تاریخ انتشار خبر: ۲۰ , آذر, ۱۳۹۳ | ۱۰:۳۳:۳۷
کد مطلب : 58536
گزارشی از وضعیت وخیم یک جانباز؛

کار پسندیده داریوش ارجمند و یاد کردن از حضرت امام (ره) +تصاویر

رنگ صورتش به مانند رنگ در و دیوار خانه‌اش پریده. ساکن یک خانه ۶۰ متری اجاره‌ای در کوچه پس کوچه‌های یافت‌آباد است.

رنگ صورتش به مانند رنگ در و دیوار خانه اش پریده. ساکن یک خانه ۶۰ متری اجاره ای در کوچه پس کوچه های یافت آباد است.
عصا هم به سختی زیر بار تیر و ترکش های جا خوش کرده، در بدنش می رود. این روزها زخم بستر گرفته و با درآمد یک میلیون و صد هزار تومانی باید جور ۶۰۰ هزار تومان کرایه و هزینه های چهار سر عائله را بدهد.

تمام پس انداز زندگیش ۸ میلیون تومان ناقابل است که آن را هم دو دستی تقدیم صاحب خانه کرده. آنطور که همسایه ها می گفتند بخاطر نداشتن پول سال گذشته نزدیک بود اسباب و اساسیه زندگیش سفره خیابان شود و دردی بر دردهایش اضافه شود.

 

 


 
“حسن اخشامی ” که به گفته خودش از ۱۵ سالگی پا به جبهه گذاشت و اولین بار آن روزها را به صورت قاچاقی با سوار شدن بر روی سقف قطار تجربه کرد، حالا حال و روزش چندان خوش نیست.

پایش به دلیل وجود ترکش به شدت عفونت کرده و وعده های مسئولان تنها روزهایش را می سوزاند و زندگی را بیش از پیش برایش طاق می کند.

در عملیات خیبر برای اولین بار در جزیره مجنون با موج انفجار جانباز شد و در سال ۶۴ در موسیان به دلیل برخورد ترکش به پاهایش مجددا به این مقام نائل آمد.

آن ترکش و آن موج ها هنوز پس از سال ها در تنش باقی مانده اند و گره بر روی گره های زندگیش می زند اما کسی یادی از او و سختی های زندگیش نمی کند.

نسخه ای که دکتر برایش پیچیده تنها دردهای موج انفجارش را مرتفع می کند اما ترکش پایش بلاتکلیف مانده و کمیسیون پزشکی مشخص نکرده که چه زمانی برای اعزام به خارج از کشور باید اقدام کند.

آنطور که می گوید آشنایی نداشته تا کارش را پیش ببرد برای همین وعده امروز و فردا، او را در راهروهای بیمارستان ها سرگردان کرده است.

می گوید: ” از دو هفته پیش قول درمان در کشور را به من دادند اما دیگر هیچ تماسی با من گرفته نشد چون به من گفتند تماس نگیر و خودمان پیگیری می کنیم ”

 

 


 
در حالی که پرونده پزشکی اش را زیر و رو می کند تا تمام دوندگی هایش را برای دست یافتن به سلامت نشان دهد، می گوید: من نه درصد جانبازی می خواهم و نه پول. فقط کاری کنند سلامتم را به دست بیاورم تا دوباره بتوانم کار کنم و اینقدر باری روی دوش همسرم نباشم.

خانه اش هر چند کوچک است و اجاره ای و سفره این خانه تنگ تر از خیلی از سفره های دیگر، اما از پای همین سفره زخم خورده یک دختر لیسانس شیمی گرفته و دیگری کارشناس کامپیوتر شده و پسر خانواده روزهای تحصیل در دبیرستان را سپری می کند.

به قول همسرش ” سفره شان تنگ است اما محتاج هیچ کس نبودند هر چند که خیلی از حرف ها و نگاه های سنگین آنها را آزار داد و فکر می کردند بچه هایش با سهمیه جانبازی پدر، مدرک خود را از دانشگاه دریافت کرده اند در حالی که دریافت این مدرک با درصد جانبازیش که ۲۵ درصد است هیچ سنخیتی ندارد. ”

 

 


 
همسر وی که تا چند سال پیش در حوزه علمیه فعالیت می کرد و آخر سر به خاطر شرایط خاص شوهر، خانه داری را برگزید بر این باور تاکید می کند که همین که سایه همسرم بر سرم است از هزار چیز دیگر برایم ارزشمندتر است. همین که در زیر سایه وی فرزندان خوبی را تربیت کرده ام جای شکر دارد اما من هم انسانم و گاهی کم می آورم ولی باز خدا را شکر.

از ده سال پیش ترکش  زانویش، این جانباز را زمین گیر کرده تا بعد از ۱۶ بار عمل در سن ۴۷ سالگی نایی برای راه رفتن برایش باقی نماند.

داریوش ارجمند هنرمند بازیگر سینما و تلویزیون کشور که به همراه خانم رافع، رئیس جمعیت داوطلبان سازمان هلال احمر و جمعی از خبرنگاران آمده بودند تا مرهمی بر زخم وی باشند. بعد از شنیدن شرح حال این جانباز در حالی که خود را مدیون ایثارگری جانبازان و خانواده های آنان می داند، می گوید: من و تمام هنرمندانی که در این مملکت در حال فعالیت هستند مدیون شما هستیم. شما از ما طلب کار هستید، اما خیلی از ما این طلب را فراموش کرده ایم.

وی ادامه می دهد: آرامش امروز ما مرهون زحمات کشیده شده در آن سال هاست اما حیف که این زحمات به فراموشی سپرده شده و یادمان رفته که اگر شما و امثال شما نبودید ایران هم دیگر نبود.

این بازیگر سرشناس سینمای ایران خاطر نشان می کند: امام خمینی (ره) می فرمودند که نگذارید پیشکسوتان ایثار و جهاد در پیچ و خم های زندگی، فراموش شوند ولی متاسفانه این دستور امام هم اکنون فراموش شده و بسیاری از جانبازان ما با مشکل رو به رو هستند.

وی می گوید: حق شما در همان پول هایی است که امروز به عنوان اختلاس ۱۲ هزار میلیاردی در اخبار منتشر می شود اما نباید فراموش کنید که دنیا همه این دیوارها و سختی هایش نیست بلکه روز دیگری هم وجود دارد که در آن روز ما چیزی جز شرمندگی برای شما نداریم.

اخشامی در حالی که به صحبت های ارجمند گوش می داد تنها یک کلام گفت و آن اینکه شاید با گفتن ” افتاد ” برخی دوزاریشان بیوفتد و مشکل ما را دریابند.

 

دفاع پرس