تاریخ انتشار خبر: ۱۵ , فروردین, ۱۳۹۴ | ۱۲:۴۱:۳۱
کد مطلب : 79325

نکاتی مهم برای بیانیه هسته‌ای

در پی تفاهم ایران و ۱+۵ در لوزان سوییس سجاد نوروزی فعال رسانه ای و تحلیلگر سیاسی در یادداشتی به بیان خطاهای سیاسی صورت گرفته پیرامون آن پرداخت و نسبت به کنترل تبعات مدنی – اجتماعی آن هشدار داد.

به گزارش عصر آبادان، در پی تفاهم ایران و ۱+۵ در لوزان سوییس سجاد نوروزی فعال رسانه ای و تحلیلگر سیاسی در یادداشتی به بیان خطاهای سیاسی صورت گرفته پیرامون آن پرداخت و نسبت به کنترل تبعات مدنی – اجتماعی آن هشدار داد.

به گزارش مهر متن یادداشت به این شرح است:

پیش بینی ها در باب توافق هسته ای تقریبا حادث شد. فراتر از مباحث فنی- حقوقی که در این خصوص می توان ارائه کرد ،بی شک این توافق متضمن شکل دهی به روندهای جدیدی در حوزه سیاست خارجی ایران خواهد شد. روندهای که با توجه به پیوستگی آنان با سیاست داخلی و تعاملات و نزاع های سیاسی، در ترسیم مختصات کنشگری سیاسی در داخل نیز قطعا موثر خواهد بود. بنابراین در موافقت و مخالفت با این امر نمی توان صرفا به ارائه ادله تخصصی بسنده کرد. چه آنکه اکنون ما با پدیده ای مواجهیم که ذوابعاد است و یقینا دامنه تاثیر آن می تواند مسائل گوناگونی را تحث تاثیر قرار دهد.  فضای اجتماعی- مدنی کشور به شدت تحت تاثیر   دوگانه ” توافق- عدام توافق” بود.اکنون با مدنظر قرار دادن همین مقوله باید به توافق هسته ای نگریست.

دو اشتباه راهبردی در این میان به وقوع پیوست؛

۱-  مسئله هسته ای به ابزاری برای سنجش عیار سیاسی در حوزه رقابت داخلی بدل گشت که اوج آن در انتخابات سال ۹۲ به وقوع پیوست.در این باب به حد کافی بحث و نظر ارائه شده است، بنابراین چندان نیاز به شرح و بسط ندارد. ذکر همین نکته بس که تبعات جانبی پرونده هسته ای تبدیل به یک موضوع روزمره اجتماعی شد و کاندیداها کوشیدند از آن بهره انتخاباتی ببرند.

۲-  موضوع هسته ای و حل و فصل آن بعد از انتخابات  ۹۲ تبدیل به یک «شاخص اجرایی» شد. بدین معنا که دولت نحوه اداره کشور و توفیق خود را به این امر و حل و فصل تبعات آن گره زد تا در یک تنگنای خودساخته گرفتار شود.

اکنون با حصول توافق، دو  خطای راهبردی دیگری می تواند حادث شود و شاید خسارت بار تر از دو اشتباه ذکر شده باشد؛

۱-   توافق هسته ای، الزاما تابعی از مدل یک «حکمرانی خوب» است و این مدل باید به حوزه های دیگر سیاست خارجی نیز تسری داده شود.

۲- توافق هسته‌ای آینده گفتمانی و پراکسیس انقلابی جمهوری اسلامی را تهدید کرده است و باید به طور کلی نفی شود.

این ارجاعات تئوریک اگر در حوزه مدنی نشر و تکثیر شود،مخاطرات جدی ای را در حوزه مسائل راهبردی برای کشور پدید خواهد آورد. جریان لیبرال علاقه ویژه‌ای دارد که بحث در باب توافق در حالت یک “شیدایی ملی” بروز ظهور یابد. در این مدل بحث تخصصی و فنی و حقوقی مطلقا محلی از اعراب نخواهد داشت و ما با ابر قهرمان هایی مواجهیم که فاتحانه از از میدان برگشته اند و گرهی دیرپا و صعبی را گشوده اند و « وجهه بین المللی» ما را ارتقا داده اند.  این پوپولیسم عامیانه فی الجمله باب «تخصص» و «تدبر» را در حوزه سیاست خارجی و حقوق بین الملل خواهد بست و باب اظهارنظر را به شدت منکوب خواهد کرد تا در نهایت با یک «تک‌صدایی شیک» در این حوزه مواجه باشیم.

