تاریخ انتشار خبر: ۳۱ , فروردین, ۱۳۹۴ | ۱۱:۱۳:۵۷
کد مطلب : 81181
سیاست خاورمیانه ای هیلاری کلینتون؛

نتیجه توافق هسته ای در صورت پیروزی هیلاری کلینتون چیست؟

پیروزی یک دموکرات در انتخابات ۲۰۱۶ هرچند می تواند نوید بخش آن باشد که جهان شاهد جنگ کمتری خواهد بود اما باید یادآور شد که بیشترین فشارها و تحریم ها علیه ایران همواره در دوران حکومت دموکرات ها علیه کشور تحمیل شده است.

به  گزارش عصر آبادان ؛هیلاری کلینتون با انتشار فیلمی در سایت اینترنتی اش، به طور رسمی کاندیداتوری در انتخابات ۲۰۱۶ ریاست جمهوری آمریکا را اعلام کرد. او خود را قهرمانی دانست که آمریکایی ها بدان نیاز دارند.  هیلاری ۶۷ ساله در این فیلم گفت: من کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری هستم… هر روز مردم نیازمند قهرمان هستند. می خواهم این قهرمان باشم تا بیش از یک زندگی معمولی برخوردار شوید بلکه در زندگی پیشرفت کنید و پیشرفته باقی بمانید.

در حالی هیلاری کلینتون بار دیگر خود را در معرض آزمون انتخابات ریاست جمهوری آمریکا قرار داده است که در سال ۲۰۰۸ در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات نتوانسته بود پیروز شود و رقابت را به هم حزبی خود، باراک اوباما واگذار کرد.

شانس های پیروزی کلینتون

هرچند تا شروع رقابت های انتخاباتی در سال ۲۰۱۶ زمان زیادی باقی مانده است، اما هیلاری کلینتون عزم خود را برای پیروزی جزم کرده است تا به عنوان اولین رئیس جمهور زن ایالات متحده آمریکا در تاریخ، خود را معرفی کند. مردم آمریکا در سال ۲۰۰۸ بین اولین رئیس جمهور سیاهپوست و اولین رئیس جمهور زن، یک سیاهپوست را انتخاب کردند. حال شاید این بار برای خلق اولین دیگر، کلینتون را راهی کاخ سفید کنند.

از سوی دیگر میان نامزدهای احتمالی پست ریاست جمهوری، از هیلاری کلینتون می توان به عنوان شاخص ترین و شناخته شده ترین نامزد دموکرات ها یاد کرد که این شانس می تواند در رقابت اصلی با نامزد جمهوری خواه نیز برگ برنده ای برای وی باشد. درست است که کلینتون در انتخابات سال ۲۰۰۸ در انتخابات درون حزبی شکست خورد، اما این شکست در حالی رقم خورد که وی توانسته بود بیش از ۱۸میلیون رای را کسب کند که همین موضوع می تواند به عنوان پشتوانه ای برای حرکت های رو به جلو کلینتون تلقی شود. بنابراین در همان سال نیز، کلینتون فاصله چندانی با پیروزی نداشت و در حال حاضر می تواند با تجربیاتی که از گذشته دارد، شانس پیروزی خود را افزایش دهد.

در زمینه اقتصادی هرچند انتقاداتی از سوی جمهوری خواه ها به سیاست های اوباما وارد می شود، اما باید این نکته را در نظر بگیریم که سیاست های اقتصادی دولت اوباما منجر به خروج آمریکا از رکود اقتصادی سنگین سال ۲۰۰۸ شد. اوباما در آن زمان این انتخاب را برای رای ‌دهندگان ایجاد کرد که میان دموکرات‎های حامی طبقه متوسط و جمهوری‌خواهان که می ‌خواستند از ثروتمندها حمایت کرده و پس از رکود اقتصادی ۲۰۰۸ بار دیگر به عرصه سیاسیت بازگردند، یکی را انتخاب کنند. اکنون مشاوران هیلاری کلینتون می‌گویند، وی بار دیگر اعلام خواهد کرد که رای دهندگان امریکایی در انتخابات۲۰۱۶ نیز همان گزینه‌ها را در پیش دارند.

