تاریخ انتشار خبر: ۲۹ , مرداد, ۱۳۹۳ | ۰۰:۲۶:۳۳
کد مطلب : 39799
روایتی مستند از جنایت رژیم طاغوت در آبادان:

منوچهر آزمون: سینما رکس را به دستور خود شاه آتش زدند

عصر آبادان: در این مطلب ، روایت مستندی تقدیم می شود که نشان می دهد چه دلایلی باعث شد تا رژیم منحوس پهلوی تعداد قابل توجهی از مردم آبادان را در سینما رکس زنده زنده بسوزاند.

1345373088_cinema-rex2

پس از کشتار ۱۹ دی ماه قم، رژیم شاه امیدوار بود که صدای اعتراض مردم را خاموش کرده باشد. اما به دنبال قیام مردم تبریز در بهمن ۵۶ و به دنبال آن مردم یزد و اصفهان و مشهد و … طی ماه‌های فروردین تا مرداد ۵۷، شاه کلافه و سردرگم شده بود و نمی‌دانست که چگونه باید این قیام‌ها را سرکوب کند. سرانجام، شاه با مشورت برخی از اطرافیانش درصدد برآمد تا ارتش را به صحنه بیاورد تا علاوه بر نیروهای شهربانی و ساواک، نظامیان را هم در برابر مردم قرار دهد. در یک گزارش “سرّی” سفارت آمریکا به تاریخ اول آگوست ۱۹۷۸ (دهم مرداد ۱۳۵۷) از قول هدایت اسلامی‌نیا (نماینده سابق مجلس و رابط میان دربار شاه و آیت‌الله شریعتمداری) چنین آمده است:
“در برابر آشوب‌های ایران در ۲۱ و ۲۲ ژولای [۳۰و ۳۱تیرماه ]، شاه با یارانش یعنی ژنرال فردوست و رئیس ساواک ژنرال مقدم، ملاقات کرد تا سیاست آینده در برابر تظاهرکنندگان را تعیین کند. اسلامی‌نیا که هم با فردوست و هم با مقدم دوست است، گفت شاه از نتایج تظاهرات مذهبی دلخور بوده و بعد از جلسه‌ای که در آن به مقدم شدیداً انتقاد شد، شاه دستور داد که از این به بعد، تظاهرات توسط قوای نظامی پراکنده شود. [به این ترتیب] ارتش اجازه آتش‌گشودن بر روی تظاهرکنندگان را به دست آورد.”
از سوی دیگر، حدود یک ماه پیش از واقعه ۱۷ شهریور، یک مقام بسیار نزدیک به رژیم، در محفلی خصوصی با اشاره به مخالفان دولت گفته بود که:
” باید اویسی را آورد و این‌ها را به مسلسل بست و ده هزار تا را کشت تا غائله تمام بشود.”
امّا به خیابان کشاندن نظامیان و تیراندازی به‌سوی مردم در شهرهای مختلف کشور نیز نتوانست باعث پایان بخشیدن به تظاهرات مردم شود؛ لذا شاه تصمیم گرفت تا حادثه وحشتناک و دلخراشی را به وجود آورده، سپس آن را به گردن انقلابیون بیندازد تا افکار عمومی جهانی را برای سرکوب گسترده و خونین ملت مسلمان ایران آماده سازد.
پرویز راجی (آخرین سفیر شاه در لندن) در خاطرات روز شانزدهم آگوست ۱۹۷۸ (۲۵مرداد ۱۳۵۷) خود می‌نویسد:
“در ملاقات با هوشنگ انصاری [وزیر دارائی] به او گفتم: اعلیحضرت فعلاً چاره‌ای ندارد جز این که خونسردی خود را حفظ کند؛ اوضاع را به حال خود بگذارد و در خصوص خونریزی و خرابکاری مخالفان دست به تبلیغات بزند تا بلکه طبقات متوسط از خواب غفلت بیدار شده، به عواقب سلطه اجامر و اوباش(!) پی ببرند. وقتی کارد به استخوان همه رسید، می‌بایست یک واقعه قهرآمیز و مرگبار و ویرانگر را بهانه قرار دهد، به عکس‌العمل محکم و چشمگیری دست بزند، ارتش را به صحنه آورد و با هر مقدار خشونت که لازم باشد، به سرکوبی مخالفان بپردازد.”
