تاریخ انتشار خبر: ۱۱ , تیر, ۱۳۹۳ | ۱۶:۰۳:۳۶
کد مطلب : 34826
دور جدید استفاده متوهمان88 از کلید واژه"تقلب"/

پشت‌پرده باج خواهی حجاریان و زیباکلام از رئیس‌جمهور/ اصلاح طلبانی که با پیروزی “۱۸تیر” و با شکست “فتنه ۸۸” به راه انداختند

اخیرا سعید حجاریان و صادق زیباکلام در گفتگوهایی ادعا کرده اند: اصلاح طلبان اگر بشکنند روحانی هم می شکند و اگر اصلاحات نباشد، روحانی هم وجود نخواهد داشت و رای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ تنها یک میلیون رای بوده است.

پشت‌پرده باج خواهی حجاریان و زیباکلام از رئیس‌جمهور/ اصلاح طلبانی که با پیروزی "18تیر" و با شکست "فتنه 88" به راه انداختند

به گزارش  شبکه اطلاع رسانی دانا، مهمترین رکن دموکراسی در هر کشوری برگزاری انتخابات می باشد. جمهوری اسلامی تا کنون انتخابات های فراوانی برگزار کرده است.

کمتر از یکسال از حدوث انقلاب اسلامی، با دستور و تاکید امام خمینی (ره) رفراندوم سراسری برگزار شد و با حداکثر آراء جمهوری اسلامی “آری” گرفت.

آمریکا اولین دولتی بود که رسماً با این انتخابات مخالف بود و همواره در ظاهر و باطن با آن به دشمنی پرداخت و هیچگاه به حقوق حقه ملت ایران احترام نگذاشت.

متاسفانه برخی از گروه‌های داخلی که گرایش فراوانی به غرب داشته و دارند زمانی که نتیجه دلخواه‌شان در پای صندوق‌های رای تامین نمی شود مانند رفتار آمریکا در قبال اولین انتخابات ایران، آنرا به رسمیت نمی شناسند.

سال۸۸ یکی از بارزترین این جسارت‌ها به رای ملت بود، بگونه ای که کاندیدای مغلوب و تئوریسین های حامی آن رسما و طی بیانیه و مصاحبه های جداگانه اعلام کردند که در انتخابات تقلب شده است.

بعدها که زمان پیش رفت چهره هایی که در فتنه ۸۸ نقش پررنگی داشتند عنوان کردند که تدلیس سیستماتیک صورت گرفته و تقلب نبوده است.

اعترافات حجاریان بسیار قابل توجه است که می گفت: «بنده چند بار گفته‌ام که بحث ما این نیست که تخلف و یا تقلب شده است. به‌نظر من واقعه‌ای اتفاق افتاده است که اسم آن “تدلیس سیستماتیک” است.

در توضیح تدلیس باید بگویم که مثلاً اگر شما سه سال در شهرداری به مردم پول بدهید، بعد هم چهار سال در دولت به مردم سیب‌زمینی و یارانه و پول یامفت بدهید و رأی بخرید، تدلیس سیستماتیک است»

این اعترافات در نتیجه بیداری مردم در ۹دی است و هرچند اتهام تقلب را از نظام ساقط نمود اما یک فرار رو به جلو بود که به شعور ملت توهین کرد.

البنه تورقی بر تاریخچه انتخابات های گذشته نشان می دهد که این اولین مرتبه ای نیست که یک گروه نتیجه صندوقهای رای را به رسمیت نمی شناسند.

هاشمی‌رفسنجانی در دیدار با حزب اراده ملت ادعای تقلب در انتخابات ۸۴ را عنوان کرد و در این دیدار گفت: “حتی مرحله دوم، استاندارها- که همه اصلاح‌طلب بودند- کار را به کلی رها کردند، اصلا کاری نداشتند که چه چیزی در صندوق‌های رای اتفاق بیفتد؛ او گفته است: «هرچه خواستند در صندوق ریختند و هر چه خواستند خواندند».

در موارد فوق، جریان اصلاحات و یا کارگزاران مدعی تقلب در انتخابات بوده اند به این علت که، ملت فهیم ایران اسلامی فرد دیگری را به آنها ترجیح داده است.

اگر حرف ما نباشد تقلب شده است

اکنون دور جدیدی از تعبیر و تفسیر واژه “تقلب” در جریان متوهم تقلب شکل گرفته است؛ به طوری که اخیرا سعید حجاریان و صادق زیباکلام در گفتگوهایی ادعا کرده اند: اصلاح طلبان اگر بشکنند روحانی هم می شکند و اگر اصلاحات نباشد، روحانی هم وجود نخواهد داشت و رای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲  تنها یک میلیون رای بوده است.

فتنه گران که اکنون خود را بازنده ی اصلی انتخابات سال ۹۲ می دانند و در تحلیل‌هایشان به این نقطه رسیده اند که از نظام اسلامی و مردم فهیم ایران شکست خورده اند متوسل به خیال بافی های عجیب و غریبی می شوند تا بتوانند رئیس جمهور منتخب ملت را مورد فشار و شخصیت ایشان را مورد تخطئه قرار دهند.

نکته قابل تامل اینست که مدعیان دموکراسی و آزادی!!! اکنون نمی توانند صراحتاً انتخاب دکتر روحانی را برآمده از “تقلب” بدانند؛ چرا که در این صورت بیش از پیش برایشان رسوایی به بار می آید.

حقیقت و کنح ماجرا این است که “فتنه گران” عملا هر گاه ملت ایران به نامزد مورد اشاره ی آنها اعتماد نکرده است رای مردم را “تدلیس سیب زمینی” یا “تقلب” خوانده اند و اکنون هم به این اعتقاد دارند که آراء روحانی متعلق به آنها بوده و یحتمل اشتباه خوانده شده!

جریان برانداز معتقدست که رئیس جمهور برامده از رای ملت بایستی گماشته آنها در دولت باشد و نه یک شخصیت مستقل و هر حالت دیگری را “ردصلاحیت های مشکوک و تقلب و سیب زمینی و تدلیس و…” می خواند.

این جریان سعی می کند ابتدا در انتخابات خود را به مردم تحمیل نماید و اگر موفق شد “۱۸ تیر” می سازد و اگر موفق نشد “فتنه ۸۸ “و در صورتی که راه سوم را پیش بگیرد به باج خواهی از رئیس جمهور منتخب ملت متوسل می شود.

اگر بر رفتار این طیف از اصلاح طلبان دقت نماییم متوجه می شویم که نه تنها اینان خواهان آزادی و دموکراسی نیستند بلکه بدنبال یک “استبداد پنهانی” می باشند.

نگارنده این سطور تمام اصلاح طلبان را  ” افراطی و برانداز” نمی داند اما تمام آنها را در بروز چنین رفتارهایی مقصر می داند؛ چرا که آنها اجازه داده اند که تندروها با تابلوی اصلاحات در صحنه ی سیاسی کشور جولان دهند و هیچگاه علنا رفتارهای هنجارشکن و براندازانه آنها را مورد انتقاد قرار ندادند و از آن برائت نکردند.

اگر تمام گروهها و جناح‌ها امروز مقابل استبداد و زیاده خواهی این جریان برانداز نایستند فردا آتش آنها دامن همه را خواهد گرفت.

ابوالفضل چمندی

انتهای پیام