تاریخ انتشار خبر: ۲۰ , دی, ۱۳۹۳ | ۱۷:۳۱:۱۹
کد مطلب : 66407
دقت در گفتار و سوء استفاده دشمن؛

چه جریانی دنبال تخریب سپاه است؟

مشخص است جریانی که به هر نحوی می کوشد تا با استفاده از هر فرصتی به تخریب این نهاد ارزشمند انقلاب اسلامی بپردازد، جریانی است که با اصل جمهوری اسلامی حفظ آن مخالف است.

 به گزارش عصر آبادان ،«اگر تفنگ، پول، روزنامه، سایت، خبرگزاری را همه یک جا جمع کنیم، حتما فساد درست میشود. ابوذر و سلمان هم که باشد فاسد می‌شوند. پس دنیا عقلش رسیده است که این قدرت‌ها را تفکیک کرده است.»

این جملات را می توان زمینه ساز آغازی جدید بر حملات چندباره به سپاه دانست. سخنانی که حسن روحانی چندی پیش در همایش ملی ارتقای سلامت اداری و مبارزه با فساد بر زبان آورد، خیلی زود فرصت را برای عقده گشایی رسانه های خارجی و بیگانه فراهم نمود تا سپاه پاسداران را به اتهامات زیادی متهم نمایند.

هر چند نوبخت خیلی زود تکذیب کرد و مدعی شد که منظور آقای رئیس جمهور، سپاه پاسداران نبوده، اما قطعاتی که روحانی پیش روی پازل تفکرات رسانه های غربی قرار داده بود، تنها به یک نتیجه نهایی می رسید و آنهم هدف قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود.

اینکه رسانه های غربی و بیگانه بنابر اقتضائات دشمنی‌شان، سپاه و سپاهی را مورد آماج حملات خود قرار دهند چندان بعید نیست چراکه همگان بر این مهم واقفند که این نهاد انقلابی توانسته طی سال های پس از پبروزی انقلاب اسلامی، دست طمع دشمنان را از این کشور قطع کند؛ اما اینکه چرا یک سایت داخلی اقدام به هتک حرمت جایگاه سپاه پاسداران نماید و تمامی خدمات ارزشمند آن را در طول سی و اندی سال را نادیده بگیرد، جای بسی تامل است.

یک سایت خبری در هفته گذشته مطلبی بر روی خروجی خود قرار داد که حاوی اهانت های زیادی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. اهانت هایی همراه با ادبیات وقیحانه رسانه های صهیونیستی  و وابسته به بنگاه های سیاسی غرب که حالا با نگاهی به بخش های خبری معاند با نظام جمهوری اسلامی، به‌راحتی می توان دریافت که این خبر بعنوان دستمایه ای دوباره برای حمله به این نهاد انقلابی قرار گرفته است.

سایت مورد اشاره در این مطلب که به نقل از یک وبلاگ منتشر کرده است، صراحتا مدعی می شود که «دوره دولت نهم و دهم مصادف شد با نظامی سازی اقتصاد کشور تحت عنوان خصوصی سازی».

به عبارت دیگر در این مطلب اینگونه ادعا می شود که  اقتصاد کشور به جای خصوصی شدن  و اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی،نظامی شده است. یعنی تمامی شرکت های دولتی که با نام خصوصی سازی واگذار شده اند،در اختیار سپاه قرار گرفته اند.

ادعایی که در طرح اولیه نیز دچارمشکل است چراکه نگارنده تنها یک اتهام را وارد آورده و عملا هیچ مستندی بر ادعای خود ارائه نکرده است.

این سایت در ادامه یادداشت خود یک ادعای بی اساس دیگر را مطرح می کند و نام از فردی می آورد که وی اتفاقا پیش از این گفته بود که سهم سپاه در فعالیت های اقتصادیکمتر از ده درصد است.

این سایت خبری دراین باره می آورد: «اینجاست که نه تنها اصلاح طلبان، بلکه نمایندگان اصول گرای شاخصی چون احمد توکلی نیز احساس خطر میکنند. » ادعای این سایت خبری در حالی است که چندی قبل احمد توکلی درگفتو گو با روزنامه شرق گفته بود: «اینجور که می‌گویند همه کارها دست سپاه است حرف نسنجیده‌ای است.آسمان‌ریسمان‌کردن واقعیت است. ولی چون سپاه یک نهاد مقدسی است که با فداکاری، ملت و تمامیت ارضی ما را حفظ کرد و این حرمت ارتش و سپاه باید حفظ بماند که همه احساس تعلق کنند، همه آنها را مال خودشان بدانند و خودشان را هم مال آنها بدانند، این خیلی مهم است، چون خطر این وجود دارد که قدرت سیاسی و نظامی با هم جمع شود و لطمات سیاسی بخورد به اندک آن هم باید حساس باشیم. معنی آن این نیست که سپاه همه‌چیز را در دست دارد، عرض کردم که برآوردهایی که در ذهن من است کمتر از ۱۰درصد است. ولی چون برای ما خود وجود سپاه و سازمانش، ارتش و سازمانش اهمیت دارد که ملی تلقی شوند، باید حساس شویم که راه بهتری انتخاب شود.»

آیا فعالیت های سپاه باید تنها به امور نظامی معطوف شود؟!

در این بین پاسخ به یک شبهه لازم و ضروری به نظر می رسد و آن این است که آیا براستی فعالیت های سپاه باید به امور نظامی معطوف و محدود شود؟!

برای یافتن پاسخ این سوال کافی است سری به قانون اساسی کشور بزنیم.

