تاریخ انتشار خبر: ۲۳ , تیر, ۱۳۹۵ | ۰۶:۵۰:۰۰
کد مطلب : 118900

مدیران مطبوعاتی که باج‌‌بگیر سر گردنه بودند!

بنابر سیاست ساواک که به‌طور مستقیم از طرف دربار تعیین می‌شد، با وجود اطلاع از موارد اخاذی‌، این موضوع به‌طور معمول مسکوت می‌ماند و ساواک در پاسخ به گزارش مأموران یا شکایت افراد تنها به این جواب بسنده می‌کرد: «در پرونده افراد بایگانی شود.»

کیهان در صفحه پاورقی خود نوشت: آن زمان دیگر بر عهده خود افراد زیان دیده بود که به طریقی نشریه مربوطه را راضی نگه دارند:
«روز گذشته میرزایی معاون تبلیغات وزارت فرهنگ می‌گفت از طرف آقای درخشش مأموریت یافته با مدیران جرایدی که مرتباً علیه فرهنگ مطالبی می‌نویسند تماس گرفته و به نحو مقتضی آن‌ها را وادار به سکوت نماید. از جمله قرار شده است بر اثر توصیه‌های بهزادی مدیر مجله سپید و سیاه‌{literal}{{/literal}،{literal}}{/literal} سجادی رییس سابق کارگزینی فرهنگ استان که از کار برکنار شده به ریاست کل کارگزینی وزارت فرهنگ منصوب شود و در مقابل در مجله مذکور مطالبی علیه فرهنگ درج نشود لیکن مدیران جراید آژنگ‌، خوشه‌، واهمه‌، دیپلمات‌، بامشاد، جهان‌، فرمان‌، ملیون‌، مهر ایران‌، مجله تهران مصور، امید ایران و پیغام امروز حاضر نشده‌اند در جرائد خود مطالبی به نفع آقای وزیر فرهنگ بنویسند و عموماً به مبارزه علیه آقای درخشش ادامه خواهند داد.»

سند دیگری در رابطه با روزنامه فرمان به تاریخ ۱۷/۹/۴۹ وجود دارد که می‌گوید:

«اکثر روزنامه‌های تهران به‌ویژه فرمان‌، آژنگ‌، پیغام امروز، آیندگان می‌خواهند به هر وسیله‌ای که شده دستگاه‌ها یا وزارتخانه‌ها را با نشر مطالب وادار به پرداخت و یا حق حساب نمایند به‌طوری که مسئولین روزنامه‌های مذکور برای گرفتن پول یا تقاضاهای مردم که اکثراً مخالف مقررات می‌باشد به شهرداری مراجعه و چون با مقاومت شدید شهردار تهران مواجه می‌شوند مترصد هستند به محض به دست آوردن کوچکترین سوژه‌ای طوری قلم فرسایی کنند که هم خواننده را تحت تأثیر قرار داده و یک بدبینی خاصی نسبت به شهرداری در بین طبقه عامه ایجاد نمایند.»

نگاهی به اسناد ساواک نشان می‌دهد که مطبوعات دوران پهلوی نه تنها به‌دلیل نفوذ دربار، ساواک و دولتمردان از خود اختیاری نداشتند; بلکه به‌دلیل وابستگی به برخی از سازمان‌های دولتی‌، در عمل نقش بولتن خبری را بازی می‌کردند. در تأیید مطالب بالا در اسناد ساواک آمده است‌:

«صبح روز سه شنبه گذشته نجفقلی پسیان سردبیر سابق روزنامه صبح امروز ضمن بحث درباره حیف و میل‌هایی که در سازمان برنامه می‌شود می‌گفت در سازمان برنامه بهزادی مدیر مجله سپید و سیاه‌، دکتر مصطفوی مدیر مجله روشنفکر{literal}{{/literal}،{literal}}{/literal} طباطبایی مدیر روزنامه دنیا و جهانبانویی مدیر مجله فردوسی به‌عنوان مشاور مطبوعاتی هر یک ماهیانه مبلغ سی هزار ریال حقوق می‌گیرند و علاوه بر این‌، مبلغی بابت آگهی‌ها و رپورتاژهای سازمان برنامه به‌طور متوسط ۱۵۰۰ تومان اخذ می‌نمایند.»

در گزارش دیگری ساواک از تشکیل کنسرسیوم کارچاق‌کنی مطبوعات خبر می‌دهد:

«به‌طوری که آقای علی دولت‌شاهین کارمند بانک ملی شعبه ژاله در تاریخ ۲/۹/۴۱ اظهار داشته است چندی است آقای صادق بهداد مدیر روزنامه جهان که فعلاً منتشر نمی‌شود به اتفاق چند نفر دیگر از مدیران و سردبیران جراید از جمله آقای صفی‌پور مدیر مجله امید ایران {literal}{{/literal}و{literal}}{/literal} عبدالرسول عظیمی مدیر روزنامه پیغام امروز به اصطلاح کنسرسیومی برای کارچاق کنی تشکیل داده‌اند و مرکز کار آن‌ها هم در خیابان کوشک دفتر وکالت صادق بهداد است کارها را بهداد می‌گیرد و به دیگران تکلیف می‌کند بروند دنبال آن‌ها در دوایر دولتی انجام بدهند.»

