تاریخ انتشار خبر: ۵ , بهمن, ۱۳۹۲ | ۱۰:۳۶:۲۱
کد مطلب : 16354

مراقب کاسبان فتنه باشیم

چندی پیش نگارنده در آستانه سالروز نهم دی ماه، مطلبی با عنوان «سناریو رفع حصر» نوشت تا به بخشی از اهداف جریان پشت پرده شکستن حصر سران فتنه اشاره‌ای شود. در این وجیزه با تحت الشعاع قرار دادن برخی اقدامات و برخی تحرکات در فضای اجتماعی، اهداف ماجرا احصا شد و آن چیزی که در ظاهر و در نگاه اول به ذهن مخاطب خطور می‌کرد نبود بلکه هدف فراتر از رفع حصر بود و چالش‌تراشی برای حاکمیت و گرفتن امتیاز برای دولت برای فراهم شدن مطالبات بعدی جزو اصلی‌ترین اهداف این سناریو به حساب می‌آمد.

امروز اما این غوغاسالاری‌ها و گرد و خاک‌ها در فضای شبکه‌های اجتماعی بیشتر به چشم می‌خورد و سازماندهی بسیج اجتماعی و تشکیل گروه‌های معترض با وجود ماه‌های پایانی سال که مستعد برگزاری چنین مناسباتی هستند، در دستور کار اردوگاه فتنه قرار گرفته است و تعیین وقت برای راهپیمایی و از این قبیل شگردهای قدیمی برای رسیدن به هدف ظاهری انجام می‌شود.

اینکه امروز و در این شرایط چرا دوباره به فکر راهپیمایی افتاده‌اند و شرایط را به این سمت می‌برند، به نوعی برآیند چند عامل گره خورده به هم می‌باشد:

الف ـ مُردن گفتمان فتنه و فقدان چالش برای نظام: عده‌ای همچون کاسب به فکر کسب منفعتی از دل چالش‌تراشی برای نظام بوده‌اند. فتنه ۸۸ به علت ایجاد چالشی عظیم برای نظام، بالقوه‌ترین و بی‌نظیرترین شرایط را برای تخطئه و اضمحلال نظام فراهم کرد و اگر این فضا، دائماً در کشور به قوت خود باقی می‌ماند و به سایر نقاط کشور نیز تسری می‌یافت نظام را زیر تیغ بزرگ قرار می‌داد و به نوعی وادار به رفرم اساسی که مطابق با خواسته غرب بود، پیش می‌برد یا حداقل در شرایط درگیری در کشور، عده‌ای چراغ خاموش برنامه‌های شوم خود را در راستای سست کردن ستون‌های نظام اجرایی می‌کردند.

چون عظیم‌تر از این برنامه ـ فتنه ۸۸ ـ دیگر توان اجرایی و حتی تفکری نیز ندارد لذا آزمون و نتیجه گرفتن از ارتجاع به این فضای آلوده در کشور برای عده‌ای هدف عالیه گشته است تا در اثنای آن هدف‌های خود را محقق سازند. این عده هم در داخل و هم در خارج تعریف می‌شوند.

ب ـ چراغ سبز دولت: پس از روی کار آمدن دولت، مسئله فتنه ۸۸ و آزادی سران فتنه در الفاظ و ادبیات دولتمردان ما به وفور به چشم می‌خورد و شاید این موضوع به عنوان یکی از وعده‌های دولت نیز برای عده‌ای به حساب‌ آید. این چراغ سبز بهترین بستر برای عملی شدن محور مطرح شده در بند فوق می‌باشد. احیای فضای فتنه و آشوب نیازمند بستری قدرتمند بود که این بستر در دولت یازدهم ـ خواسته یا ناخواسته ـ به نحوی فراهم شده است و همین عامل امید مضاعف برای ایجاد چنین سرمستی و غوغاسالاری را در اردوگاه فتنه به وجود آورد.

این چراغ سبز دولت را هم در شکستن قبح مذاکره با شیطان بزرگ و هم در اقداماتی که در مقوله فرهنگ کشور موجبات باز شدن شرایطی که با روح انقلاب اسلامی متضاد است. می‌توان دید پس به گونه‌ای می‌توان گفت دولت ـ باز هم تأکید می‌کنم خواسته یا ناخواسته ـ مسبب اصلی این موضوع می‌باشد.

در کنار موارد فوق مهمترین هدفی که کاسبان فتنه دنبال آن هستند ایجاد فضای دو قطبی با شکاف عمیق سیاسی ـ فرهنگی است که در دل اجتماع و در اقشار مختلف بتوان به وفور آن را دید و از این طریق با تحریک و تطمیع در گروه‌های زوایه دار با نظام، گروه‌های فشار داخلی را برای حاکمیت تشکیل دهند. حال نکته‌ای که درخور تامل و درک عمیق است، وضعیت شناسی امروز این تحرکات توسط نیروهای ارزشی و اصولی است که باید از دل این تاملات، کاذب یا واقعی بودن این تحرکات احصا شود تا مبادا در فضای کاذب وارد رفتارهای واکنشی شویم و نقشه اپوزیسیون نظام را برای دوقطبی‌سازی پیاده کرده و خود جزئی از بازیگران آن محسوب شویم. تاریخ انقلاب نشان داده است که این هیاهوهای کاذب بیشتر برای گرفتن بازخورد از طرف مقابل(نیروهای ارزشی) ایجاد می‌شود تا با رفتارشناسی درست به سیاستگذاری صحیح در اقدامات آتی خود برسند.

هرچند ممکن است این فضا واقعی تلقی شود و از درون آن به چالش کشیده شدن امنیت کشور به دست آید که آن در جای خود اقدامی قابل توجه می‌طلبد ولی آنچه که امروز پدید آمده است عملی کاذب، آن هم از برای ظرفیت دولت و از سویی ظرفیت بالقوه برخی نیروهای واکنش سریع بی‌تدبیر است که می‌تواند این فضا را پیشرفت دهد.

نویسنده : فرهاد نظریان سامانی