در راستای پیاده‌کردن این سناریو، ساواک طبق دستور شاه، برنامه‌ای برای به آتش کشیدن سینما رکس آبادان و سوزاندن تماشاچیان داخل سینما، طراحی می‌کند. لذا محمد حسن ناصری معروف به عضدی (معاون کمیته مشترک ضدخرابکاری ساواک)، ناصر نوذری معروف به رسولی (شکنجه‌گر ساواک)، مجتهدی معروف به دکتر مجیدی (بازجوی ساواک) و سعدی جلیل اصفهانی معروف به بابک (متخصص مواد منفجره و تخریب ساواک)، درست یک روز قبل از حادثه سینما رکس، وارد آبادان می‌شوند.
علاوه بر افراد فوق، سرهنگ سیاوش امینی آل آقا (رئیس اداره اطلاعات شهربانی و افسر ضدخرابکاری) که دوره‌های آموزشی را در اسرائیل گذرانده بود نیز یک روز قبل از وقوع آتش‌سوزی، وارد آبادان می‌شود.
در روز ۲۷ مرداد، یعنی همان روز ورود این افراد به آبادان، شاه طی مصاحبه‌ای می‌گوید:
” من از فاجعه بزرگی که ارتجاع سیاه برای ایجاد وحشت بزرگ در این مملکت به وجود می‌آورد، می‌ترسم.”
روز ۲۸ مرداد ۱۳۵۷، دقیقاً روز بعد از مصاحبه شاه و اعلام وحشت بزرگ، عناصر ساواک ، سینما رکس آبادان را به آتش می‌کشند و آن فاجعه را به وجود می‌آورند.منوچهر آزمون (معاون اجرائی نخست‌وزیر در زمان شریف امامی) در اعترافات خویش در دادگاه انقلاب اسلامی اظهار می‌دارد:” سینما رکس را به دستور مستقیم شاه آتش‌زدند. نخست‌وزیر [آموزگار] روحش هم خبر نداشت. وقتی به او خبر دادیم، رنگش مثل گچ سفید شد؛ دستور مستقیم شاه بود.”
پرویز راجی در یادداشت روز بیستم آگوست ۱۹۷۸ (۲۹/۵/۱۳۵۷) خود با اشاره به واقعه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان می‌نویسد: “به میرفخرائی در وزارت دربار تلفن زدم که از قول من به هویدا پیشنهاد کند تا یک روحانی بلندپایه را همین امشب به تلویزیون بیاورند تا وی این وحشیگری جنون‌آمیز را محکوم کند و آن را خلاف قوانین الهی بخواند … هنگامی که به فرودگاه رفتم، از صحبت‌های فرهاد و حسین اشراقی این‌طور فهمیدم که حادثه آتش‌سوزی سینما دارد به سرعت زمینه را برای اقدامات شدید فراهم می‌سازد … به فکرم رسید که شاید چند واقعه دیگر از این نوع باید اتفاق بیفتد تا سرکوب نهائی انجام گیرد.”
همان گونه که ملاحظه گردید ، راجی در ۲۵ مرداد از تبلیغ در خصوص “خونریزی و خرابکاری مخالفان!” سخن می‌گوید. وی سپس اظهار می‌دارد که می‌بایست “یک واقعه قهرآمیز و مرگبار و ویرانگر” را بهانه قرار داد و به سرکوبی مخالفان پرداخت. وی به صراحت بیان می‌کند که “سرکوب نهائی” مستلزم یک سری زمینه‌سازی قبلی است و واقعه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان یکی از بسترهای مناسب برای نیل به این مقصود بوده است.

 

تالیف: کامران غضنفری/ردپای ۶۰ سال خیانت و جنایت

  1. محمد می‌گه:

    تحلیل های کیلویی!!!!