تاریخ انتشار خبر: ۳۰ , اردیبهشت, ۱۳۹۳ | ۰۹:۰۲:۴۸
کد مطلب : 29959
بن بست بی انتهای مذاکرات با 1+5؛

چرا عدم توافق با ۱+۵ یک پیروزی است؟

بر اساس آمارها پس از توافقنامه ژنو نه تنها اوضاع بهتری در ابعاد مختلف اقتصادی و امنیتی نصیب ملت ایران نشد بلکه طی این مدت ۳ بار تحریم و ۱۸ بار تهدید نظامی به سراغ ایران آمد.

غرب تعهدی به انجام توافقات ندارد / چرا عدم توافق با 1+5 یک پیروزی است؟

پرونده هسته ای ایران بیش از یک دهه از عمر خود را پشت سر می گذارد و طی این دهه تقریبا همه ذائقه ها و ادبیات سیاسی در هر دو سوی مذاکره تجربه شد که البته ادبیات غربی ها در تمام ایران تنها یک محور اساسی داشته است که آنها به صفر رسیدن همه ی فعالیت های هسته ای ایران است.
در نخستین دور از مذاکرات که با هدایت دکتر روحانی در حال پیشروی بود، تقریبا همه مطالبات غرب از سوی ایران عملی شد و حتی تعلیق کامل فعالیت های هسته ای و پلمپ نیروگاه ها به مرحله اجرایی رسید و از پس همه این اعتمادسازی ها بود که رئیس جمهور آمریکا ایران را «محور شرارت» خواند.
با بی نتیجه ماندن رفتار اعتمادساز ایران و پس از روی کار آمدن تیم جدید هسته ای، گفتمان مقاومت در برابر خواسته های طرف غربی در دستور کار ایران قرار گرفت و با مواجه شدن با بدقولی غربی ها در تامین سوخت رآکتور تهران، دانشمندان هسته ای با غنی سازی ۲۰درصدی اورانیوم، کشور را از کمک غربی ها بی نیاز کردند و هم زمان با آن غربی ها با دستور کار قرار دادن تحریم های غیرقانونی، سعی در اعمال فشار برای توقف ایران داشتند.
اما پس از یک دوره مقاومت بود که بسیاری از مخالفان آن با فضا سازی رسانه ای اینگونه القا کردند که تمام مشکلات ما با غرب به دلیل ادبیات مقاومت است و در صورت نرمش های مقطعی، آنها حقوق ایران را به رسمیت می شناسد.
و این چنین بود که پس از برگزاری اولین دور مذاکرات تیم جدید هسته ای، به پای تیم هسته ای قربانی کردند و همه رسانه ها از بازگشت اموال بلوکه شده، رفع تحریم ها و… گفتند.
در آن روزها قرار بر آن بود که تنها غنی سازی ۲۰ درصدی تعلیق، آب سنگین اراک تعطیل و تحقیق و توسعه فعلا متوقف شود و در برابر آن نیز امتیازاتی به ایران اعطا شود.
و در همان روزها بود که هر چه منتقدین ژنو نوشتند و گفتند که متن مذاکره آن چیزی نیست که تیم مذاکره کننده می خواند، با «بی سواد خواندن» منتقدین، سکوت آنها را خواهان شدند.
رهبر معظم انقلاب در زمان برگزاری مذاکرات ضمن حمایت از تیم هسته ای(به عنوان ماموران جمهوری اسلامی)، نویدی دوباره به ملت ایران دادند و گوشزد کردند:
«این را هم توجّه داشته باشید، این مذاکره‌ای که امروز دارد انجام میگیرد با شش کشور – که آمریکا هم جزو این شش کشور است – فقط در مورد مسائل هسته‌ای است و لاغیر. بنده هم اوّلِ امسال در مشهد مقدّس در سخنرانی گفتم [که]مذاکره در موضوعات خاص اشکالی ندارد؛ منتها گفتم من اعتماد ندارم، خوشبین نیستم به مذاکره، لکن میخواهند مذاکره کنند، بکنند؛ ما هم به اذن‌الله ضرری نمیکنیم.»
«عدم اضرار» در مذاکره با غربی ها طی مدت کوتاهی خود را نشان داد که آن هم چیزی نبود جز بی اعتمادی بیشتر ملت ایران به کشور های غربی.
