تاریخ انتشار خبر: ۶ , آبان, ۱۳۹۴ | ۲۰:۳۲:۳۱
کد مطلب : 102676

چه کسانی قرآن خواندن سر مطهر امام حسین (ع) را شنیدند؟

با مدارک معتبری که در منابع شیعه و اهل سنت وجود دارد، شکی در صحت خبر قرآن خواندن سر مبارک امام حسین علیه‌السلام باقی نمی‌ماند.

 قرآن تلاوت کردن سر مقدس سید الشهداء علیه السلام در معتبرترین و مستندترین روایات و اسناد تاریخی آمده است، علمای شیعه و علمای اهل‌سنت آن را به سند صحیح نقل کرده‌اند؛که به برخی از آن موارد اشاره می کنیم:
از جمله شیخ مفید رحمت ‌الله‌علیه در کتاب شریف و معتبر‌الإرشاد می‌نویسد:
عن زید‌بن أرقم أنه قال: مر به علی وهو علی رمح وأنا فی غرفت ، فلما حاذانی سمعته یقرأ: أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا [۱] فقف – والله – شعری ونادیت: رأسک والله – یابن‌رسول‌الله – أعجب وأعجب. [۲]
زید بن‌‌ارقم گوید در آن روز من در میان غرفه نشسته بودم، هنگامی که سر بریده حسین علیه‌السلام که بر فراز نیزه جا داشت، از برابرم گذشت، شنیدم آیه ۹ سوره کهف را قرائت می‌فرمود: «آیا گمان کردی اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟! » به‌خدا سوگند! به مجردی که این آیه را از آن سر بریده نورانی شنیدم، موی بر اندامم راست شد و عرض کردم: به‌خدا سوگند! سر بریده شما ای فرزند رسول‌خدا شگفت‏‌آورتر از پیش‏‌آمد اصحاب کهف است‏.
قطب‌الدین راوندی نیز می‌نویسد:
عن‌المنهال‌بن عمرو قال: أنا والله رأیت رأس‌الحسین علیه‌السلام حین حمل وأنا بدمشق، وبین یدیه رجل یقرأ‌الکهف، حتی بلغ قوله: أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا، فأنطق‌الله‌الرأس بلسان ذرب ذلق، فقال: أعجب من أصحاب‌الکهف قتلی وحملی. [۳]
از «منهال‌بن عمرو اسدی» روایت می‏کند که به خدا سوگند! من در دمشق دیدم که سر مطهر امام حسین علیه‌السلام را بر سر نیزه کرده بودند و مردی پیش روی سر مبارک، سوره کهف را می‏خواند. همین که به این آیه رسید: أم حسبت أنّ أصحاب‌الکهف و‌الرّقیم کانوا من آیاتنا عجباً ، ناگهان سر مطهر اباعبد‌الله علیه‌السلام به قدرت خدا سخن گفت و به زبان فصیح و شیوا، فرمود: ماجرای من از قصه اصحاب کهف شگفت‏‌انگیزتر است!
 ابن‌شهر‌آشوب می‌نویسد:
روی أبومخنف عن‌الشعبی انه صلب رأس‌الحسین بالصیارف فی‌الکوفت  فتنحنح‌ الرأس وقرأ سورت ‌الکهف إلی قوله: إِنَّهُمْ فِتْیَهٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى [۴] فلم یزدهم إلا ضلالا. وفی أثر انهم لما صلبوا رأسه علی‌الشجرت  سمع منه: و سیعلم‌الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون. وسمع أیضا صوته بدمشق یقول: لا قوه الا بالله. و سمع أیضا یقرأ: أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا، فقال زید‌بن أرقم: أمرک أعجب یابن‌رسول‌الله. [۵]
ابومخنف از شعبی نقل می‌کند که گفت: هنگامی‌که سر مبارک امام حسین علیه‌السلام را در کوفه در محل صراف‌ها به‌ دار زدند، آن سر مقدس تنحنح کرد و سوره کهف را تلاوت کرد، تا آن‌جا که می‌فرماید: إِنَّهُمْ فِتْیَهٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى. و این جز بر ضلالت و گمراهیشان نیافزود.
در روایت دیگری می‌نگارد: هنگامی که سر مقدس امام حسین را بر فراز درخت زدند، شنیدند که می‌فرمود: وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ [۶]؛ نیز در دمشق صوت آن حضرت را شنیدند که می‌فرمود: لا قوه الا بالله،‏ نیز شنیده شد که می‌فرمود:أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا. زید‌بن ارقم می‌گفت: یابن‌رسول‌اللّه! تعجب سر بریده تو از همه بیشتر است.
مرحوم محمد‌بن سلیمان‌الکوفی می‌نویسد:
