تاریخ انتشار خبر: ۱۹ , شهریور, ۱۳۹۳ | ۱۷:۲۶:۲۱
کد مطلب : 44796
بعد از اظهارات معاون روحانی

پروژه “کافی‌شاپ” به “آزادی حجاب” رسید!

تحلیل فوق پیش از آنکه به مقایسه حجاب با اعمالی مانند قتل و دزدی از یک سو و نماز از سوی دیگر بپردازد، نیازمند توجه به مبانی قانونی الزام حجاب است.

 به گزارش عصر آبادان، همزمان با مطرح شدن بحث اشتغال زنان در کافی شاپ توسط معاون روحانی و حمایت رسانه ها و شخصیت های اصلاح طلب از این اظهارات، این جریان سیاسی موضوع لزوم اختیاری بودن حجاب را هم کلید زده است.سه روز پیش شهیندخت مولاوردی معاون رئیس‌جمهور در امور زنان با انتقاد از اظهارات یک مقام ناجا ممنوعیت اشتغال زنان در فضای عمومی کافی‌شاپ‌ها گفت: اشتغال برای برخی زنان در این اماکن ضروری است و خرج زندگی خود را از این راه به دست می آورند. آیا باید به دنبال این ممنوعیت، آنها دزدی کنند؟

به دنبال این اظهارات، الهه کولایی از اعضای حزب منحله مشارکت به کمک معاون روحانی آمد و گفت که “متاسفانه در سالهای اخیر شاهد هستیم که جریان فکری خاص قصد محدود کردن دایره اشتغال زنان را دارند تا آنان را به سوی خانه نشینی هدایت کنند. این سخن در هنگامی گفته می شود که گویا زنان از اشتغال در کافی شاپ ها و سفره خانه های سنتی منع شده اند.”

اظهارات کولایی اما با انتقاد سید رضا اکرمی مشاور روحانی مواجه شد. با این وجود خط حمایت از برخی آزادی ها به سبک غربی به بهانه ÷شتیبانی از اشتغال زنان(!) در میان اصلاح طلبان . غرب گرایان دنبال شد تا به اصل موضوع حجاب رسید.

روزنامه اصلاح طلب اعتماد امروز به صراحت وارد این بحث شد و ادعای دستیابی به تناقضی در زمینه سیاست های فرهنگی کشور را مطرح کرد و نتیجه گرفت که “مساله حجاب ربطی به نظم اجتماعی ندارد”.