در فصل نهم قانون اساسی ۹ اصل مشخصا به جایگاه و اهمیت نیروهای مسلح پرداخته است. هفت اصل از این اصول ۹ گانه مربوط به ارتش جمهوری اسلامی ایران، یک اصل مربوط به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و اصل دیگر آن هم مربوط به بسیج و نیروهای مردمی می‌شود.

در واقع از آنجا که حفاظت از جامعه اسلامی وظیفه دینی و شرعی همگان است، اصل یکصد و پنجاه و یک قانون اساسی به این مساله اختصاص یافته است. اما نکته قابل توجهی که وجود دارد این است که بحث ارتش و سپاه پاسداران در قانون اساسی اگر به خوبی مورد توجه قرار بگیرد، مشخص خواهد شد که بین آنها یک تفاوت رسالتی وجود دارد. چون برای برخی‌ ممکن است این سوال پیش بیاید یک کشور چه نیازی می‌تواند به دو ارتش داشته باشد؟ بسیاری از شبهاتی هم که در این خصوص مطرح شد منشا آن همین تلقی‌هایی است که به باور برخی سپاه تکرار ارتش جمهوری اسلامی است.

بر همین اساس در یک مقاطعی، برخی افراد به خاطر صرفه جویی در هزینه‌ها و برخی مسائل دیگر، پیشنهاد می‌کردند که سپاه و ارتش در یکدیگر ادغام شوند. اما اگر دقت کنیم می‌بینیم فلسفه وجودی سپاه با ارتش اساسا متفاوت است.

رسالت ارتش جمهوری اسلامی دفاع از استقلال و تمامیت ارضی و همچنین حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران است. اما در اصل یکصد و پنجاهم قانون اساسی که مربوط به سپاه پاسداران است می‌بینیم که از منظر دیگری به آن نگاه شده است. در واقع سپاه پاسداران رسالت و وظیفه پاسداری و نگهبانی از انقلاب اسلامی را بر عهده دارد و حدود و ثغور آن را هم قانون مشخص کرده است. یعنی اگر در ارتش رسالت حفظ نظام و حفاظت از استقلال و تمامیت ارضی کشور است، در خصوص سپاه رسالت نگهبانی ازانقلاب اسلامی و حفظ ارزش‌ها و دست‌آوردهای آن است.

بنابراین همانطور که در قانون اساسی آمده است، سپاه پاسداران وظیفه حفاظت و صیانت از انقلاب اسلامی و ارزش‌های آن را بر عهده دارد. برای فهمیدن این اصل لازم است به منابع دیگر هم مراجعه کنیم. یکی از این منابع، اساسنامه سپاه است که مصوب مجلس شورای اسلامی است.

از آنجایی که نیروهای مسلح در کشور ما تحت فرماندهی فرمانده کل قوا و ولی فقیه هستند و اصلا قوای سه گانه هم تحت امر ولایت مطلقه فقیه هستند، طبق قانون مصوب در مجلس شورای اسلامی، دستورات، تدابیر و فرامین مقام معظم رهبری در حوزه نیروهای مسلح، بر قوانین موضوعه اولی است. درست مانند قوانین راهنمایی و رانندگی که دستور پلیس بر آن قوانین اولی است.

در حوزه نیروهای مسلح از جمله سپاه پاسداران هم بر این موضوع تاکید شده است که در این خصوص تدابیر و فرامین فرماندهی کل قوا نسبت به قوانین موضوعه اولی هستند. یعنی اگر در جایی یک قانونی وضع شده باشد، اما فرماندهی کل قوا تدبیری را داشته باشند که در ظاهر تعارض با آن قانون دارد، دستور رهبری نظام بر آن قانون موضوعه اولویت دارد و البته این مساله‌یی کاملا طبیعی است و در کل دنیا هم وجود دارد.

در پایان بار دیگر لازم به تاکید است که قانون اساسی می‌گوید سپاه وظیفه پاسداری از انقلاب اسلامی را بر عهده دارد. تهدیداتی که برای انقلاب وجود دارد ممکن است ماهیت متفاوتی با یکدیگر داشته باشند. اگر تهدید نظامی بود وظیفه سپاه مقابله نظامی است اما اگر تهدیدات دیگری از جنس جنگ نرم بود سپاه وظیفه خود می داند برای حراست و پاسداری از انقلاب وارد عمل شود. درست است دستگاه‌های دیگری هم وجود دارند که باید در برابر این تهدیدات وظایف خودشان را انجام بدهند، اما آیا سپاه در این مساله وظیفه‌یی ندارد. آیا در جنگ نرم، سپاه به عنوان مجموعه‌یی که طبق قانون مسوول پاسداری از انقلاب شناخته شده است، نباید ورود کند؟ اکنون که بحث جهاد اقتصادی و تحریم های ظالمانه اقتصادی مطرح است، آیا سپاه وظیفه ای برای حفظ نظام در این زمینه ندارد و باید تنها شاهد فروپاشی اقتصادی کشور باشد؟ پس سازمان سپاه باید منعطف باشد. بنابراین سپاه باید بتواند از توانمندی و امکانات لازم برخوردار باشد تا در مقاطع حساس در برابر تهدیدات مختلف بتواند از انقلاب اسلامی پاسداری کند.

در حقیقت مشخص است جریانی که به هر نحوی می کوشد تا  با استفاده از هر فرصتی به تخریب این نهاد ارزشمند انقلاب اسلامی بپردازد، جریانی است که با اصل جمهوری اسلامی  حفظ آن مخالف است و بر مسئولان و دلسوزان کشور است که با دقت در سخنان و اعمال خود، زمینه سوء استفاده بدخواهان جمهوری اسلامی را فراهم ننمایند.

منبع: فرهنگ نیوز

انتهای پیام