تاریخ انتشار خبر: ۱۶ , آبان, ۱۳۹۵ | ۱۰:۵۰:۰۵
کد مطلب : 126124
یادداشت/حجت الاسلام عادل فریحی

پای درس مغالطه ی رئیس جمهور

حجت الاسلام والمسلمین عادل فریحی مدیر مسئول هفته نامه ی صبح اروند در مطلبی،به تعابیر عجیب رئیس جمهور از موضوع سوء استفاده های صندوق ذخیره فرهنگیان پرداخت.

%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c

به گزارش عصر آبادان حجت الاسلام فریحی نوشت:

 

دانش آموزان عزیز موضوع درس ما « مغالطه » است ؛ «مغالطه » از مباحث بسیار مورد استفاده در جامعه سیاسی آن هم در رده های بالاست لذا به این درس اهمیت بدهید شاید یک روزی بکارتان بیاید .

در قدم اول مغالطه را تعریف می کنیم ؛  در اصطلاح اهل منطق در تعریف مغالطه (مغلطه کردن) گفته اند :‌ قیاسی است مرکب از وهمیات یا مشتبهات (محمد رضا مظفر، منطق ص ۱۰) و یا به بیانی دیگر، قیاس فاسدی است که منتج به نتیجه صحیح نباشد و فساد آن یا از جهت ماده است و یا صورت یا هر دو (قطب الدین شیرازی، شرح کلمه الاشراق ص ۱۳۶) نکته مهم این است که در مغالطه آگاهانه، عمدی یا سهوی بودن تاثیری در بیان و تعریف مغالطه جایی ندارد اما اگر عمدی و آگاهانه بود سفسطه است که فرد سعی در مجاب و معتبر ساختن کلام و فریب مخاطب دارد.

یک مثالی می زنم تا بحث جا بیفتد

صغری : درب باز است

کبری : باز یک پرنده است

نتیجه : درب یک پرنده است

کلمه « باز » را با دو معنا با هم یکی کرد و نتیجه اشتباه گرفت و این یک نوع مغالطه است .

یک مثال کاربردی دیگری که میشه در اینجا بیان کرد استدلال رئیس جمهور محترم در مورد چرایی عدم انتشار گناه اختلاس است که در مجلس بیان کردند است .

البته الحمدلله رئیس جمهور از آنجایی که به تمام زوایای زندگی ما توجه دارند حتی برای این کلاس ما هم لطف می کنند و مثال های کاربردی زیادی بیان کردند که واقعا جای تشکر دارد .

ایشان بیان داشتند که :« حال اگر فسادی در گوشه‌ای رخ داد بعضی‌ها مثل اینکه بالا و پایین کردن آن فساد برایشان لذت‌بخش است. اگر یک دستگاهی وامی داده و آن پول و اعتبار تبدیل به بدهی معوق شده نمی دانم چرا برخی از رسانه‌ها دوست دارند که آن بدهی معوق را، اختلاس معرفی کنند. البته برخی‌ها به لغت ها و عبارت ها توجه نمی‌کنند.

به طور حتم اگر فسادی رخ داد باید با آن مبارزه کرد نه آن که آن مسئله را بزرگ کنیم، نه اینکه به صورتی تبلیغ کنیم که این مسئله در جامعه عادی سازی شود. متأسفانه برخی ها به دنبال عادی سازی این موضوع هستند. حواسمان باید جمع باشد که کار بد را نباید شیوع بدهیم، چرا قرآن می‌گوید که اگر یک نفر گناه کرد و آن را به دوست خود گفت یعنی آنکه دو گناه کرده ، همان آدم اگر این گناه را به جمعی از دوستان گفت یعنی آن که صدها گناه کرده و اگر این مسئله در روزنامه‌ها گفته شود یعنی میلیون‌ها گناه رخ داده است.

اگر کسی گناهی کرده باید با خدای خود توبه کرده و اگر حق الناس کرده باید آن را ادا کند نه آن که به دروغ آن مسئله را جار بکشیم. این کشور، کشور اسلامی است. نگذاریم که دیگران که به کشور ما خیانت کرده و به پناه دیگران در خارج رفته‌اند به استناد حرف آن‌ها حکم آن کشور اقدام صورت گیرد. ما برای این کشور و نظام خون، شهید، زندانی داده‌ایم. برای این نظام بسیار تلاش شده و عده بسیاری به زندان رفته‌اند.»

خلاصه کلام ایشان این است که بیان گناه عادی سازی آن است و عادی سازی گناه نوعی شیوع گناه است و این کار به حکم قرآن فعل حرام است.