چالش های پیش رو

در نظرسنجی هایی که در گذشته صورت می گرفت، کلینتون از درصد محبوبیت بیشتری نسبت به هفته های اخیر برخوردار بود. لیدیا ساد، تحلیلگر موسسه نظرسنجی گالوپ، می‌گوید: «این نرخ نه تنها کمترین نرخ محبوبیت کلینتون در سال گذشته است، بلکه کمترین میزان از سال ۲۰۰۸ یعنی زمانی است که برای انتخابات اولیه حزب دموکرات رقابت می‌کرد.»

مطمئنا عامل اصلی کاهش محبوبیت کلینتون مساله بحث‌برانگیز استفاده او از ایمیل شخصی برای انجام امور رسمی به‌عنوان وزیر خارجه بوده است. بدتر از آن، افشا شده که کلینتون به جز ایمیل‌هایی که آنها را رسمی می‌پنداشته، بقیه ایمیل‌هایش را پاک کرده است. این مساله این گمان را به وجود آورده است که او مدارکی را که مربوط به تحقیق کنگره درباره حمله تروریستی به سفارت آمریکا در بنغازی بوده، از میان برده است.

نظرسنجی ماه آوریل گالوپ نشان می‌دهد محبوبیت کلینتون در میان رای‌دهندگان مستقل از ۵۶ درصد در سال گذشته به ۴۳ درصد سقوط کرده است. این نظرسنجی همچنین نشان می‌دهد محبوبیت او در میان رای‌دهندگان دموکرات‌ و رای‌دهندگانی که به دموکرات‌ها متمایل هستند، از ۸۷ درصد در سال گذشته به ۷۹ درصد تنزل کرده است. مساله قابل توجه اینکه، ۳۸ درصد از رای‌دهندگان دموکرات و رای‌دهندگان متمایل به دموکرات‌ها می‌گویند «فرد دیگری» را به‌عنوان کاندیدای خود ترجیح می‌دهند. این در شرایطی است که کلینتون هنوز از سیاست‌های اقتصادی نادرست اوباما انتقاد نکرده و در واقع طی چهار سال حضورش در کابینه اوباما، از این سیاست‌ها حمایت کرده است. این مساله کلینتون را در برابر موضوعات اقتصادی به شدت آسیب‌پذیر می‌کند.

سیاست خارجی کلینتون

ایالات متحده در حالی وارد فضای انتخابات ریاست جمهوری می شود که یکی از نامزدهای شاخص آن هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق این کشور نیز بوده است. کسی که در سال های تصدی این پست با رویدادهای مهمی در عرصه سیاست خارجی قدرتمندترین کشور جهان روبه رو شد و حتی تا به امروز به خاطر قتل سفیر آمریکا در لیبی، کریستوفر استیونز مورد شماتت و سرزنش قرار می گیرد.

به طور مشخص مناطقی در جهان نقطه ثقل سیاست خارجی آمریکا هستند که هر دولتی در آمریکا بنا بر تاکتیک ها و راهبردهای خود با آن درگیر می شود. روسیه، چین، خاورمیانه و آسیای شرقی از مهمترین کانون هایی هستند که آمریکا با آنها روبه روست و بیشترین تمرکز را بر آن دارد. بنابراین برای پیش بینی سیاست خارجی هیلاری کلینتون در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، مجموعه سیاست هایی که وی در دوران تصدی پست وزارت خارجه دنبال می کرد می تواند راهگشای بسیار مناسبی باشد. منتقدان وی می‌گویند وی مدعی هیچ موفقیت دیپلماتیکی نیست اما دوره چهارساله وی در این سمت در سراسر جهان چهره وی را به عنوان یک زن سیاستمدار تثبیت کرد.

