرات مردم بیرون محوطه ساختمان پتاگون گرفت. این عکس نامزد دریافت جایزه پولیتزر در همان سال شد.

ماندگارترین صحنه از یک آغوش +عکس

البته شاید برای شما این عکس آشناتر باشد:

ماندگارترین صحنه از یک آغوش +عکس

بله! اگر راهی برای ایجاد گفتگو بین اقشار مختلف مردم و گروه‌ها باز شود، اگر همه ما تنها بر پایه انگاره‌های ثابت در مورد هم قضاوت نکنیم، اگر بخواهیم که به سبک خود بی‌دغدغه دیگران را دوست داشته باشیم و درک کنیم، شاید جایی برای خشم و تنفر باقی نماند.