حالا کار نداریم که این حکم برای دولت های قبلی نبوده و اگر در زمان آن ها تخلفی سر زده می شد هم فکران جناب رئیس جمهور آن را تا صد سال دیگر به هر دلیلی بازنگری می کنند و کسی این تذکر را به آنان نمی دهد.

حتی فعلا کاری نداریم که رئیس جمهور محترم قبلا گفته بود : «بزرگترین قدرتی که می تواند به صحنه بیاید وبا فساد مبارزه کند، رسانه ها هستند. رسانه ها باید به صحنه بیایند . نام افراد مفسد و ویژه خوار نباید در جیب رییس دستگاه اجرایی کشور باشد. نام افراد مفسد و ویژه خوار باید بر سر زبان و بیان خبرنگاران ما قرار گیرد. اگر رسانه ها و مطبوعات همه به صحنه بیایند، نه اینکه با مفسد می شود مبارزه کرد، بلکه می شود جلوی فساد را گرفت. رسانه ها باید هزینه ها را آنقدر بالا ببرند که کسی در مسیر فساد قرار نگیرد و هوس فساد به سرش نزند و راه آن، حضور فعال رسانه ها است»

مغالطه ایشان بدین شکل است که یک امر صحیح را که حرام بودن ترویج فساد را مبنای کلام خود قرار داده است و حکم کردند که بیان گناه مفاسد اقتصادی حرام است . این در حالی است که بیان گناه در جامعه مربوط به اعمال فردی است نه مفاسد اجتماعی .

در این باره مقام معظم رهبری می فرماید :« اسلام، اعتراف به گناه را در پیش بندگان، مجاز نمی داند. کسی نباید گناهی را که انجام داده است بر زبان آورد و پیش کسی به آن اعتراف کند. اما پیش خدا، چرا. بین خودتان و خدا، بین خودمان و خدا، خلوت کنیم و به قصورهایمان، به تقصیرهایمان، به خطاهایمان و به گناهانمان که مایه روسیاهی ما، مایه ی بسته شدن پر و بال ما و مانع پرواز ماست، اعتراف نماییم و از آنها توبه کنیم.

اگر فردی بخواهد اصلاح شود، باید گناه و عیب خود را بپذیرد و در پیش خود و خدا، به آن عیب و گناه اعتراف کند. کسانی که برای خودشان هیچ عیب و خطایی قائل نیستند، هرگز اصلاح نخواهند شد در دیدار قشرهای گوناگون مردم؛ ۲۸/ اردیبهشت ماه ۷۳»

اما با مراجعه به سیره حکومت داری امام علی علیه السلام مواردی را می بینیم که امام علیه السلام دستور معرفی مفسد اقتصادی را می دهد . در اینجا فقط یک نمونه را مطرح می کنم

امام علی (ع) دریافت که ابن هرمه خیانتی مرتکب شده است(وی مسئول نظارت بر بازار اهواز بود) امام نامه ای به فرماندار اهواز نوشت و فرمود وقتی نامه ام را خواندی ابن هرمه را از نظارت بازار برکنار و بازداشت کن وبه مردم خبربده و ازمردم بخواه تاهر که شکایتی از او دارد مراجعه کند وبههمه کارمندانت در بخش های اهواز دستور مرا در مورد ابن هرمه اعلام کن . مبادا در آن کوتاهی و غفلت کنی و گرنه  در پیشگاه خداوند عز وجل گرفتار و هلاک می شوی ومن هم تورا به صورت زشتی از کار برکنار خواهم کرد و به خدا پناه میبرم از این که چنین اتفاقی برای تو بیفتد . پس در روز جمعه  ابن هرمه را دستو بده از زندان بیرون بیاورند و ۳۵ تازیانه براو بزنید و او را در بازاربگردانید تا هرکس از او شکایتی دارد و یا حقی از او ضایع شده شاهدی بیاورد و قسمش بده و آن چه حق اوست از اموال ابن هرمه بردار و به صاحب حق بپرداز و او را با خواری و دست بسته به زندان برگردان و پای اورا در بند بگذار .

پس دستور عدم بیان گناه مربوط است به اعمال فردی اما در مورد مواردی که به اجتماع برمی گردد حکم آن طوری که جناب روحانی بیان کردند نیست .

به هر حال امیدوارم دانش آموزان عزیز با این مثال عینی و کاربردی مغالطه را خوب یاد گرفته باشند . و متوجه شده باشند در یک مغالطه چگونه یک مقدمه حقیقی را با یک مقدمه وهمی در هم می کنند و نتیجه دلخواه را برداشت می کنند .