تاریخ انتشار خبر: ۳۱ , خرداد, ۱۳۹۴ | ۱۴:۳۱:۴۵
کد مطلب : 96698
برنامه خندوانه؛

وقتی اکبر عبدی با کارهایش مردم را سر کار می گذاشت!

خانم مدام به آقا می‌گوید نگاه کن، اکبر عبدیه.

در بخش‌هایی از گفت وگوی عبدی با رامبد جوان که از برنامه خندوانه پخش شد، رامبد جوان از او درباره مینی‌بوسی پرسید که خودش راننده آن می‌شد.او در این باره گفت: «یک مینی بوسی هست که گاهی اوقات به فامیل‌مان می‌گویم بیاوردش. او می‌شود کمک راننده و من راننده. بچه‌های فامیل را هم سوار می‌کنیم و راه می‌افتیم. وسط راه یک خانم و آقا را سوار می‌کنم. آنها می‌نشینند و بحث‌شان شروع می‌شود.»

 

او افزود:‌ «خانم مدام به آقا می‌گوید نگاه کن، اکبر عبدیه. مرد هم می‌گوید نه بابا اکبر عبدی اینجا چه کار می‌کند؟ خلاصه هی بحث می‌کنند آخرش آقا می‌گوید ببخشید آقای راننده شما اکبر عبدی هستید؟ من هم می‌گویم نه بابا اکبر عبدی کیه؟ کجاست؟ اون الان داره توی ترکیه، آنتالیا مانتالیا عشق می‌کنه. اینجا چیکار می‌کند. حالا همه فامیل هم چادرهای‌شان را کشیده‌اند روی صورت‌شان و از خنده ریسه رفته‌اند.»

 

این بازیگر ادامه داد:‌ «خلاصه این بنده‌های خدا وقتی پیاده می‌شوند همان جا توی پیاده‌رو دعوای‌شان می‌شود. زن هی می‌گوید اکبر عبدی بود مرد هم می‌گوید نبود، دیدی که پرسیدم!»
این کمدین همچنین با روایت خاطره‌ای از روزهایی که در تئاتر کار می‌کرد گفت:‌ «آن وقت‌ها اتوبوس‌ها دو طبقه بود. من از تئاترشهر که بیرون می‌آمدم بروم اتوبوس سوار شوم، صف خیلی طولانی بود من هم خودم را می‌زدم به لال بازی و هی توی صف جلوتر می‌رفتم. مردم هم دل‌شان می‌سوخت می‌گفتند ای بابا جوان بیچاره، بذار بره جلو، برو آقا جون، برو.»

 

او افزود: « شاگرد راننده هم تا مرا می‌دید می‌گفت نمی‌خواد بلیت بدی تو رو که دیگه خدا زده.خلاصه این جوری خودم را تا راه‌آهن می‌رساندم. البته سخت بود که تا آخر کج بشینی ولی موقع پیاده شدن صاف می‌شدم و به شاگرد راننده می‌گفتم آقا دست شما درد نکنه. او هم دنبالم می‌افتاد و می‌گفت لااقل بیا پول بلیتت را بده!»

 

پرشین وی