تاریخ انتشار خبر: ۲۵ , بهمن, ۱۳۹۳ | ۱۶:۵۸:۴۰
کد مطلب : 73588
قهرمان سازی از زنی در کنار یک مرد متاهل

“همه چیز آنجاست” شبیه سریال‌های ماهواره‌ای بود؟

سحر همواره چهره ای مظلوم دارد که مخاطب با او همذات پنداری می کند و این در حالی است که گناه او کم از فانی نیست. او در پایان هم به شکل مظلومانه ای کشته می شود تا پروژه قهرمان سازی از او تکمیل گردد.

سریال “همه چیز آنجاست” که اخیرا پخش آن از شبکه سوم سیما به پایان رسیده است، در میان موج سریال های بی کیفیت و کم‌مخاطب رسانه ملی، جایگاهی کمی متفاوت میان مخاطبان پیدا کرد.

یکی از علل اصلی این موضوع را می‌توان در داستان چندوجهی و عامه پسند آن دانست که در بستر یک فضای قابل لمس در محیط و جامعه پیرامون مخاطب رخ می دهد.

این سریال یکی از معدود سریال های سال های اخیر تلویزیون است که به جای تمرکز بر یک موضوع اصلی، به صورت موازی، چند داستان هم ارز را پیش برد که البته این تصمیم ضعف های مخصوص به خود را نیز دارد که از جمله آن می توان به خطر پرداخت سطحی و بدون عمق به قصه اشاره کرد.

فارغ از واکنش های مثبت یا منفی مخاطبان به این سریال، ابهامی که در روزهای پخش “همه چیز آنجاست” درباره آن به چشم می خورد، شباهت سیر تحولات داستان به برخی سریال های شبکه های ماهواره ای است که با اهداف خاص و از پیش تعیین شده اقدام به سریال سازی می کنند.

واقعیت آن است که برخی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان به ویژه در چند سال اخیر با روی آوردن به ساخت سریال های اجتماعی و خانوادگی، برخی بنیان های خانواده و باورهای مرسوم ملی و دینی مخاطبان خود را با ظرافت تمام نشانه رفته اند که به نظر می رسد شماری از این ویژگی ها در سریال اخیر تلویزیون نیز وجود دارد.

از جمله سریال های چند شبکه مشهور ماهواره ای، در سال های اخیر، به صورت برنامه ریزی شده و هدف داری ماجرای ارتباطات نامشروع مخفیانه و حتی آشکار یکی از زوجین در یک خانواده ایرانی را به گونه ای به تصویر کشیده اند که گویی این موضوع اتفاقی عادی و قابل هضم است.

بر این اساس، ارتباط مرد متاهل با زن غریبه و به عکس در این مجموعه ها به تدریج به امری عادی بدل شده است؛ رویه ای که این سریال ها به آن دامن زده اند، مظلوم نمایی در خصوص نفر سومی است که وارد حریم خانواده شده و بنیان خانواده را تهدید کرده است.

اگر فرض بگیریم در یکی از این سریال های ماهواره ای، مردی متاهل با زنی غریبه ارتباط داشته باشد، فارغ از اشتباهات همه طرف های ماجرا، روابط آنها به گونه ای به نمایش در می آید که اولا از کلیت این ماجرا قبح زدایی شود و در ثانی، زن غریبه به عنوان چهره ای مظلوم نمایانده شود.

همین اتفاق با اندکی تفاوت در سریال “همه چیز آنجاست رخ می دهد. تکلیف فانی – سام درخشانی – تقریبا مشخص است. او کلاهبردار کلاشی است که به زندگی مخفیانه دیگری بدون آگاهی همسر و فرزند خود روی آورده و زمانی که منافعش ایجاب می کند این زندگی پنهانی را به هم می زند و حتی حاضر است بابت مخفی ماندنش باج هم بدهد.

با این وجود سحر – آشا محرابی – تقریبا در هیچ یک از زمان های سریال چهره منفی ندارد. چه زمانی که کاملا “آگاهانه” وارد زندگی خصوصی یک خانواده شده و با اینکه می دانسته ورود او کاملا پنهانی است و می تواند بنیان خانوده فانی را نابود کند، و چه زمانی که از فانی جدا شده و با راهنمایی دوست همیشه همراهش مبلغی را به عنوان حق خود از فانی می گیرد.

سحر همواره چهره ای مظلوم دارد که مخاطب با او همذات پنداری می کند و این در حالی است که گناه او کم از فانی نیست. هرچند سریال تلاش دارد تحول او را هم به تصویر بکشد اما این موضوع اهمیت بسیار کمرنگ تری نسبت به اصل ماجرای ارتباطش با فانی پیدا می کند و در لابلای ماجرا تقریبا گم می شود.

از اینها گذشته، سحر در پایان سریال به شکل مظلومانه ای کشته می شود تا پروژه قهرمان سازی از او تکمیل گردد.

نحوه نمایش روابط دیگر سریال هم خالی از اشکال نیست اما آیا همین تصویرسازی از زنی که آگاهانه – با وجود اشتباهات طرف مقابل – تیشه به ریشه یک خانواده زده و رسمیت دادن به “جایگاه” او در خانواده فانی، همان هدفی نیست که سریال های معروف ماهواره ای دنبال می کنند؟ یعنی رسمیت دادن به جایگاه زنی در کنار مرد متاهل و به عکس؟

 منبع: صراط