بخشی از جریان اصولگرا که در این میان با غیرت و دغدغه منافع ملی بحث هسته ای را دنبال می کردند و با تابلوی “دلواپسیم” شهره این میدان شدند، طی دو سال گذشته همواره به هر سنخ کنشی در این حوزه با دید  نگرانی و مراقبت می نگرستند. این تلقی نیز قطعا با توجه به سیر رخدادها در این باب نظرات خود را ارائه خواهد داد. وجه ممیزه این تلقی با جریان لیبرال ،غلبه نگاه تخصصی و راهبردی به مسئله هسته ای است. بدین معنا که وجوه فنی و تعهدات حقوقی در این نگرش به دقت و حساسیت بررسی می شود و ابعاد آن واکاوی خواهد شد. این امر را می توان امتیاز مهمی به شمار آورد که در تفسیر لیبرالی از توافق هسته به هیچ عنوان موجود نیست. اما خطری که  این رویکرد را تهدید می کند غفلت از دلالت های فرامتنی و تعینات مدنی پیرامون کیس هسته ای و خلاصه کردن در پکیجی صرفا راهبردی – تخصصی است. در این رویکرد بدون توجه به شرایط اجتماعی ممکن است صرفا در حوزه ای خاص به داوری در باب پرونده هسته ای بپردازد ،داوری ای که می تواند به عنوان یک سلاح برنده در اختیار جناح لیبرال قرار گیرد و  با برانگیخته کردن افکار عمومی بهره برداری انتخاباتی کلانی از آن صورت گیرد. اتفاقی که کم و بیش در سال ۹۲ هم رخ داد.

ارجاعات نظری یک رخداد ….

با این وصف مشخص است که باید در باب توافق هسته ای بیش از آنکه به ابعاد حقوقی و فنی آن پرداخت،دلمشغول کنترل تبعات مدنی – اجتماعی آن بود. هوشیاری ملی اقتضا می کند که این پرونده به عنوان “شاخص اجرایی” در نحوه اداره کشور نمود نیابد و بالطبع حل و فصل آن به عنوان راه برون رفت از مصائب اقتصادی جلوه نکند. تسری چنین رویکردی به دیگر کیس های منطقه ای و بین المللی ایران  مانند سوزاندن جنگلی انبوه در آتش و دادن خاکستر آن به باد است. در مقابل اگر این توافق به عنوان یک “عقب نشینی ” و “شکست” جلوه داده شود،ابزاری به دست غرب خواهد داد که در تمام پرونده های مورد نزاع با ایران همین رویکرد را پیش گیرد وبه قول خود برای نقره داغ کردن “تندروهای ایران” مسیر مشابهی را برگزیند. بنابراین مقابله با رویکرد لیبرالی ” فتح الفتوح نشان دادن توافق” و کنترل اندوه و دغدغه های مرتبط با منافع ملی در این حوزه بسیار مهم و حیاتی است. بدیهی است که ماهیت ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی  ایران با یک توافق دگرگون نخواهد شد و نزاع معرفتی و راهبردی با غرب در حوزه های مختلف تحت تاثیر این توافق قرار نخواهد گرفت. بنابراین دلواپسی اصلی باید در حوزه تفسیر لیبرالی از توافق و پوپولیسم مضحک و دسته چندمی باشد که لیبرال های وطنی برای تفسیر یک توافق حقوقی به راه انداخته اند. چه آکه حیات و ممات خیزشی که ۳۶ سال پیش جهان را مسحور خود کرد یقینا به چند ابزار فنی وابسته نیست و ماهیت معنوی آن مانایی جاودان دارد.

 

انتهای پیام/ف