تاریخ انتشار خبر: ۲۷ , تیر, ۱۳۹۴ | ۱۸:۲۵:۰۸
کد مطلب : 99193

چرا سقوط حکومت سوریه با وجود پیش‌بینی های بی‌شمار تاکنون اتفاق نیفتاده است؟

معاذ خطیب، به عنوان معتبرترین رهبر شورشی تا به امروز، استعفا داد و خاطر نشان کرد که اپوزیسیون سوریه توسط غیرسوری ها هدایت می شود. ترک ها و شورای همکاری خلیج فارس از وی خواستند تا در سمت خود باقی بماند؛ اما او نپذیرفت.

 پایگاه خبری تحلیی “مجله سیاست خارجی” طی گزارشی با عنوان “پیش‌بینی‌های بی‌شمار مبنی بر سقوط حکومت سوریه؛ چرا این اتفاق نیفتاده است؟” به اشتباهات تحلیلگران غربی در پیش‌بینی آینده تحولات سوریه اشاره کرده و می‌نویسد:

“کمال علم” یکی از اعضای سوری موسسه “استیت کرفت” است و در خصوص امور سوریه به ارتش انگلیس مشاوره می دهد. او همچنین به عنوان مشاور رئیس ستاد دفاع انگلیس و همچنین اتحادیه اروپا در خصوص امور سوریه فعالیت کرده است و هم اکنون سخنران مدعو در چندین دانشکده نظامی در سرتاسر خاورمیانه و انگلیس است. مقالات وی در نشریه آسیایی نیکی، مجله فارین پالیسی، و پایگاه تحلیلی میدل ایست آی و نشریات دیگر منتشر می شوند.

پیش بینی های بی پایان سقوط حکومت سوریه؛ چرا تاکنون اتفاق نیفتاده است؟
پیش‌بینی‌های بی‌شمار مبنی بر سقوط حکومت سوریه؛ چرا این اتفاق نیفتاده است؟

یک سال پیش، “کمال علم” یک مقاله بحث برانگیز تحت عنوان “صلح سوریه: نه شکست‌خورده، نه پیروز شده” در نشریه اوپن دموکراسی به چاپ رساند. او در این مقاله توضیح می دهد که چرا آن طور که تحلیل گران در سال ۲۰۱۱ پیش بینی کردند، ارتش سوریه به راحتی متلاشی نشده و نخواهد شد، چرا که این اتفاق باعث سقوط دولت سوریه خواهد شد. در نوامبر سال ۲۰۱۴، علم شواهد و مدارکی در خصوص داعش و امنیت ملی به کمیته دفاع مجلس انگلیس ارائه داد که فرم مکتوب آن در این صفحه قابل مشاهده است.

همزمان با پیروزی های جدید شورشیان در بهار سال ۲۰۱۵، صدای مفسران و خبرنگارانی که سقوط قریب الوقوع دولت سوریه را اعلام می کنند، بلندتر شده است، اما هنوز این سقوط اتفاق نیافتاده است. کمال علم در این خصوص حاضر شد با ما مصاحبه انجام دهد. ما می‌خواستیم بدانیم چرا این مفسران و خبرنگاران همچنان در مورد سوریه اشتباه می کنند.

سؤال: در چند سال اخیر پیش بینی های مفسران برجسته ای که “مرگ قریب الوقوع” دولت سوریه را اعلام کرده اند، با شکست مواجه شده است. با سقوط ادلب و تدمر و همچنین افزایش فشارها، اندیشمندان در مطبوعات غربی بار دیگر اعلام کرده اند که دولت سوریه به زودی سقوط خواهد کرد. آیا با این ارزیابی رایج موافق هستید؟

من به این پیش بینی رایج در خصوص سقوط اسد و حکومت سوریه اعتقاد ندارم. اعلام سقوط قریب الوقوع حکومت اسد مانند فریاد های چوپان دروغ گویی شده که دیگر کسی باورش ندارد. با این حال، سقوط ادلب و تدمر به طرز قابل توجهی موضع استراتژیک ارتش عربی سوریه را تضعیف کرده است. ارتش عربی سوریه در حال تجربه سخت ترین مبارزه علیه تروریست ها در خاورمیانه است.

نمی توان انکار کرد که تظاهرات در سوریه به صورت یک درخواست مسالمت‌آمیز برای اصلاحات آغاز شد، اما به سرعت تحت الشعاع بدترین نوع افراط گرایان قرار گرفته اند. هیچ کس از آن روزهای نخست قیام، تغییر حکومت را نمی خواست. این یک دستورکار خارجی بود که به سرعت از کنترل خارج شد. و در حالیکه حکومت سوریه مانند هر دولت دیگری در زمان تنش اشتباهاتی مرتکب گردید، این قیام به یک خونریزی تحت حمایت دولت‌های خارجی تبدیل شد.