مشابه همین عمل را شاهنده انجام می‌دهد:

«عباس شاهنده از معنوی زمین‌خوار معروف ماهیانه ۵۰۰۰۰ ریال و از خرم مدیر شرکت آسفالت راه ماهیانه ۳۰۰۰۰ ریال مرتباً دریافت می‌کند. اگر کار این دو نفر در هر یک از مؤسسات دولتی خیلی پیشرفت سریع ننموده {literal}{{/literal}با اشکالات اداری برخورد کرد{literal}}{/literal} از طرف عباس شاهنده به عناوین مختلف مرعوب و آنان را مجبور به انجام خواسته‌های این دو نفر می‌کنند.»

باج‌خواهی از مسئولان حتی در سطح سازمان‌های مهم کشوری نیز به راحتی انجام می‌شد:

«تیمسار معظم‌! محترماً اشعار می‌دارد در چندی پیش آقای رزم‌آرا مدیر محترم روزنامه مرد مبارز در ساعت ۸ شب از نگهبان شرکت ملی نفت خواسته بودند که به نگارنده تلفناً {literal}{{/literal}تلفنی‌{literal}}{/literal} اطلاع دهند که با ایشان در خصوص کار فوری اداری در دفتر روزنامه تماس گرفته شود نگهبان شرکت ملی مراتب را اطلاع داد و تلفناً {literal}{{/literal}تلفنی‌{literal}}{/literal} با آقای رزم‌آرا تماس گرفته شد اظهار داشتند که چند تن از آقایان مدیران جراید که در وضع بدمالی می‌باشند امشب می‌گفتند که هر آینه شرکت ملی نفت ایران کمکی به آن‌ها ننماید بایستی منتظر حملات شدید روزنامه‌ها باشند به آقای رزم‌آرا گفته شد که شرکت ملی نفت متأسفانه نمی‌تواند برای کمک به این جراید آگهی‌های فصلی خلق نماید و اصولاً هیچ‌گاه این شرکت به مطبوعات چنین کمک‌هایی نکرده است‌. روزنامه‌هایی را که آقای رزم‌آرا نام بردند روزنامه آتش‌، آسیا، فرمان‌، بامشاد، مهرایران بوده است‌. بعضی از این جراید مانند آتش‌، آسیا، بامشاد در اولین انتشار خود حملات ناروایی را مستقیم و غیرمستقیم به شرکت ملی نفت آقایان مدیران و سازمان‌های این شرکت شروع نمودند که هنوز ادامه دارد.»

گاهی نیز این موضع‌گیری‌ها و مخالفت‌ها به‌خاطر اختلاف‌های جناحی و سیاسی انجام می‌شد:

«عده‌ای از طرف مخالفین درخشش که جزء دار و دسته عبدالله گرجی و جعفر بهبهانی می‌باشند با مدیران جراید تهران ملاقات و از آن‌ها در خواست همکاری با خود در مبارزه علیه وزیر فرهنگ را نموده‌اند و تا کنون مدیران روزنامه‌ها و مجلات خواندنی‌ها، سپید و سیاه‌، آسیای جوان‌، پیغام امروز، بامشاد، خوشه‌، ندای سپهر، سپاهان و آذربایجان موافقت خود را اعلام داشته‌اند و قرار شده است هر گونه مطالبی از طرف مخالفین وزیر فرهنگ تهیه شود در نشریات خود چاپ کنند.»
البته با توجه به خط مشی تعیین شده مجلات و نشریات توسط ساواک‌، سرزدن چنین رفتاری از نشریات طبیعی بود. همان‌طور که اشاره شد، اکثریت این افراد یا اعضای باندها و جناح‌های سیاسی بودند که از ابتدا توسط یک شخص یا اشخاصی که از نظر سیاسی به هم نزدیک بودند، حمایت می‌شدند و گاهی از همین رهگذر به وکالت مجلس نمایندگان می‌رسیدند یا آن‌قدر در مدح دربار و شاهنشاه قلم فرسایی می‌کردند که مورد توجه شاه قرار می‌گرفتند و به تدریج وارد باند بازی‌های سیاسی می‌شدند.
عدم پایبندی مدیران جراید به اخلاق و در مقابل اهمیت به پول و مقام بود که باعث می‌شد آن‌ها به راحتی از فساد و تخلفات حاکم بر یک دستگاه دولتی در مقابل دریافت رشوه چشم بپوشند. در گزارش ساواک می‌خوانیم‌:

«پس از تصادف اتوبوس دو طبقه شرکت واحد در انتهای خط ۱۳۱ آقای جهان‌بینی مدیر عامل شرکت جهت جلوگیری از نشر اخبار مربوطه و چاپ عکس در جراید با آقای علی‌اصغر امیرانی مدیر مجله خواندنی‌ها تماس گرفته و از او خواستار گردید که این واقعه از صورت یک خبر عادی در جراید تجاوز ننماید و آقای امیرانی نیز که ۴۸ ساعت قبل از این واقعه طی دو فقره چک مبلغ ۲۴ هزارتومان مقرری دو ماهه خود را از شرکت واحد دریافت داشته بود و با توجه به این که برای این کار نیز مبالغ قابل توجهی دریافت خواهد نمود، فوراً به‌وسیله تلفن با آقایان سناتور مسعودی، دکتر مصباح‌زاده و چندتن دیگر از مدیران مطبوعات تماس گرفته و از آنان جداً خواست که در مورد این تصادف شرح و بسطی ندهند.»