تاریخ انتشار خبر: ۲۶ , مرداد, ۱۳۹۳ | ۱۹:۳۱:۴۸
کد مطلب : 39325

نژادپرست تمام عیار صهیونیستها +عکس

اسحاق شامیر مانند بسیاری از سران رژیم صهیونیستی یک نام مستعار است. نام اصلی این فرد اسحاق جزیرنسکی (Icchak Jeziernicky) و مطابق برخی از منابع دیگر اسحاق یرنیتسکی ( Yitzhak Yernitsky) بوده است که بعدها نام خود را به اسحاق شامیر (Yitzhak Shamir) تغییر داده است. [۱]

او در سال ۱۹۱۵ در روستایی در روسیه آن زمان (در منطقه بلاروس کنونی) به دنیا آمد و در سال ۲۰۱۲ به درک واصل شد. [۲]

شامیر در ورشو حقوق خواند. او در سال ۱۹۳۵ به فلسطین مهاجرت کرد مدتی به عنوان کارگر ساختمای و کتابدار مشغول به کار شد و در سال ۱۹۳۶ به عضویت گروهک تروریستی ایرگون در آمد.

او از بنیانگذاران گروهک لحی (Lohamei Herut Yisrael) یا همان گروه تروریستی اشترن بود که پس از کشته شدن اشترن به ریاست آن گروه رسید. این گروه به زبان عبری لحی نامیده می شود و معنی آن جنگجویان آزادکننده اسرائیل است (“Fighters for the Freedom of Israel – Lehi”). [3]

هدف از تشکیل این گروه ایجاد یک مجموعه تروریستی و نظامی برای از میان بردن جمعیت­های عرب و فلسطینی بوده است. این گروه با ترور و ایجاد رعب و وحشت تلاش داشت تا سرزمین فلسطین را برای اشغال توسط یهودیان صهیونیست آماده سازد.

این گروه یکی از گروهک­های فعال تروریستی یهودیان صهیونیست برای کشتار اعراب فلسطینی و آماده­سازی این سرزمین برای اشغال و تشکیل رژیم جعلی صهیونیستی بوده است. گروه تروریستی لحی در سال ۱۹۴۰ از گروه ایرگون جدا شد و به صورت مستقل به انجام عملیات پرداخت. این گروه رسما جهت گیری­های چپ مارکسیستی داشت. [۴]

شامیر در سال ۱۹۴۱ به علت اقدامات تروریستی دستگیر و مدتی زندانی شد، اما با کمک گروه­های تروریستی فعال در فلسطین اشغالی از زندان گریخت و دوباره به فعالیت های سابق مشغول شد. او در آگوست ۱۹۴۴ در ترور لرد موین، وزیر مقیم انگلستان در خاور میانه نیز دست داشت.[۵]

کشتار دیریاسین، ننگی بر پیشانی شامیر

یکی از معروف­ترین جنایات بگین در سال ۱۹۴۸ اتفاق اقتاد. او در یک صبح بهاری بدون هیچ اخطار قبلی پیشاپیش گروه تروریستی «اشترن» همراه مناخیم بگین، سرکرده گروه تروریستی «ایرگون»، به دهکده با صفای «دیر یاسین» واقع برارتفاعات مشرف به اورشلیم پا گذاشت و تا پیش از غروب آفتاب منطقه­ای فلسطینی با پشتوانه قرن ها حیات متمدنانه را از هستی ساقط کرد و با خاک یکسان نمود.[۶]

اسحاق شامیر و همدستانش در دیر یاسین یکی از سیاه­ترین فجایع بشری را به نام خود ثبت کردند و پس از سلاخی و تجاوز به دست کم ۱۰۰ زن و کودک فلسطینی تا عصر آن روز، شب هنگام این کشتار را در همان نزدیکی جشن گرفتند. [۷]

در روزهای پیش از اعلان رسمی تشکیل رژیم جعلی اسرائیل با اینکه تنش میان مهاجران یهودی و نیروهای چند ملیتی عرب که برای باز پس گیری اراضی اشغالی می­جنگیدند بالاگرفته بود، اما دهکده دیریاسین و حدود ۷۵۰ ساکن آن به رفتار صلح­آمیزشان با سایرین معروف بودند. دهکده خارج از محدوده­ای قرار داشت که قطعنامه تحمیلی سازمان ملل به عنوان اراضی اسرائیلی به رسمیت شناخته بود و علاوه بر این، فلسطینی­های این منطقه به صلح نامه­ای که با شهرک نشین­های یهودی اطراف داشتند پایبند مانده بودند و حتی چند بار گروه­های مسلح فرستاده عبدالله، شاه اردن، را بیرون کرده بودند. در واقع، جرم آنها از نگاه دار و دسته آدمکش ایرگون، «زنده بودنشان» بود.