[حدثنا] أبوأحمد قال: سمعت محمد‌بن مهدی یحدث عن عبد‌الله‌بن داهر‌الرازی عن أبیه عن‌الأعمش: عن‌المنهال‌بن عمرو قال: رأیت رأس‌الحسین‌بن علی علی‌الرمح وهو یتلو هذه‌الآیت : أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا[الکهف: ۹] فقال رجل من عرض‌الناس: رأسک یابن‌رسول‌الله أعجب؟ [۷]
ابن‌حمزه طوسی می‌نویسد:
عن‌المنهال‌بن عمرو، قال: أنا والله رأیت رأس‌الحسین صلوات‌الله‌علیه علی قنات  یقرأ‌القرآن بلسان ذلق ذرب یقرأ سورت ‌الکهف حتی بلغ: أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا فقال رجل: و رأسک – والله – أعجب یابن‌رسول‌الله من‌العجب.
و عنه، قال: أدخل رأس‌الحسین صلوات‌الله‌علیه دمشق علی قنات ، فمر برجل یقرأ سورت ‌الکهف وقد بلغ هذه‌ الآیت أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا فأنطق‌ الله‌تعالی ‌الرأس، فقال: أمری أعجب من أمر أصحاب‌الکهف والرقیم. [۸]
 علی‌بن یونس عاملی می‌نویسد:
قرأ رجل عند رأسه بدمشق أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا فأنطق‌الله الرأس بلسان عربی: أعجب من أهل‌الکهف قتلی وحملی. [۹]
سید‌هاشم البحرانی نیز می‌نویسد:
فوقفوا بباب بنی خزیمت  ساعت  من‌النهار، والرأس علی قنات  طویلت ، فتلا سورت ‌الکهف، إلی أن بلغ فی قراءته إلی قوله تعالی: أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا. قال سهل: والله إن قراءته أعجب‌الأشیاء.  [۱۰]
مرحوم علامه مجلسی رحمت ‌الله‌علیه در کتاب شریف بحار‌الأنوار، بابی را به همین مطلب اختصاص داده است.  [۱۱]
از علمای اهل سنت، ابن‌عساکر در کتاب تاریخ مدینه دمشق می‌نویسد:
نا الأعمش نا سلمت ‌بن کهیل قال رأیت رأس‌الحسین‌بن علی رضی‌الله‌عنهما علی‌القنات  وهو یقول فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللّهُ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ [۱۲]. [۱۳]
و محقق کتاب در پاورقی آن می‌نویسد:
وزید بعدها فی م: قال أبو‌الحسن‌العسقلانی: فقلت لعلی بن‌هارون انک سمعته من محمد‌بن أحمد‌المصری، قال: الله انی سمعته منه، قال‌الأنصاری فقلت لمحمد‌بن أحمد: الله انک سمعته من صالح؟ قال: الله إنی سمعته منه، قال جریر‌بن محمد: فقلت لصالح: الله انک سمعته من معاذ‌بن أسد؟ قال: الله انی سمعته منه، قال معاذ‌بن أسد: فقلت للفضل: الله انک سمته من‌الأعمش؟ فقال: الله انی سمعته منه، قال‌الأعمش: فقلت لسلمت ‌بن کهیل: الله انک سمعته منه؟ قال: الله انی سمعته منه بباب‌الفرادیس بدمشق؟ مثل لی ولا شبه لی، وهو یقول: فسیکفیکهم‌الله و هو‌السمیع‌العلیم.
هم‌چنین ابن‌عساکر در جایی دیگر از همین کتاب می‌نویسد:
عن‌المنهال‌بن عمرو قال أنا والله رأیت رأس‌الحسین‌بن علی حین حمل وأنا بدمشق و بین یدی‌الرأس رجل یقرأ سورت ‌الکهف حتی بلغ قوله تعالیأَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا قال فأنطق‌الله‌الرأس بلسان ذرب فقال أعجب من أصحاب‌الکهف قتلی و حملی. [۱۳]
بنابراین، با مدارک معتبری که در این‌باره وجود دارد، شکی در صحت خبر قرآن خواندن سر مبارک امام حسین علیه‌السلام باقی نمی‌ماند.
[۱] آیه ۹ سوره کهف
[۲] الإرشاد – الشیخ‌المفید – ج ۲ – ص ۱۱۷ – ۱۱۸
[۳] الخرائج والجرائح – قطب‌الدین‌الراوندی – ج ۲ – ص ۵۷۷٫
[۴] آیه ۱۳ سوره کهف
[۵] مناقب آل‌ابی طالب – ابن‌شهرآشوب-  ج۴، ص ۶۸
[۶] آیه ۲۲۷ سوره شعرا
[۷]مناقب‌الإمام أمیر‌المؤمنین علیه‌السلام – محمد‌بن سلیمان‌الکوفی – ج ۲ – ص ۲۶۷٫
[۸] الثاقب فی‌المناقب – ابن‌حمزت ‌الطوسی – ص ۳۳۳٫
[۹] الصراط‌المستقیم – علی‌بن یونس‌العاملی – ج ۲ – ص ۱۷۹
[۱۰] مدینت ‌المعاجز – السید‌هاشم البحرانی – ج ۴ – ص ۱۲۳
[۱۱] بحار‌الأنوار – العلامت ‌المجلسی – ج ۴۵ – ص ۱۲۱
[۱۲] آیه ۱۳۷ سوره بقره
[۱۳] تاریخ مدینت  دمشق – ابن‌عساکر – ج ۲۲ – ص ۱۱۷ – ۱۱۸٫
[۱۴] تاریخ مدینت  دمشق – ابن‌عساکر – ج ۶۰ – ص ۳۶۹ – ۳۷۰٫