رای کلینتون به جنگ طلبی بوش در افغانستان و عراق

پیش از تصدی پست وزارت خارجه در دولت اوباما، در سال ۲۰۰۰ هیلاری کلینتون به عنوان سناتور ایالت نیویورک انتخاب شد او یکی از اولین زنان منتخب در مجلس سنای ایالات متحده آمریکا به شمار می رفت. سال بعد در ۱۱ سپتامبر برج های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک طی حملاتی مشکوک تروریستی تخریب شدند که آمریکا القاعده را مسئول این حملات معرفی و طالبان افغانستان را به حمله نظامی تهدید کرد.

کلینتون به عنوان سناتور ایالت نیویورک، قویاً از مداخله نظامی آمریکا در افغانستان در سال ۲۰۰۱ حمایت کرد و گفت این اقدام فرصتی برای مبارزه با تروریسم و در عین حال ارتقای زندگی زنان افغانی است که در دولت طالبان در رنج هستند. کلینتون در اکتبر  ۲۰۰۲ نیز به قطعنامه جنگ عراق که به جرج دبلیو بوش اجازه استفاده از نیروی نظامی علیه عراق را می‌داد رأی موافق داد. هر چند نتیجه جنگ طلبی بوش در افغانستان و عراق تنها آمار کودکان و زنان کشته و مجروح و آواره را افزایش داد و به گسترش تروریسم در منطقه کمک کرد.

خاورمیانه پس از اوباما

با رویکردی خوشبینانه، میراثی که باراک اوباما پس پایان دور دوم ریاست جمهوری آمریکا ازخود در خاورمیانه برجای خواهد گذاشت می تواند به مراتب از میراث جورج دبلیو بوش بهتر باشد. بوش، آمریکا را گرفتار دو جنگ فرسایشی و پرهزینه ای کرد که تبعات آن تا دوره پایانی ریاست جمهوری اوباما نیز مشهود بود. اوباما برای خروج از باتلاق افغانستان و عراق با چالش های جدی چون افزایش نارضایتی در افکار عمومی آمریکا و همچنین کسری بودجه ناشی از جنگ روبه رو بود. وی تلاش کرد هزینه های نظامی را در خاورمیانه کاهش دهد و این هزینه ها را بر دوش کشورهایی چون عربستان، قطر و امارات قرار دهد. هرچند این اقدام نیز به افزایش افراط گری و تروریسم تکفیری در منطقه منجر شد اما رئیس جمهور بعدی با هزینه های سرسام آور جنگی مستقیم در خاورمیانه روبه رو نخواهد بود.

بنابر نظرسنجی ها و نظرات کارشناسان، هیلاری کلینتون می تواند از شانس بالایی به عنوان رئیس جمهور بعدی آمریکا برخوردار باشد. سیاست های که وی در قبال خاورمیانه دنبال خواهد کرد تا حدودی به سابقه وی به عنوان وزیر خارجه سابق آمریکا می تواند بستگی داشته باشد و هم می تواند دنباله رو سیاست خارجی اوباما با تغییراتی در روش ها باشد. از سویی کلینتون باید منافع و سیاست های حزب دموکرات را نیز در نظر داشته باشد و سیاست های حزب متبوع خود را چه در داخل و چه در خارج پیاده سازد. دموکرات ها در اکثر مواقع سعی کرده اند اهداف سیاست خارجی آمریکا را با روش های متفاوتی از جمهوری خواه ها دنبال کنند. آنها به جای جنگ و درگیری مستقیم، جنگ نرم، فشار اقتصادی و استفاده از کشورهای منطقه برای درگیری های نیابتی را ترجیح داده اند.

کلینتون نیز سعی خواهد کرد کشورهای نفت خیز عربی را همچنان به عنوان کشورهای وابسته به آمریکا حفظ کند و از آنها در جهت منافع خود بهره ببرد. هرچند عده ای تصور می کنند توافق هسته ای با ایران می تواند چرخشی در سیاست خارجی آمریکا از کشورهای خودکامه عربی به سمت ایران باشد اما این تحلیل با اهداف راهبردی آمریکا همخوانی ندارد، هدف آمریکا در ایران تغییر ماهیتی رژیم است؛ خواه این هدف با جنگ دنبال شود خواه با تحریم و محدود سازی و فشار.