سؤال: چرا این مفسران و تحلیل گران دائما در پیش بینی هایشان در خصوص سوریه شکست می خورند؟

دلیل عدم موفقیت این کارشناسان و تحلیل گران در پیش بینی هایشان این است که فکر می کنند سوریه مانند عراق، یمن، لیبی، تونس و حتی مصر است. آنها قادر به تشخیص واقعیات میدانی سوریه نیستند و بیشتر کارشناسان حتی یکبار در سوریه نبوده اند. به عنوان مثال، عده‌ای از این کارشناسان همان مشاوران دفاعی در بوسنی، افغانستان و لیبی هستند. آنها اغلب اظهارات و استدلال های خود را این‌گونه آغاز می کنند: “ما در بوسنی این کار را کردیم، آن کار را کردیم. در افغانستان، موج مخالف را در جنوب آغاز کردیم.” اگر افغانستان یا عراق معیار موفقیت هستند، باید در این طرز فکر تجدیدنظر اساسی صورت گیرد.

پیش بینی های بی پایان سقوط حکومت سوریه؛ چرا تاکنون اتفاق نیفتاده است؟
اگر موفقیت از نظر کارشناسان آمریکایی یعنی عراق و افغانستان، باید درباره سوریه تجدیدنظر کرد

بیشتر تحلیل گران استراتژیک فرصت طلب های مرتبط با رسانه و شرکت های دفاعی دارای منافع مقرره هستند و قطعا دوحزبی نیستند. یکی از کارشناسان کلیدی در این زمینه، یکی از مقامات وزارت دفاع بود که به سخنگوی شورای ملی سوریه تبدیل شد. چگونه ممکن است بطور ناگهانی یکی از مقامات وزارت دفاع آمریکا به یک کارشناس در زمینه مسائل سوریه و سخنگوی شورای ملی سوریه تبدیل گردد؟ تا کنون تنها مفسران معتبر در خصوص سوریه پاتریک سیل (که فوت کرده)، هنری کیسینگر، زیبیگنیو برژیسنسکی و جاشوا لندیس بوده‌اند. حتی ایهود باراک نخست وزیر سابق اسرائیل در سال ۲۰۱۱ گفته بود که “اسد طی دو ماه آینده سقوط خواهد کرد.”

سؤال: دمشق و سایر مراکز در اختیار دولت بطور فزاینده ای با کمبود منابع مواجه شده اند و این در حالی است که هر ارتش مدرنی نیاز به تامین دائم انرژی و سایر منابع دارد. چگونه کمبود منبع بر اثربخشی عملیاتی ارتش سوریه تاثیر گذاشته است؟ چگونه فشار عمومی بر روحیه سربازان تاثیرگذار بوده است؟

روحیه ارتش سوریه همچنان بالاست. ارتش سوریه تنها ارتش مبارز کثرت گرا در سوریه است که از فرقه های سنی، مسیحی، دروزی و علوی جامعه نیرو گرفته است. منابع، به شدت کاهش یافته‌اند، اما نیروهای سوری در طول ۵ سال اخیر بارها و بارها برای تجدید قوا و نیرو، در برابر شکست های متعدد مقاومت نشان داده اند. هیچ ارتشی نمی تواند بدون حمایت مردم کشورش مبارزه کند. برای اینکه ارتش عربی سوریه بتواند همچنان به مبارزه خود ادامه دهد، باید به مردم کشور خودش متکی باشد و توجه نکند به اینکه چه تعداد مشاور خارجی ممکن است در این کشور حضور داشته باشد؛ هیچ چیز نمی تواند جایگزینی برای پشتوانه مردمی باشد.

مشکل اصلی، مسیر تدارکاتی است و متحدان بین المللی به ارتش کمک می کنند تا مسیر تدارکاتی اش به خوبی تغذیه شود. ضمنا مردم فراموش می کنند که سوریه همیشه منبع تغذیه منطقه بوده است. ارتش سوریه به خاطر تجربه اش در جنگ داخلی لبنان و مشارکت بالفعل در جنگ در عراق از سال ۲۰۰۳ بسیار زیرک و کاردان شده است. لبنان به لطف ارتش سوریه در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به ثبات رسید. مردم حافظه کوتاه مدت دارند و حکم اتحادیه عرب و سازمان ملل را به سوریه برای پایان دادن به جنگ در لبنان فراموش کرده اند. اکنون زمان آن فرارسیده تا مردم لبنان لطف برادران سوری خود را جبران کنند. بزرگترین عامل در انسجام ارتش سوریه، پیش زمینه چند اعتقادی اش است.