این روزنامه نوشته است: مساله حجاب را باید مشخص کرد که چه نوع مساله‌یی است، مساله‌یی مرتبط با نظم اجتماعی یا مساله‌یی فرهنگی و عقیدتی؟ قتل و دزدی از منظر حکومت بیش از آنکه یک مساله فرهنگی باشد، موضوعی مربوط به نظم و امنیت اجتماعی است. به همین دلیل برخورد اصلی حکومت با این دو پدیده، از طریق پلیس و دادگاه و مجازات است. البته قتل و دزدی دارای وجه فرهنگی نیز هستند که پلیس و دادگاه مسوولیت حل آن را ندارند، بلکه آموزش و پرورش، رسانه‌ها و متولیان دینی و خانواده باید به حل آن اقدام کنند. من و شما باید در تربیت فرزند خود به گونه‌یی عمل کنیم که مرتکب این دو جرم نشوند، ولی پلیس و دادگاه باید با مرتکبین از زاویه امنیتی و قضایی برخورد کنند.
نمونه دیگر عبادت مهم مسلمانان، یعنی نماز است. اگر کسی نماز نخواند، قطعا برخورد امنیتی و قضایی با او راه‌حل نیست، زیرا نخواندن نماز، امنیت و نظم را نقض نمی‌کند، در حالی که از نظر مسلمانان این عبادت خیلی مهم است. در مقابل توقف خودرو در محل ممنوع، با عکس‌العمل و جریمه پلیس مواجه می‌شود که به معنای برخورد حقوقی و امنیتی است.
حال پرسش این است که طرح‌کنندگان مساله حجاب از کدام منظر به موضوع نگاه می‌کنند؟ آیا فقدان حجاب نظم و امنیت را به هم می‌زند یا یگ گزاره دینی در خطر قرار می‌گیرد؟ اگر دومی است، در این صورت باید گفت عدم رعایت حجاب اهمیت بسیار کمتری از ترک نماز یا روزه یا سایر احکام دینی دارد، پس چرا به این احکام پرداخته نمی‌شود؟
ولی اگر از منظر دیگر، یعنی برهم‌زننده نظم اجتماعی به موضوع نگاه شود، در این صورت اصلی‌ترین روش برای برخورد با مساله، پلیس و دادگاه است و شیوه‌های دیگر در مراتب بعدی قرار می‌گیرند.البته در این صورت باید چند نکته را روشن کرد. اول اینکه چه حدی از بی‌توجهی به حجاب نظم اجتماعی را تهدید می‌کند؟ آیا این حد مربوط به حجاب شرعی است؟ در این صورت آیا می‌توان گفت عدم رعایت حجاب شرعی در هر حدی که باشد، نظم اجتماعی را تهدید می‌کند، قطعا پاسخ مثبت نیست، همان طور که نخواندن نماز هم ربطی به نظم اجتماعی ندارد. تعیین این حد بسیار مهم است. حتی در مکان‌های گوناگون نیز حد مذکور فرق می‌کند.
یکی از مهم‌ترین تعارضات در این زمینه از سوی مراجع رسمی نشان دادن فیلم‌هایی است که زنان خارجی در آنها با نوعی از پوشش هستند که برای زنان فیلم‌های ایرانی این پوشش ممنوع است. در حالی که هر دو فیلم از تلویزیون پخش می‌شوند و اگر اثرات سوئی بر نظم اجتماعی داشته باشد، فیلم‌های خارجی با پوشش غیرمحجبه زنان نیز چنین اثراتی را خواهند داشت. البته در فیلم‌های خارجی هم زنان را با هر نوع پوششی نشان نمی‌دهند، ولی بدون روسری و حتی بیش از این را نشان می‌دهند. بنابراین مساله حجاب ربطی به نظم اجتماعی ندارد، پس اگر چنین است چرا رعایت حجاب را برای زنان غیرمسلمان و حتی خارجی‌ها الزامی می‌کنند؟ و اگر مساله مربوط به نظم اجتماعی است چرا در فیلم‌ها از معیارهای کاملا دوگانه استفاده می‌شود؟ و نیز چرا اصرار دارند که زنان ایرانی در خارج یا برنامه‌های خارج از کشور نیز باحجاب ظاهر شوند، آنجا که ربطی به نظم اجتماعی در ایران ندارد؟ پس مساله عقیدتی و انجام یک دستور دینی است. در این صورت همان طور که آقای رییس‌جمهور هم تاکید کردند، این مساله با «ون» و «سرباز» حل نمی‌شود، زیرا ورود «ون» برای نظم اجتماعی است و نه تغییر نگرش فرهنگی و دینی.”

تناقض آشکاری که در این تحلیل وجود دارد عدم توجه مبانی قانونی موضوع است. تحلیل فوق پیش از آنکه به مقایسه حجاب با اعمالی مانند قتل و دزدی از یک سو و نماز از سوی دیگر بپردازد و این موضوع را در یکی از این دو دسته قرار دهد، نیازمند توجه به مبانی قانونی الزام حجاب است.

تحلیل مذکور با توجه به مستندات خود حجاب را در دسته دوم قرار داده و بر این اساس اجباری بودن ان را به چالش کشیده است. در حالی که حجاب از منظر قانونی در دسته اول قرار می گیرد. رعایت حجاب در قوانین کشور الزامی است درست همان گونه که قتل و دزدی ممنوع و مستلزم مجازات است اما برعکس، نماز در قوانین کشور الزامی نیست.

در واقع یادداشت فوق، با اینکه زمینه و محور تحلیل را “قانون” قرار داده، اما صرفا از منظر شرعی به موضوع حجاب نگاه کرده است این در حالی است که از نظر شرعی، تکلیف تمامی موارد مطرح شده از دزدی و قتل گرفته تا حجاب و نماز، مشخص است و نیازی به بحث ندارد.

منبع: صراط