طبق اسنادی محرمانه که سال­ها بعد توسط ارتش اسرائیل (که همین گروه تروریستی جزو هسته­ های اولیه اش بود) به صورت پراکنده منتشر شدند موقعیت استراتژیک دیر یاسین واقع بر ارتفاعاتی که تل آویو را به اورشلیم متصل می­کرد زمینه را برای اصطلاحا «عرب زدایی» و چه بسا هستی ­زدایی این منطقه استراتژیک فراهم کرد.[۸]

چند ماه از این کشتار نگذشته بود که یهودیان صهیونیست مهاجر از لهستان، رومانی و اسلواکی وارد دیریاسین شدند. یک سال بعد آهنگ موسیقی در سراسر این روستای مسلمان­نشین به گوش رسید و جشن­هایی در آن بر پا شد که میزبان صدها نفر ازدولتمردان اسرائیل و خاخام­های یهودی صهیونیست بود و رئیس‌جمهور اسرائیل، تلگراف تبریکی را به مناسبت افتتاح شهرک صهیونیستیِ جیفات شاؤل بیت به روستای دیر یاسین ارسال کرد! به مرور زمان قدس گسترش یافت و دیریاسین نیز به نواحی اطراف قدس پیوست. [۹]

یکی دیگر از اقدامات شامیر در سال ۱۹۴۸ طراحی و اجرای عملیات دلتا بود؛ عملیاتی که در توصیف آن خاطر نشان ساخته­ اند: هدف از این عملیات ارعاب گسترده فلسطینیان بود. به این منظور باید مراکز اصلی جمعیتی آنها تحت بمباران قرار می گرفت و خانه­ها آتش زده می­شد و اموال و کالاها در معرض انفجار قرار می­گرفت و در نهایت اقدامی می­شد که از بازگشت هر یک از ساکنان این منطقه برای همیشه جلوگیری شود. [۱۰]

رشد سیاسی شامیر از طریق موساد

شامیر از ابتدای تاسیس کشور اسرائیل به سازمان «موساد» [سازمان اطلاعات مرکزی اسرائیل] پیوست و تا سال ۱۹۶۵ در سمت‌های گوناگون و رده بالای آن سازمان فعالیت‌ داشت. پس از آن تا سال ۱۹۷۰ به عنوان مدیر کارخانه در شهرک «کفر سانا» مشغول فعالیت‌ شد و سپس به حزب «حروت» پیوست. در سال ۱۹۷۳به ریاست کمیته اجرایی حزب حروت انتخاب شد و در سال ۱۹۸۰ به نمایندگی مجلس هشتم انتخاب گردید. پس از پیروزی جناح لیکود در سال ۱۹۷۷ به ریاست مجلس انتخاب شد و در سال ۱۹۷۸ از تأیید و تصویب توافق­نامه‌ کمپ دیوید خودداری کرد. در سال ۱۹۸۰ وزیر امورخارجه شد و پس از تصمیم مناخیم بگین در سال ۱۹۸۳ مبنی بر کناره‌گیری از سیاست، وی به عنوان نخست‌وزیر و رهبر حزب لیکود جانشین او شد. بعد از انتخابات سال ۱۹۸۴ مجلس، با شیمون پرز رهبر وقت حزب کارگر برای ریاست دوره‌ای دولت به توافق رسید و بدین ترتیب تا سال ۱۹۸۶ به عنوان معاون شیمون پرز نخست‌وزیر و نیز وزیر امورخارجه انجام وظیفه کرد. سپس، تا انتخابات سال ۱۹۸۸ عهده‌دار امور نخست‌وزیری بود. در پی انتخابات سال ۱۹۸۸، از طریق ائتلاف با حزب کارگر تا سال ۱۹۹۰، سپس ائتلاف با احزاب مذهبی تا سال ۱۹۹۲؛ یعنی هنگامی که تصمیم به کناره‌گیری از فعالیت‌های سیاسی گرفت، دولت را در دست داشت.[۱۱]

شامیر و  نژداپرستی وی

اسحاق شامیر را باید یک نژادپرست صهیونیست تمام عیار دانست. کسی که به صراحت به عنوان یک تروریست و یک نژاد پرست شناخته شده است. او به صراحت بیان داشته بود:

اولا و پیش از هر چیز ترور برای ما بخشی از جنگ سیاسی مناسب با شرایط امروز ماست و نقش آن نقشی اساسی است.

از مصادیق نژادپرستی آشکار شامیر می­توان به اظهارات اعتراض­برانگیز او اشاره کرد که به صراحت از لزوم کشتار بی­رحمانه غیریهودیان به خصوص فلسطینیان سخن می­گفت. به نحوی که در سخنرانی مشهور خود در یک شهرک صهیونیستی خاطر نشان ساخت:

“The Palestinians” would be crushed like grasshoppers … heads smashed against the boulders and walls.” ” Isreali Prime Minister (at the time) in a speech to Jewish settlers New York Times April 1, 1988

«فلسطینیان را باید مثل ملخ له کرد. کله آنها را باید به دیوار و سنگ کوبید.» (اسحاق شامیر، اول آوریل ۱۹۸۸،‌ نخست وزیر رژیم صهیونیستی.)

