تاریخ انتشار خبر: ۳۱ , فروردین, ۱۳۹۴ | ۱۲:۰۷:۰۴
کد مطلب : 81241
قاتل اعتراف کرد؛

مرگ دختر جوان به خاطر دیدن سریال ترکیه ای

عامل جنایت خیابان ایتالیا پس از انتقال به محل قتل، صحنه کشتن پدر و خواهرش را بازسازی کرد. این درحالی است که پزشکی قانونی سلامت روانی متهم را تائید کرده است.

 

به نقل از جام جم، هوتن بیست و پنج ساله متهم است شامگاه پانزدهم فروردین امسال در اقدامی جنون آمیز خواهرش به نام ایران دخت و پدرش که حسن نام داشت را به قتل رسانده است.

 

پسر جوان یک روز پس از جنایت دستگیر شد که در همان بازجویی های اولیه به ارتکاب جنایت اعتراف کرد و گفت: شب من و خواهرم در خانه تنها بودیم. از او خواستم تا کانال تلویزیون را تغییر دهد که با هم مشاجره کردیم و دعوایمان شد. بعد او را خفه کردم. خواستم فرار کنم که ناگهان صدای باز شدن در آپارتمانمان را شنیدم. پدرم بود، باید او را هم می کشتم. با چاقو چند ضربه به او زدم که باعث مرگش شد.

 

 

با اعتراف متهم به ارتکاب این جنایت بازپرس سعید احمدبیگی، بازپرس شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران به تیمی از متخصصان پزشکی قانونی ماموریت داد سلامت روانی متهم را بررسی کنند که پزشکان پس از معاینات تخصصی اعلام کردند، هوتن دچار جنون نشده و مشکل روحی و روانی ندارد.

 

در ادامه متهم با دستور قضایی به محل جنایت منتقل شد و جزئیات جنایت را در حضور افسران جنایی بازسازی کرد.

 

هوتن با تشریح صحنه قتل گفت: خواهرم را با کش، خفه و او را داخل کمد مخفی کردم. بعد هم برای صحنه سازی دور گردن او طناب انداختم. اگر پدرم دیرتر به خانه می آمد شاید او را نمی کشتم. بعد از قتل سراغ یکی از دوستانم رفتم که او متوجه آثار جراحت روی دستم شد. من هم به دروغ گفتم که با خواهر و پدرم دعوا کرده ام.

 

متهم به قتل پس از بازسازی صحنه قتل با قرار قانونی روانه زندان شد.

 

هوتن از جنایت خود پشیمان است و می گوید: ماهواره زندگی آنها را خراب کرده و اگر روز حادثه می توانست خشم خود را کنترل کند حالا خواهر و پدرش زنده بودند.

 

درباره انگیزه اش از این جنایت و نحوه قتل گفت وگویی با او انجام دادیم که در ادامه می خوانید.

 

پیش از این اعلام کرده بودی که به خاطر تغییر شبکه تلویزیون خواهرت را کشتی. به نظر خودت این دلیل قانع کننده ای برای جنایت است؟

خواهرم همیشه فیلم های ماهواره ای را می دید و این سریال ها روی رفتارش تاثیر گذاشته بود. عصر روز حادثه من در حال تماشای فیلم بودم که از من خواست شبکه را تغییر دهم تا سریال ترکیه ای مورد علاقه اش در شبکه «ریور» را ببیند. به او گفتم اجازه نمی دهم که با هم درگیر شدیم. او از کشوی میز من چاقویی برداشت و به سمتم آمد. چاقو را از دستش گرفتم و او را داخل اتاق زندانی کردم. او مدام جیغ و فریاد می کرد. دیگر از رفتارش خسته شده بودم، کش را به دور گردنش انداختم و وقتی به خودم آمدم متوجه شدم که خفه شده است.

 

بعد چه کردی؟

اوایل شوکه بودم. وقتی کمی حالم بهتر شد، طنابی برداشتم تا با آن صحنه مرگ خواهرم را خودکشی نشان دهم. پدر در مطبش مشغول کار بود و فرصت مناسب برای این کار را داشتم. طناب را به لوستر بستم که ناگهان پدرم وارد خانه شد. چند بار من و خواهرم را صدا زد. باید او را هم می کشتم. به همین خاطر با چاقویی که ایران دخت به من حمله کرده بود چند ضربه به او زدم که باعث مرگش شد.

 

بازهم به نظرت این دلایل برای قتل کافی است؟

این انگیزه قتل نیست دلایل قتل است.

یعنی چه؟

یعنی این اتفاق باعث عصبانیت من شد که دست به قتل بزنم. مادرم وقتی بر اثر سرطان فوت کرد زندگی ما با مشکلات فراوانی روبه رو شد. مادر به روابط داخل خانه خط می دهد و آن را حفظ می کند مثل نخ تسبیح. اگر مادر نباشد همه چیز به هم می ریزد. نبود مادر در خانه روی وضعیت روحی من و خواهرم تاثیر بدی گذاشته بود. همین اتفاقات باعث شد که من در یک لحظه کنترلم را از دست بدهم و مرتکب قتل شوم.

 

بعد از قتل پدرت به صحنه سازی ادامه دادی؟

نه، همراه دوستانم به گردش و سینما رفتم و عصر روز بعد برگشتم. ابتدا صحنه سازی را کامل کردم و کمی از خون پدرم را روی لباس خواهرم ریختم.

 

چرا این کار را کردی؟

می خواستم طوری نشان دهم که خواهرم پدرمان را کشته و بعد خودکشی کرده است.

 

این صحنه سازی چطور به ذهنت رسید؟

از یک فیلم پلیسی که در شبکه «من و تو» در ماهواره دیده بودم، یاد گرفتم.

 

پس خودت هم ماهواره می دیدی؟

تا چندی قبل بله، اما وقتی متوجه شدم سریال هایش روی رفتار آدم تاثیر می گذارد دیگر ندیدم. من عاشق فیلم های جنایی هستم و فیلم ها و داستان های پلیسی را پیگیری می کردم.

 

پلیس را خودت خبر کردی؟

پس از صحنه سازی با دوستم تماس گرفتم و موضوع را ابتدا به او گفتم و بعد پلیس را در جریان قرار دادم. در همان صحنه ماموران به من مشکوک شدند و خیلی زود اعتراف کردم.

 

پشیمانی؟

خیلی. زندگی ام را به خاطر یک لحظه عصبانیت بر باد دادم. پدرم اگر دیرتر به خانه آمده بود او را نمی کشتم.