تاریخ انتشار خبر: ۳ , مهر, ۱۳۹۳ | ۱۹:۳۵:۴۶
کد مطلب : 46590

همسرم را کشتم چون همسایه گفت خیانت می کند!

پس از اینکه همسرم را کشتم، با ریختن آب یخ روی خودم سعی کردم آرام شوم. پس از اینکه لباس‌هایم را عوض کردم از خانه خارج شده و چند ساعتی در خیابان‌ها پرسه زدم. وقتی آرام شدم به کلانتری رفتم و خودم را معرفی کردم. وقتی ماموران به خانه‌ام آمدند پسرم در خانه حاضر شده و با دیدن صحنه موضوع را به اورژانس اطلاع داده بود.

 
 
در یک عکاسی کار می‌کنم و زندگی‌مان خوب بود. تا اینکه چندی قبل یکی از همسایه‌ها مدعی شد همسرم با یک مرد ارتباط دارد. ابتدا باور نکردم و به همین دلیل خانه‌مان را عوض کرده و در خیابان مرتضوی ساکن شدیم. چند ماهی از جابه‌جایی خانه‌مان گذشته بود که حرف‌های مرد همسایه دوباره به سراغم آمد و به همسرم سوء‌ظن پیدا کردم.

به گزارش اعتماد، عصر روز اول مهرماه مردی با مراجعه به ماموران کلانتری ۱۰۸ نواب ادعا کرد همسرش را به قتل رسانده است. این مرد وقتی در برابر رییس کلانتری قرار گرفت مدعی شد ساعتی قبل با ضربات چاقو همسرش را به قتل رسانده است. همزمان با ادعاهای مرد ۴۴ ساله، رییس کلانتری برای بررسی صحت ادعای این مرد تیمی از ماموران را راهی محل کرد.

با حضور ماموران در محل مشخص شد زن جوان مورد اصابت چاقو قرار گرفته و از سوی امدادگران اورژانس در حال انتقال به بیمارستان است. هنوز ساعتی از انتقال این زن به بیمارستان نگذشته بود که ماموران در جریان مرگ این زن قرار گرفتند. با تشکیل پرونده قتل و دستور قاضی وی‍ژه قتل تهران جسد برای تعیین علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد.

صبح چهارشنبه با انتقال مرد همسرکش به نام آرمین به دادسرای امور جنایی او در بازجویی‌های اولیه در مورد روز حادثه به جمشیدی، بازپرس شعبه سوم دادسرا گفت: ۱۹ سال قبل با لیلا ازدواج کردم که حاصل این ازدواج یک پسر ۱۸ ساله است. در یک عکاسی کار می‌کنم و زندگی‌مان خوب بود. تا اینکه چندی قبل یکی از همسایه‌ها مدعی شد همسرم با یک مرد ارتباط دارد. ابتدا باور نکردم و به همین دلیل خانه‌مان را عوض کرده و در خیابان مرتضوی ساکن شدیم.

چند ماهی از جابه‌جایی خانه‌مان گذشته بود که حرف‌های مرد همسایه دوباره به سراغم آمد و به همسرم سوء‌ظن پیدا کردم. روز یکشنبه برای ثبت‌نام پسرم در دانشگاه همراه او رفتم و پس از اتمام ثبت‌نام او را در بزرگراه نواب پیاده کرده و به خانه آمدم تا با دوچرخه سرکار بروم. آن روز برخلاف همیشه لیلا سرکار نرفته بود و در خانه بود که با او سر همین موضوع درگیر شدم. با حضور پدرزن و پسرم جر و بحث خاتمه یافت. اما من از او کینه به دل گرفته بودم به همین خاطر روز دوشنبه به محل کار لیلا رفتم و ادعا کردم نمی‌خواهم همسرم کار کند. وقتی با هم به خانه آمدیم از او خواستم که پیش خودم کار کند پدر زنم نیز برای اینکه ما با هم آشتی کنیم این موضوع را پذیرفت.

مرد جنایتکار ادامه داد: صبح روز حادثه با هم سرکار رفتیم اما در طول روز همسرم به جر و بحث با من پرداخت. ظهر وقتی برای نهار به خانه بازگشتیم لیلا ادعا کرد از من متنفر است و نمی‌خواهد با من زندگی کند. ابتدا سعی کردم آرام باشم اما او مدام با حرف‌هایش آزارم می‌داد.

بعد از نهار وقتی همسرم قصد داشت دست و رویش را بشوید با برداشتن کارد آشپزخانه به سراغش رفتم. ابتدا فکر کرد با او شوخی می‌کنم اما یک ضربه به پهلویش زدم که او نقش زمین شد. سپس با دستانم سعی کردم خفه‌اش کنم. صورت همسرم کبود شده بود و دیگر هیچ واکنشی نشان نداد.

پس از اینکه همسرم را کشتم، با ریختن آب یخ روی خودم سعی کردم آرام شوم. پس از اینکه لباس‌هایم را عوض کردم از خانه خارج شده و چند ساعتی در خیابان‌ها پرسه زدم. وقتی آرام شدم به کلانتری رفتم و خودم را معرفی کردم. وقتی ماموران به خانه‌ام آمدند پسرم در خانه حاضر شده و با دیدن صحنه موضوع را به اورژانس اطلاع داده بود.

آرمین در برابر سوال بازپرس پرونده که از او در مورد انگیزه قتل پرسید مدعی شد نمی‌خواستم او را بکشم و اکنون نیز پشیمان هستم کاش قبل از قتل به فکر طلاق بودم و از همسرم جدا می‌شدم.

در ادامه قاضی جمشیدی بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی با تفهیم اتهام به متهم، مرد همسرکش را با صدور قرار بازداشت برای تحقیقات تکمیلی در اختیار کارآگاهان اداره ویژه قتل پلیس آگاهی قرار داد.