فرصتی برای بهبود روابط دولت آمریکا و اسرائیل

میزان نفوذ و قدرت لابی اسرائیل در آمریکا به حدی است که نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا برای کسب رای و شانس پیروزی در انتخابات درون حزبی خود ناچار به جلب رضایت این لابی‌ها روی می‌آورند. باراک اوباما نیز بارها در این آزمون شرکت کرده و حمایت آنها را جلب کرده است. اما اوباما در دور دوم ریاست جمهوری خود تلاش کرد در قبال اسرائیل سیاست مستقلانه تری را دنبال کند و فشارهایی را به دولت راست گرای نتانیاهو برای تعدیل سیاست های خود در قبال مذاکرات صلح فلسطین و پرونده هسته ای ایران وارد کرد. هر چند باید این نکته را در نظر داشت که این اختلافات منجر به عدم تعهد رئیس جمهور آمریکا به حفظ امنیت رژیم صهیونیستی نشده است و وتوی قطعنامه های سازمان ملل علیه اسرائیل و حمایت از عملیات نظامی این رژیم در نوار غزه موید آن است.

به هر صورت در دوران اوباما مناسبات با دولت نتانیاهو همچون گذشته نبود و اختلافات شدیدی به خصوص درباره سیاست خاورمیانه ای اوباما بروز کرد. اما  وابستگی بیشتر کلینتون به لابی صهیونیسم بر همگان آشکار است و در صورت تصدی پست ریاست جمهوری، مواضع اش به اسرائیل بیشتر نزدیک خواهد شد.

وی در سمت های مختلفی از جمله همسر رییس جمهور آمریکا، سناتوری و وزیر امور خارجه آمریکا ساعات متعددی را صرف دیدار با رهبران اسراییلی از جمله رابین، پرز، باراک و نتانیاهو کرده است و همیشه سردمدار حمایت از قوانین حامی اسراییل در سنای آمریکا بوده است. کلینتون به عنوان حامی قاطع اسراییل تلقی می شود. کلینتون پس از جنگ ۵۱ روزه غزه در مصاحبه با آتلانتیک به حمایت از اسراییل و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر این رژیم پرداخته بود، این درحالی بود که اسراییل به دلیل کشتار فلسطینیان در غزه مورد محکومیت جهانی قرار گرفت.

پرونده هسته ای ایران

شاید بتوان از پرونده هسته ای ایران به عنوان مهمترین پرونده سیاست خارجی دولت اوباما یاد کرد. اوباما به شدت به دنبال امضا توافق نهایی با ایران در این زمینه است، امری که در صورت موفقیت می تواند به عنوان یکی از برگ های برنده حزب دموکرات در رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری سال بعد تلقی شود.

موضوع هسته ای ایران به طور قطع، یکی از موضوعات اصلی مناظرات انتخاباتی خواهد بود. در این باب می توان دو سناریو را مطرح کرد. در صورت موفقیت اوباما در به سرانجام رساندن توافق نهایی هسته ای و گذراندن آن از پیچ کنگره جمهوری خواه، کلینتون می تواند از این پیروزی به عنوان نتیجه سیاست خارجه ای یاد کند که وی پایه گذار آن بود. کنگره با تایید احتمالی توافق هسته ای، مهر تاییدی نیز بر سیاست خارجه دموکرات ها خواهد زد که این خود می تواند منجر به در تنگنا قرار گرفتن نامزد جمهوری خواه ریاست جمهوری شود.

اما در صورت سنگ اندازی جمهوری خواه ها در مسیر مذاکرات و توافق نهایی هسته ای، این حزب با برچسب های جنگ طلبی و بحران آفرینی در سیاست خارجی توسط رقیب دموکرات خود روبه رو خواهند شد که از فرصت تاریخی توافق با ایران جلوگیری به عمل آوردند. به عقیده دموکرات ها، توافق هسته ای با ایران منجر به تعدیل سیاست های ایران در حوزه های دیگر نیز خواهد شد و در نهایت می تواند زمینه های لازم را برای تغییر رژیم ایران در سالیان بعد مهیا سازد اما جمهوری خواه ها تنها فشار، تهدید و جنگ را برای دستیابی به این هدف موثر می دانند.

