تاریخ انتشار خبر: ۲۴ , دی, ۱۳۹۳ | ۱۳:۰۷:۰۸
کد مطلب : 67321
مسعود کنعانی نویسنده و شاعر آبادانی :

کاش معاون رئیس جمهور همه جای آبادان را می دید / چرا جهانگیری نماینده اهواز را دروغگو خواند؟

عصر آبادان : نویسنده و شاعر آبادانی نوشت: به شهر خود بروی و مات چهره های مبهوت همشهریانت گردی و برای دلخوشی هم شده تبسمی را از سیمای عبوس و درهم فرو رفته آنها گدایی کنی؟! چه فضای سنگین و غمگنانه ایی بر این شهر مستولی است.

به گزارش عصر آبادان : مسعود کنگانی در مطلبی راجع به سفر معاونان رئیس جمهور جهانگیری و خانم ابتکار به خوزستان و شهر آبادان نوشت: چند روزی به شهر زادگاهم..شهر رویاهای زیبای کودکیم وشهر خاطرات شیرین گذشته ام سفر کردم..اینکه آدم به شهر خودش سفر کند هم حکایت جالبی است!
۳۳ سال پیش دشمن تمام بنای آرزوهایت را آوار کند…تو را آواره نماید وپس از گذشت این همه سال هنوز در انتظار باشی تا دوستی، دست تورا بگیرد و به سامانت رساند!

به شهر خود بروی و مات چهره های مبهوت همشهریانت گردی و برای دلخوشی هم شده تبسمی را از سیمای عبوس و درهم فرو رفته آنها گدایی کنی؟! چه فضای سنگین و غمگنانه ایی بر این شهر مستولی است.
حکایت این سفر به شوق دیدار معاون اول رئیس جمهور و خصوصا خانم دکتر ابتکار،متاسفانه برای من از آغاز با تلخی همراه شد و غم انگیز به پایان رسید.شکل سفرکردن آقای جهانگیری مرا یادشعر معروف بانوی شعر پارسی زنده یاد پروین اعتصامی انداخت!
روزی گذشت…

قبل از هرچیز بگویم که در این مدت چندروزه ارتباطم تقریبا با دوستان و همگامانم در بحث محیط زیست قطع شده بود واین هم از برکات سرعت اینترنت در آبادان و منطقه غیرآزاد اروند است.!
دراین روزهاتمام منطقه آزاد اروند را وجب به وجب گشتم..گاه پیاده و گاه با ماشین…اما خدائیش ندیدم!…بله …چیزی علامتی ،نشانی،زیرساختی،روساختی،اتوبانی،بیمارستانی٬پردیسی٬بوستانی ٬جاده ایی،بازارچه ایی،برجی، فواره ایی! خلاصه منطقه آزادی ندیدم..اصلا آبادانی ندیدم که حداقل شباهتی به اسمش داشته باشد.
دقیقا همزمان با حضور مهندس جهانگیری، خانم دکترابتکار و وزرای دولت من هم آنجا بودم.ولی باور کنید آنها را هم ندیدم!!
گویی هوایی بازدید کردند تا زمینیان را نبینند…زمینی هم که تا اهواز رفتند..هرچه راننده پایش را روی پدال گاز فشار داد..بازهم نرسیدم که ببینم!!
ماشینهای همرنگی بود و مانند قطاری سریع السیر از جلوی چشمانم گذشتند..آن قدر سریع گذشتند که تا چشمانم ناچارا پلکی زدند..دیگر چیزی ندیدم…زمینی هم که آمدند پرواز گونه طی مسیر نمودند .
نمی دانم اصلا آمدند یا من درخواب شنیدم هاتفی گفت که آمدند با خود دیدار کردند و برگشتند؟

شاید دلشان برای استاندار و نماینده ها تنگ شده بود…شاید!

اما کاش به آبادان که آمدند سری به ذوالفقاری می زدند!
منیوحی را هم می دیدند…کاش قصبه و خضرنبی(س) را از نزدیک مشاهده می کردند.

سده و سرویس قنواتی،جزیره مینو،ایستگاه هفت،فیه وفیاضی را هم مورد لطف دیدن قرار می دادند.

کاش پایین تر می آمدند و قدم زنان.. مادرشهید ،خواهرشهید و فرزندشهید را ناموس جانباز و ایثارگر آبادانی را که کپسول گاز بر سر به دنبال خودروی گاز دوان و همراه با تنفس گوگرد و اسید روانند را می دیدند!

کاش جناب استاندار که خود هم آبادانی است..دست ایشان و خانم ابتکار و آقای چیت چیان را میگرفتند و به مشهد آبادان می بردند..
کاش به آنها می گفتند..مهمتر از اجلاس نماز هم دارید..جان و مال وحیات بشر،حشروشجردر آبادان و خرمشهر و اروند درخطری واقعی است.

اینجا دلدادگان مکتب روح الله و پیروان راستین سیدعلی به دروازه شهر یأس نزدیک شده اند…مبادا کاری کنیم که یأس و نومیدی بر این مردم نجیب و باوفا سایه اندازد و وارد خراب آباد سرخوردگی و یآس شوند.!
وآیا پاداش سه دهه مقاومت و صبر و نجابت و ایثار و پایمردی همین است؟!

جناب مهندس جهانگیری :
شما نماینده اهواز را دروغگو و جاعل خبر خواندید.!!
نماینده ایی که شأنیت وکالت تمامی مردم یک کلان شهر را یدک می کشد.
پس چرا به میان مردم نیامدید تا دروغهای او را آشکارا به ما بگویید که دوباره غفلت نکنیم و دروغپردازها را روانه مجلس نمائیم؟؟
چرا نیامدید از ما بپرسید که چرا به این نمایندگان دروغگو رأی داده ایم؟
چرا پاسخ نماینده یک شهر را با اتهام دروغ وجعل خبر می دهید؟
وچرا اورا بخاطر این جرم بزرگ به دادگاه نمی کشانید؟
اگر او دروغ گفته و جعل خبر کرده…اعتبار نمایندگیش در اذهان عمومی ساقط است..
اما اگرحرفهای او یک صدم حرفهای ما نباشد چی؟؟

یا شاید……بله شاید…..چرا شاید؟