تاریخ انتشار خبر: ۳ , خرداد, ۱۳۹۴ | ۱۸:۲۶:۵۷
کد مطلب : 91473
گفتگوی تفصیلی با یادگار فتح خرمشهر:

پیش نماز ما یک نوجوان ۱۵ ساله بود/برای جنگ در خرمشهر فقط سرنیزه داشتیم

سید طالب شیبت الحمد هستم متولد۱۳۴۰ درخرمشهر ، به لطف خدا در سال۵۸ به عضویت نیروهای مردمی بسیج که بعد تحت عنوان سپاه شد درآمدم .

سید طالب شیبت الحمد هستم متولد۱۳۴۰ درخرمشهر ، به لطف خدا در سال۵۸ به عضویت نیروهای مردمی بسیج که بعد تحت عنوان سپاه شد درآمدم .
.از یکسال پیش از جنگ که فرمانده سپاه خرمشهر شهیدجهان آرا بود عضو سپاه این شهرستان بودم که ۸ماه از این مدت را توفیق خدمت در مرز ایران و عراق در کنار ژاندارمری داشتم.

سه ماه قبل از آغاز جنگ درگیری شدید مرزی داشتیم

قبل از جنگ در مرز درگیری های زیادی داشتیم به نحوی که خرداد ۵۹ یعنی حدود سه ماه قبل جنگ دو نفر از نیروهای پاسدار سپاه خرمشهر به نام شهید عباس فرا مسعودی و موسی بخدو بر اثر اصابت تیر مستقیم در مرز عراق شهید شدند.
با شروع جنگ تدابیری که فرمانده سپاه خرمشهر شهید جهان آرا و جانشین وی شهید دکتر عبدالرضا موسوی اندیشیده بودند  پرسنل رو به سه گروه تقسیم شدند که این سه گروه در مرز،میادین ورودی شهر و هسته مرکزی حضور داشتند.
شهید جهان آرا فرماندهی همه نیرو های مردمی اعم از بومی و غیر بومی را که برای جنگ به خرمشهر آمدند به عهده داشت   بنده هم به عنوان فرمانده نیروهای رزمی پیاده برای تقابل با نیرو های بعثی عراق انتخاب شدم که در ۳۴روز مقاومت درگیری های سنگینی با دشمن بعثی داشتیم.
بعد از ۳۴ روز مقاومت در خرمشهر یا به تعبیر بعضی  ۳۶یا۳۹ روز که البته اصل آن همان ۳۴ روز است  در تاریخ چهارم آبان ۵۹ شهر سقوط کرد و به دست نیرو های دشمن افتاد.
نیروهای رزمنده در اطراف پل قدیم خرمشهر از سمتی که به منطقه کوت شیخ جایی که ۵درصد شهر را در بر می گرفت مقاومت می کردند.

پیش نماز ما یک نوجوان ۱۵ساله بود

آن زمان دیده ور اطلاعات بودم نوجوانی بود که فکر می کنم چریک بودکلاس دوم یا سوم راهنمایی ، پارتیزانی به تمام معنا ولی در اوقات فراغت کتاب درسی آورده بود و در سینه کش خاک ریز درس می خواند ،نامش هوشنگ بود ولی از رزمنده ها خواسته بود حسین صدایش کنند.
صدایش کردم و گفتم اینجا چه جای درس خواندنه نه به اون موقع که روی برجک دیده بانی می دی و نه به الان که داری درس می خونی ،گفت چون رهبرم امام فرمودند جنگ واجب است روی دکل دیده بانی می دهم و همین طور چون فرمودند درس بخوانم اینکار را هم می کنم.
ما در خط سپاه و ارتش  ادغام بودیم یعنی بنده به عنوان فرمانده گردان در سپاه، با فرمانده گردان ارتش  یکی بودیم جالب است بدانید پیش نماز ما یک نوجوان ۱۵ ساله بود.

برای جنگ در خرمشهر فقط سرنیزه داشتیم

ساعت یازده و نیم شب دوم خردادبچه ها را انتخاب کردند که توسط قایق های بادی از مسیر رودخانه به سمت شهر حرکت کنند  که باید بدون پارو اینکار انجام می شد و رزمندگان با دست قایق را تکان می دادند .و حرکت می کردند.
چهار نفر بودیم که هر کدوم ۲۲ نفر نیرو همراه داشتیم وسوار قایق در آب حرکت کردیم هیچکدام اسلحه هم نداشتیم باید از آب وارد خرمشهر می شدیم کمبود سلاح باعث شده بود تنها سلاح ما سرنیزه باشد و با همین سرنیزه ها وارد شهر شدیم.
ساعت ۲/۵شب وارد خرمشهر شدیم تمام خط عراقی ها را پاکسازی کردیم وتوانستیم با امکانات محدود ۱۴بعثی را به درک واصل کنیم.
۷ساعت بود که وارد خرمشهر شده بودیم و از آن طرف شهر نیز نیروها از مسیرجاده وارد خرمشهر شدند و حدود ساعت ۱۲ظهر به همدیگر ملحق شدیم و خرمشهر آزاد شد.
پس از بیست و یک ماه در تاریخ ۹ اردیبهشت سال ۶۱ بعد از انجام عملیات فتح المبین، عملیات بیت المقدس در سه مرحله انجام شد و در صبحگاه سوم خرداد بعد از ۲۶ روز خرمشهر به لطف خداوند آزاد شد.

مقاومت رمز آزادسازی خرمشهر بود

رمز پیروزی در عملیات آزاد سازی خرمشهر که البته در کلیه عملیات های هشت سال دفاع مقدس فراگیر بود بحث مقاومت است که نشات گرفته از فرامین رهبری بود لذا از کوچکترین فرد جنگ تا بزرگ ترین آن در دور ترین و سخت ترین و صعب العبور ترین شرایط جنگ  از حضرت امام تبعیت می کردند.
من به عنوان یک رزمنده فکر می کنم بهترین رمز موفقیت ما در طول دفاع مقدس مقاومت بود که نشات گرفته از بیانات حضرت امام و هم چنین مقام معظم رهبری بوده است.
لذا می بینیم حضرت امام فرمود حصر آبادان باید شکسته شود در عین ناباوری و بی تجربگی دراولین عملیات طرح ریزی شده در ۵ مهرماه سال ۶۰ ،عملیات ثامن الائمه این اتفاق افتاد و حصر آبادان شکسته شد.

پیام آن روزها تبعیت از رهبری است

بهترین پیام آن روزها برای نسل جوان تبعیت و گوش جان سپردن به فرامین رهبری است. آن زمان حضرت امام و اکنون حضرت آقا و تبعیت پذیری زمان ،مکان ، فرد و جنسیت ، قومیت  ندارد.
عملیات رمضان که اولین  عملیات خاکی ما  بعد از ۴۳ روز از آزاد سازی خرمشهر بود بهترین پیام را به دشمن داد که ما ملت هیهات من الذله هستیم.
و ما ملتی هستیم ک به تعبیر حضرت امام  مثل حسین علیه السلام وارد میشویم و مثل حسین علیه السلام هم خارج می شویم .
امام فرمود شما چه در عملیات پیروز شوید و چه کشته شوید پیروز هستید استقامت در خون رزمندگان می جوشید
و همینطور مقاومت و استقامت و ذلت نپذیرفتن را همگان در فتنه ۸۸ مشاهده کردند حتی کسانی که به ظاهر با خط انقلاب نبودند در صحنه آمدندو می گفتند جانم فدای رهبر…