بر اساس آمارها پس از توافقنامه ژنو نه تنها اوضاع بهتری در ابعاد مختلف اقتصادی و امنیتی نصیب ملت ایران نشد بلکه طی این مدت ۳ بار تحریم و ۱۸ بار تهدید نظامی به سراغ ایران آمد.
پارلمان اروپا انتخابات ۲۴ خرداد را زیر سؤال برد و آن را غیرمشروع خواند، به هیچ شرکت غربی اجازه ورود به ایران داده نشد، تعهدات هواپیمایی مندرج در توافق نامه ژنو صورت نپذیرفت و دلاری به بانک مرکزی(که اجازه هزینه و جابه‌جایی داشته باشد)نرسید. ضمن آنکه برای اولین‌ بار در تاریخ تاسیس سازمان ملل به نمایندگی معرفی شده از طرف دولت ایران ویزا داده نشد و به خاطر ایران قانون مقر را تغییر دادند!
جالب تر آنکه همه عقب نشینی های ایران جهت اعتماد سازی کفایت نکرد و طرف غربی همچنان «نگرانی‌ها از برنامه هسته‌ای ایران» را مشکل اصلی در عدم پیشرفت مذاکرات اعلام کرد و جهت برطرف کردن همین نگرانی بود که تعطیلی برنامه های موشکی و تعطیلی کامل آب سنگین اراک موضوع مطالبه غربی ها قرار گرفت.
در واقع کسی نمی داند که ۱+۵ در دور بعدی مذاکرات چه خواسته ای از ایران دارد چرا که در دور اول مذاکرات صرف انصراف ایران از غنی سازی ۲۰ درصدی(که آن هم نتیجه مذاکرات قبلی بود) از سوی غربی ها مطالبه شد اما یک قدم به عقب ایران، سطح مطالبات آنها را بالا برده است و امروز حتی غنی سازی ۵ درصدی را که در دور نخست مذاکرات مورد توافق قرار گرفت را نیز به رسمیت نمی شناسند.
 تیم مذاکره کننده که تا چندی قبل از روند رو به رشد مذاکرات سخن می گفت، دیری نپایید که در ژنو ۴ با آن چنان بن بستی روبرو شد که حتی کنفرانس مشترک خبری ظریف- اشتون لغو شد.
علت عدم برگزاری نشست خبری مشترک نیز آن چنان واضح بود که حتی عراقچی هم نتوانست آن را پنهان کند و در این باره گفت:
«طبیعتا چون پیشرفت خاصی در مذاکرات صورت نگرفت، دلیلی هم وجود نداشت که کنفرانس مشترکی برگزار شود. ما درابتدای راهِ یک دوره مذاکرات طولانی و پیچیده و فشرده قرار داریم و هرگاه توافقی -هرچند مقدماتی- حاصل شود، طرفین آن را بیان خواهند کرد.»
همچنین ابراهیم آقامحمدی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، درخصوص دلایل عدم توافق در این مذاکرات گفت: « آقای عراقچی یکی از عمده‌ترین دلایل به نتیجه نرسیدن این دوره از مذاکرات هسته‌ای را پافشاری آمریکا برای مذاکره بر سر موشک‌های دوربرد ایران عنوان کرد. »
مسلم آن است که غربی ها در صورت تعطیلی کامل فعالیت های هسته ای نیز قانع نخواهند شد، چرا که نگاهی گذرا به تاریخ مذاکرات نشان از سیر صعودی مطالبات آنها در برابر ایران دارد.
این مذاکرات نیز بر تجربه بی اعتمادی ایرانیان نسبت به غربی ها افزود و به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی:
«یک تجربه‌ای در اختیار ملّت ایران است – که حالا من مختصراً عرض خواهم کرد – این تجربه ظرفیّت فکری ملّت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربه‌ای که در سال ۸۲ و ۸۳ در زمینه‌ی تعلیق غنی‌سازی انجام گرفت، که آن‌وقت تعلیق غنی‌سازی را در مذاکرات با همین اروپایی‌ها، جمهوری اسلامی برای یک مدّتی پذیرفت. خب ما دو سال عقب افتادیم، لکن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهمیدیم که با تعلیق غنی‌سازی، امید همکاری از طرف شرکای غربی مطلقاً وجود ندارد.»