در هر صورت با توجه به اینکه افکار عمومی آمریکا در چند سال اخیر و با توجه به تجربه دخالت های نظامی در افغانستان و عراق، با لشکرکشی و جاه طلبی های نظامی آمریکا مخالف هستند، آرای خود را به سوی چهره ای صلح طلب تر روانه خواهند کرد که در این میان حزب دموکرات و در صورت پیروزی کلینتون در انتخابات درون حزبی، از شانس بیشتری برخوردار خواهد بود و موفقیت کلینتون در انتخابات ریاست جمهوری تا حد زیادی مدیون سیاست خارجی اوباما و پرونده هسته ای ایران خواهد بود.

پرونده هسته ای پس از پیروزی کلینتون

آنچه مورد بررسی قرار گرفت، موضوع پرونده هسته ای در کارزار انتخاباتی بود که دموکرات ها می توانند در هر صورتی از آن در مقابل جمهوری خواه ها بهره ببرند.  لیکن مسیری که کلینتون در صورت ریاست جمهوری در مقابل ایران و پرونده هسته ای اتخاذ خواهد کرد می تواند تا حدودی متفاوت باشد.

در جریان رقابت های انتخاباتی درون حزبی کلینتون و اوباما، تفاوت های سیاست خارجی این دو تا حدودی آشکار گشت که این امر در پیروزی اوباما موثر نیز بود. کلینتون در کتاب خاطرات خود به نام ” انتخابات سخت” این نکته را یادآور می شود: “در اوج رقابت‌های انتخاباتی سال ۲۰۰۸ [بر سر کاندیداتوری حزب دموکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری] سناتور اوباما گفت در سال اول ریاست‌جمهوری‌اش با رهبران ایران، سوریه، ونزوئلا، کوبا و کره شمالی «بدون پیش‌شرط» دیدار خواهد کرد. من از این مواضع انتقاد کردم: «به [مسیر] دیپلماسی برگردید، با این کشورها وارد تعامل شوید، اما به آن‌ها قول دیدار در سطح ریاست‌جمهوری را ندهید مگر آن‌که چیزی در ازایش بگیرید.“ کمپین اوباما در پاسخ، من را متهم کردند که خط بوش را دنبال می‌کنم و حاضر نیستم با دشمنان گفتگو کنم.”

کلینتون در بخش دیگری از خاطرات خود، اظهارنظری را یادآور می شود که با هدف جلب رضایت صهیونست ها انجام داده بود: “هیچ یک از این موضع‌گیری‌ها برای رأی‌دهندگان تعیین‌کننده نبود، اما طبیعت زندگی در محیط مبارزات انتخاباتی این‌گونه است. آوریل سال ۲۰۰۸ هم اقدام تحریک‌آمیز دیگری انجام دادم. به رهبران ایران هشدار دادم که اگر جلوی چشمان من [اگر رئیس‌جمهور شدم]، دست به حمله هسته‌ای علیه اسرائیل بزنند، آمریکا اقدام به تلافی خواهد کرد و «ما قادر خواهیم بود تا آن‌ها را کاملاً نابود کنیم.» این حرف من، توجه تهران را جلب کرد و ایران حتی اعتراض رسمی خود را در این زمینه به سازمان ملل متحد تحویل داد.”

هیلاری کلینتون در دوران تصدی وزارت خارجه دولت اوباما در روند پرونده هسته ای ایران، از درخواست پادشاه عمان برای میانجیگری استقبال کرد و از سوی دیگر عنوان می کرد: “هیچ دلیلی برای اعتماد به ایرانی‌ها وجود نداشت. دلیلی هم نداشت تصور کنیم از هر فرصتی برای خریدن زمان و انحراف اذهان از فعالیت‌هایشان بهره‌برداری نخواهند کرد. مذاکرات جدید می‌توانست به ایرانی‌ها فرصت بدهد تا به سوی هدف خود در ساخت سلاح هسته‌ای و تهدید اسرائیل، کشورهای همسایه، و جهان خیز بردارند.”

