تاریخ انتشار خبر: ۳ , تیر, ۱۳۹۳ | ۲۱:۰۱:۴۴
کد مطلب : 33845
از سوم تیر 84 تا 92

چه بر سر سبد رای احمدی‌نژاد آمد؟

اگر بدنه اصلی سبد رای احمدی نژاد در سال ۸۴ و ۸۸ در حال حاضر موافق احمدی نژاد سال ۹۰ نیستند، اما یقینا سوم تیرماه ۸۴ نقطه عطفی در تاریخ جمهوری اسلامی به شمار می رود.

محمود احمدی نژاد پس از راهیابی به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال ۸۴، توانست با کسب ۱۷ میلیون و ۲۴۸ هزار و ۷۸۲ رای، اکبر هاشمی رفسنجانی را شکست دهد. هاشمی رفسنجانی هیچگاه این شکست را نپذیرفت و به منتخب ملت تبریک نگفت. او در عوض ۹ سال بعد در ادعایی عجیب، استانداران سید محمد خاتمی را به تقلب به نفع احمدی نژاد در آن سال متهم کرد!

سوم تیر ۱۳۸۴ را باید بدون هرگونه تردید یک حماسه ماندگار نامید. چرا که به فرموده رهبر انقلاب، ثمره انتخاب مردم در این روز تاریخی، بازگشت قطار انقلاب به مسیر اصلی و زنده شدن شعارهای بنیانگذار کبیر آن بوده است. ماجراهای رقم خورده قبل و بعد از این رویداد قطعاً در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت شده و به عنوان عبرتی برای افرادی که همواره در تلاشند با چنگ زدن به کانون‌های قدرت و ثروت بر گرده مردم بنشینند باقی خواهد ماند. ولی در ادامه اتفاقات خوب و خوش تیرماه ۸۴، روندی مغایر با آن آرمان ها باعث شد که هدف‌گذاری کلان برای این روز به حاشیه برود.

در آن ایام شعاری توسط احمدی نژاد که در بین نامزدها گمنام بود سر داده شد که اگر چه هدف انقلاب بر مبنای آن پایه گذاری شد ولی نقش آن در جامعه بی فروغ و کمرنگ بود:  عدالت

این شعار او باعث شد مردمی که سالیان سال در پی برابری حداکثری در سهم خود از بیت المال بوده اند، به این شعار و نحوه بیان آن از سوی احمدی نژاد رای مثبت دهند، ولی در چهار سال دوم احمدی نژاد این شعار به گونه دیگری رخ نمایی کرد.

روند تغییر شعار عدالت

روند اجرای عدالت که در چهار سال ابتدایی دولت احمدی نژاد رنگ و لعاب خوبی به خود گرفته و با کلید زدن طرح هایی چون سهام عدالت، وارد فاز اجرایی شده بود به ناگاه با پر و بال دادن رئیس جمهور به افراد غیر خوشنام، رویه دیگری گرفت.

هنگامی که معاون اولی مشایی که به واسطه علنی شدن نامه رهبر معظم انقلاب به احمدی نژاد ناکام ماند، شخص رئیس جمهور به دنبال محمدرضا رحیمی رفت که حواشی کمتر از مشایی و البته بیشتر اقتصادی را به همراه داشت.

محمد رضا رحیمی در حالی معاون اولی دولت عدالت محور را به مدت چهار سال در اختیار داشت که اتهامات بیمه ایران و همچنین برخی اتهامات او در شرکت های تابعه خودروسازی، نقل محافل خبری و سیاسی شده بود. جایگاه دادن به محمد رضا زنونی اصل، بابک زنجانی و خیلی دیگر از افرادی که شبهه های مالی سنگین در پرونده خود داشته اند نیز به نوعی، نمره درس عدالت در کارنامه دولت احمدی نژاد را شبیه به یک طنزنامه تبدیل کرده بود.

تصمیمات اشتباه در احداث صنایع سنگین در برخی استانها با مکان یابی نادرست، علاوه بر این که هزینه زیادی را بر بودجه جاری کشور تحمیل کرد، بازده خاصی هم برای استان غیر بومی آن صنعت و همچنین استان های اطراف به همراه نداشت.

ریزش طرفداران اصیل احمدی نژاد بعد از خانه نشینی

طرفداران  و بدنه اصلی احمدی نژاد اگر چه بعد از انتخابات سال ۸۸ و بعضی انتصابات او دچار تردیدی درباره پایبند بودن احمدی نژاد به آرمان‌های سوم تیر و همچنین عدالت شد بودند، ولی بعد از اتفاقات خانه نشینی احمدی نژاد آن هم به مدت ۱۱روز، روند جدایی این بخش عظیم از طبقه رای او شروع شد و تا آخرین روز تصدی سمت ریاست جمهوری توسط او با شیب زیادی ادامه داشت. این افت بدنه اجتماعی شاید در انتخابات مجلس نهم در وهله اول و در وهله بعدی انتخابات ریاست جمهوری دولت یازدهم خود را به خوبی نشان داد.

تخریب ادامه دار دولت گذشته توسط دولت فعلی

اگرچه احمدی نژاد به عنوان کاندیدای جریان سوم تیر به پیروزی رسید، ولی گفتمان سوم تیر یا به تعبیری “عدالت” به هیچ عنوان نباید به پای شخص او نوشته شود. گفتمان “عدالت” برآمده از روح انقلاب و هماهنگ با رهنمودهای امام خمینی (ره) است به همین دلیل، دائما از سوی معاندان، مورد خدشه قرار می گیرد.

تخریب دولت قبلی دو سطح دارد. یکی تخریب احمدی نژاد و دیگری تخریب تفکر انقلابی احیاشده در سال ۱۳۸۴.

از اولین برنامه تلویزیونی روحانی در صدا و سیما آن هم در قامت رئیس جمهور که بخش اعظمی از آن به نقد دولت قبلی اختصاص یافت تا حملات مداوم مشاورین و وزرای دولت اعتدال به سیاست های دولت احمدی نژاد رویه ای است که در این مدت فراموش نشده است.

اگر بدنه اصلی سبد رای احمدی نژاد در سال ۸۴ و ۸۸ در حال حاضر موافق احمدی نژاد سال ۹۰ نیستند، اما یقینا سوم تیرماه ۸۴ نقطه عطفی در تاریخ جمهوری اسلامی به شمار می رود.

صراط