تاریخ انتشار خبر: ۲۳ , دی, ۱۳۹۳ | ۰۹:۳۱:۳۷
کد مطلب : 66812
یادی از مورخ ژرف‌نگر؛

مردی که دهخدا او را کم نظیر می‌دانست + تصاویر

از جمله آثار ماندگار استاد، ترجمه‌ی «نهج‌البلاغه»‌ی حضرت علی (ع) است. می‌گفت، هنوز دلش در نجف جا مانده است: «آن‌جا سایه‌ی امیرالمؤمنین (ع) بود، حالا هم درست است دست‌مان کوتاه است، ولی متوسلیم»

*زندگی نامه

سید جعفر شهیدی در سال ۱۲۹۷هجری شمسی در شهر بروجرد به دیده به جهان گشود. تحصیل مقدماتی اش را در زادگاه خویش، بروجرد آغاز کرد. آنگاه به تهران روی آورد و تحصیلات تکمیلی خود را در این دیار از سر گرفت.

سید جعفر، پیشتر با نام “سجادی” شناخته می‌شد. پس از مدتی نام “شهیدی ” را برای خود برگزید و با این نام در مراکز علمی و دانشگاهی شهرت یافت. وی سالیانی چند در حوزه علمیه، به درک محضر آیت‌الله العظمی بروجردی و دیگر بزرگان حوزوی توفیق یافت.

پس از آشنایی با دکتر محمد معین به حضور استاد علامه مرحوم دهخدا رسید و بعد از تشکیل سازمان لغت‌نامه دهخدا، معاونت سازمان را عهده دار شد.

سال ۱۳۲۰ برای تحصیل علوم دینی و فقه و اصول راهی نجف می‌شود، اما بعد از هشت سال، بیماری ناگزیر او را به ایران بازمی‌گرداند. هر هفته باید خود را به پزشک نشان می‌داده، در نتیجه از رفتن به حوزه بازمی‌ماند. برای گذران زندگی و به‌ منظور ترجمه‌ی متون عربی، نزد دکتر سنجابی ـ وزیر فرهنگ وقت ـ می‌رود، اما به او اشتغال به تدریس پیشنهاد می‌شود. با ماهی ۱۵۰ تومان در دبیرستان ابومسلم مشغول می‌شود و بعد که به او می‌گویند با مدرک لیسانس حقوقش به ۳۰۰ تومان خواهد رسید، بدون شرکت در کلاس‌ها، لیسانس الهیاتش را با بهترین نمره‌ها می‌گیرد.

سپس علامه دهخدا از سیدجعفر شهیدی دعوت به همکاری می‌کند و در نامه‌ای به دکتر آذر ـ وزیر فرهنگ وقت ـ می‌نویسد: «او اگرنه در نوع خود بی‌نظیر، ولی کم‌نظیر است». دهخدا در این نامه می‌خواهد که به جای ۲۲ ساعت، به او شش ساعت تدریس اختصاص دهند؛ تا بقیه‌ی وقتش را در لغت‌نامه‌ی دهخدا بگذارند. مدتی این‌گونه می‌گذرد، تا سال ۱۳۴۰ که با مدرک دکتری به دانشگاه منتقل می‌شود. تدریس در دانشگاه تا سال‌های ۴۵، ۴۶ ادامه پیدا می‌کند، اما بعد با ناامنی دانشگاه، دانشجویان خود را به لغت‌نامه می‌برد؛ که تا چندی پیش که استاد با ناراحتی جسمی مواجه شد، پس از سال‌ها، هنوز هم دانشجویانش چهارشنبه‌ها به لغت‌نامه می‌رفتند، تا در محضر او کسب فیض کنند.

شهیدی اولین کتابش را در نجف در رد احمد کسروی می‌نویسد، هر چند بر خوب بودن کارهای تاریخی او ـ تاریخ آذربایجان، تاریخچه‌ی چپق و قلیان، مشعشیان و… ـ تأکید داشت. دیگر کتابش، سه جلد «جنایات تاریخ» توسط ساواک توقیف می‌شود، اما بعدها با گذشت دوره‌ی زمانی، بعضی مطالب انتقادی را چندان ضروری نمی‌بیند و آن‌ها را از چاپ بعدی حذف می‌کند.

از جمله آثار ماندگار استاد، ترجمه‌ی «نهج‌البلاغه»‌ی حضرت علی (ع) است. می‌گفت، هنوز دلش در نجف جا مانده است: «آن‌جا سایه‌ی امیرالمؤمنین (ع) بود، حالا هم درست است دست‌مان کوتاه است، ولی متوسلیم»

شهیدی که در نگارش کتاب‌های تاریخی، نگاهی تحلیلی داشت، آثاری چون: شرح مثنوی، عرشیان، قیام حسین (ع)، زندگانی فاطمه زهرا (س)، زندگانی علی‌ بن الحسین (ع)، شیرزن کربلا، ابوذر غفاری، گزینه‌ای از سخنان امیرالمؤمنین علی (ع)، زندگانی امام صادق (ع)، از دیروز تا امروز (مجموعه مقاله‌ها و سفرنامه‌ها) و ترجمه‌هایی چون: براهین‌العجم، تاریخ‌ الاسلام التحلیلی، علی بلسان علی، شوره‌الحسین (ع)، حیات فاطمه (س)، حیاه‌الامام الصادق جعفر بن محمد (ع) و حیاه السیده‌ فاطمه الزهرا (س) را در کارنامه‌ی خود دارد. این استاد فرهیخته در ساعت ۱۱ صبح یکشنبه ۲۳ دی ۱۳۸۶ از دنیا رفت.