در هر حال باید منتظر ماند تا در دولت اوباما نتیجه سال ها مذاکرات مشخص شود در صورت توافق و نیز پیروزی کلینتون در انتخابات ریاست جمهوری، وی مسیری را که در توافقنامه مشخص شده را پیگیری خواهد کرد. بازرسی ها، محدودیت ها و در کنار آن مقداری تهدید و فشار اولویت کاری رئیس جمهور دموکرات بعدی خواهد بود. اما در صورتی که ایران و کشورهای غربی به توافق هسته ای دست پیدا نکنند، کلینتون سعی خواهد کرد تا اجماع جهانی قویتری را برای تحریم و فشار علیه ایران ایجاد کند و در کنار خود نیز کنگره جمهوری خواهی را خواهد داشت که از هرگونه تهدید و فشار ضد ایران با فراغ بال استقبال می کند.

می توان تفاوت نگاه اوباما و کلینتون را در سیاست خارجی نسبت به ایران در دو زمینه درک کرد. کلینتون از ارتباط مستقیم با رهبران ایران هرگز استقبال نکرد و همچنین در جریان فتنه ۱۳۸۸ از اینکه دولت آمریکا موضع محکمتری در حمایت از فتنگران اتخاذ نکرد، احساس ندامت می کرد. کلینتون در کتاب انتخاب های سخت می آورد: “وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم شاید خویشتنداری ما، تصمیم درستی نبود. باعث نشد که رژیم بی‌رحمانه «جنبش سبز“ را خرد نکند، رویدادی که تماشای آن بیش از حد دردناک بود. انتشار پیام‌های پر سر و صداتر از سوی آمریکا احتمالاً نتیجه را تغییر نمی‌داد و شاید حتی به آن شتاب می‌بخشید، اما در حال حاضر هیچ راهی وجود ندارد که بفهمیم آیا می‌توانستیم تغییری در این روند ایجاد کنیم یا نه. من تأسف خوردم که با صدای بلندتر و با لحن شدیدتر صحبت نکردیم و دیگران را به انجام این کار دعوت نکردیم. بنابراین پس از سرکوب [جنبش سبز] در ایران، تلاش‌ها برای ارائه ابزار و فناوری فرار از سرکوب و سانسور دولتی به فعالان طرفدار دموکراسی را افزایش دادم. طی چند سال بعد، ده‌ها میلیون دلار سرمایه‌گذاری کردیم و بیش از ۵۰۰۰ فعال را در سراسر جهان آموزش دادیم.”

تمام گزینه های روی میز است!!

پیروزی یک دموکرات در انتخابات ۲۰۱۶ هرچند می تواند نوید بخش آن باشد که جهان شاهد جنگ کمتری خواهد بود اما باید یادآور شد که بیشترین فشارها و تحریم ها علیه ایران همواره در دوران حکومت دموکرات ها علیه کشور تحمیل شده است. کارتر، بیل کلینتون و اوباما روسای جمهور دموکراتی بودند که بدترین تحریم ها ی حتی تحریم های غذایی و دارویی را متوجه ایران کردند. جمهوری خواه ها زبان تند و تیزتری نسبت به ایران دارند و از مذاکره و گفتگو استقبال چندانی نمی کنند اما در عمل به قول هیلاری کلینتون در کتاب خاطراتش: “در مقاله سال ۲۰۰۷ خود در مجله «فارن افیرز“ نوشتم: «دولت بوش حاضر به صحبت با ایران در مورد برنامه هسته‌ایش نیست. ترجیح می‌دهد از رفتار بد چشم‌پوشی کند نه این‌که با آن مقابله کند… اگر ایران به تعهدات خود و اراده جامعه بین‌المللی پایبند نباشد، تمام گزینه‌ها باید روی میز باقی بماند.“

 منبع: فرهنگ نیوز

 امیر جعفری