با توجه به این سوابق او رسما یک تروریست محسوب می­شد. از این رو او بیشتر دارای سابقه تروریستی و اقدامات مخفیانه در کشتار افراد است تا سابقه سیاسی و حضور در احزاب سیاسی.

شامیر پیش از ورود به عرصه سیاسی رژیم صهیونیستی از اواسط دهه ۵۰ عضو موساد بوده است که از فعالیت ها او در موساد اطاعات چندانی در دست نیست. اما گزارش های موجود تاکید دارند که او مناصب بالایی در موساد داشته است و احتمالا در اقدامات مهم تروریستی این مجموعه دخیل بوده است. [۱۲]

از موارد شناخته شده فعالیت او در موساد ترور دانشمندان آلمانی در سال ۱۹۶۲ تحت عملیات مخفی داموکلس بود که بعدا برملا گردید و باعث یک رسوایی دیگر برای رژیم صهیونیستی شد و در نهایت در سال ۱۹۶۳ منجر به عوض شدن رئیس موساد گردید. این عملیات عملیاتی سری-اطلاعاتی بود که دانشمندان و تکنسین‌های آلمانی که سابقاً مشغول کار در برنامه موشکی رایش آلمان بودند و مشغول توسعه موشک برای مصر در یک پایگاه نظامی به نام کارخانه ۳۳۳ بودند را در اوت ۱۹۶۲ هدف قرار داد. اسحاق شامیر رهبری این عملیات تروریستی را برعهده داشت.[۱۳]

رشد شامیر در عرصه سیاست سریع و تعجب برانگیز بود. از این رو، برخی او را یک تروریست با روابط خیلی خوب سیاسی در میان رهبران رژیم صهیونیستی می­دانند که توانست به زودی به مشاغل بالایی مانند سخنگویی کابینه و وزارت و بعدها نخست وزیری دست یابد.

همکاری شامیر با نازی‌ها

حضور شامبر در ارتش هیتلر نشانه‌ای آشکار بر حمایت و همکاری سطح بالای جامعه یهودیان و صهیونیست­ها با نازیهاست، اما همین فرد سال­ها بعد وقتی که در اسرائیل به نخست‌وزیری رسید از دولت آلمان پس از جنگ برای کشتار یهودیان به دست ارتش آلمان غرامت می‌گرفت. در حالی که خود در زمان جنگ در ارتش آلمان خدمت می‌کرد. یهودی شناخته شده دیگر “آوراهام اشترن” معروف به اشترن گانگستر (سرکرده جنبش آزادی اسرائیل) است که در زمان جنگ دوم جهانی پیشنهاد رسمی حمایت از ارتش آلمان در برابر متفقین را مطرح ساخته بود. او نقش و جایگاه والایی نزد یهودیان داشت و اسحاق شامیر سال­ها جانشین او در جنبش مذکور بوده است. حضور این دو رهبر یهودی در ارتش آلمان و حمایت آنها از نازی­ها در اوج جریانات فرضیه کشتار جمعی یهودیان توسط هیتلر و نظام هیتلری را دستخوش تردید جدی می‌کند، چرا که در صورت پذیرش این فرض باید این رهبران مورد احترام صهیونیست­ها و یهودیان را خائنانی به یهود دانست که رسماً از کشنده یهودیان اعلام حمایت کرده‌اند.

رهبران یهودی حامی هیتلر به این دو نفر منحصر نمی‌شود. امیل موریس، از دوستان نزدیک هیتلر، نیز از یهودیان سرشناس بود. موریس که در دوره‌ای به همراه هیتلر در زندان به سر برده بود، بعدها در هنگام رهبری هیتلر در حزب نازی، نفر دوم اس‌اس (SS) شد. او در میان اس‌اس‌ها پس از هیتلر قدرت‌مندترین شخص شناخته می‌شد.[۱۴]

کناره گیری شامیر از قدرت و فرارسیدن مرگ وی به دلیل آلزایمر

شامیر پس از شکست حزب لیکود در انتخابات کنست در سال ۱۹۹۲، بعنوان یک نماینده ساده به کار خود ادامه داد و سرانجام در سال ۱۹۹۶ از فعالیت‌های سیاسی کنار رفت؛ او در سال ۲۰۱۲ به دلیل بیماری آلزایمر مرد.[۱۵]

جمع بندی

اسحاق شامیر نیز به مانند بسیاری از سران رژیم صهیونیستی اقدامات تروریستی خود را از گروه­های کوچک تروریستی آغاز کرد و سپس به عضویت موساد درآمد و رهبری عملیات­های مهمی را در این سازمان اطلاعاتی تروریستی به عهده داشت. بر اساس همین سوابق تروریستی درخشان! او توانست به سمت­های سیاسی و دیپلماتیک مهمی دست پیدا کند و سرانجام، به نخست وزیری رژیم صهیونیستی دست پیدا کند. شامیر یک نژادپرست به تمام عیار بود و همیشه به این خوی حیوانی خود معترف بود.