سؤال: مایکل مورل، معاون سابق رئیس سازمان سیا، اخیرا بطور علنی به همکاری جبهه النصره و اسرائیل در امتداد منطقه جولان اشاره کرده است. با توجه به این مسئله و حملات مستقیم و مستند اسرائیل در طول درگیری های سوریه، به نظر شما منافع استراتژیک اسرائیل در سوریه چیست؟

کیسینگر جمله مشهوری دارد: “بدون سوریه هیچ صلحی در خاورمیانه برقرار نخواهد شد.” اسرائیل همیشه به این جمله اعتقاد داشته است؛ تل‌آویو می‌خواهد با از بین بردن ارتش سوریه، یک بار برای همیشه تهدید امنیتی علیه هژمونی خود را کاهش دهد. استراتژی اسرائیل در سوریه واضح و روشن بوده است: تفکیک و جداسازی مردم سوریه و ایجاد یک منطقه حائل برای ملحق کردن زمین‌های بیشتر به بلندی های جولان. آنها سخت تلاش می کنند تا دروزیان و علویان را از هم جدا سازند و همچنین می گویند از آنها حمایت خواهند کرد؛ البته، تاکنون این تلاش هایشان موفقیت آمیز نبوده است. حتی اخیراً دیدیم، دروزی های اسرائیل به یک آمبولانس نظامی اسرائیلی حمله کردند. بنابراین هرگونه تلاش و اقدام اسرائیل باعث دامن زدن به خشم دروزی های خود اسرائیل می شود.

پیش بینی های بی پایان سقوط حکومت سوریه؛ چرا تاکنون اتفاق نیفتاده است؟
تظاهرات دروزی‌های ساکن سرزمین‌های اشغالی در دفاع از برادران سوری‌شان

سؤال: در سال ۲۰۱۴، گزارش هایی حاکی از آتش بس های محلی و “مناطق احتمالی عاری از جنگ” که ممکن است منجر به توقف بلندمدت درگیری ها شود، ارائه شدند. طبق اطلاع شما، آیا هرگونه آتش بس بصورت محلی باعث یک صلح محلی ماندگار می شود؟ چشم اندازهای صلح در سوریه چه هستند؟ برای ایجاد صلح چه باید کرد؟

کمال علم: چندین آتش بس محلی موفق عمدتا در غوطه غربی، قدسیا، برزه و شهر قدیمی حمص اجرا شده است. به عنوان مثال، ائتلافی از نیروهای محلی مسلح و ارتش عربی سوریه شهر “معلولا” را که توسط اسلام‌گراهای افراطی اشغال شده بود، آزاد کردند. غوطه غربی و ریف دمشق از جمله شهرها با قراردادهای متارکه جنگ هستند که در عین الفیجه و وادی بردی عملی شدند. کلید یک صلح پایدار باید یک تفاهم سیاسی بین دو طرف توافق باشد. هر دو دور مذاکرات ژنو با شکست مواجه شدند به این خاطر که شورشیان دارای یک ذهن و دید باز نیستند. معاذ خطیب، به عنوان معتبرترین رهبر شورشی تا به امروز، استعفا داد و خاطر نشان کرد که “اپوزیسیون سوریه توسط غیرسوری ها هدایت می شود.” ترک ها و شورای همکاری خلیج فارس از وی خواستند تا در سمت خود باقی بماند، اما او علی رغم تلاش ها استعفا داد چرا که می دانست هیچ اپوزیسیون معتبری وجود ندارد که بتواند آن را رهبری کند.

به عنوان مثال، در لیبی، تونس و مصر، دموکرات های اسلامی حضور دارند که برای بدست گرفتن قدرت وانمود به استفاده از فرایند کثرت گرایی می کنند. همچنین دمشق شاهد توافقات تاریخی متارکه جنگ بین مارونی ها و دروزی های لبنان، و سنی ها و دروزی های جنوب سوریه بوده است. با این حال برای ایجاد صلح، مداخله خارجی نباید صورت پذیرد. بویژه کشورهای اروپایی باید جوامع مسلمان خود را مسئول بدانند. بخصوص انگلیس به اسلام گرایان میانه رو اجازه داده است تا مصر، لیبی و سوریه را بی ثبات کنند. باید فورا به این سیاست خاتمه داده شود. هر کسی که از مذهب برای کسب قدرت استفاده می کند میانه رو نیست. سوریه مهد ظهور مسیحیت است و از طرف دیگر یک کشیش مسیحی بود که آمدن پیامبر اسلام در عربستان را از قبل اعلام کرد. بنابراین بادیه نشینان خلیج با درک پایین شان از تحمل و بردباری، نمی توانند صلح را به قدیمی ترین تمدن در جهان دیکته کنند.