تاریخ انتشار خبر: ۲۹ , شهریور, ۱۳۹۴ | ۱۲:۴۶:۳۴
کد مطلب : 100697
ادامه بحران های منطقه ای در قرن 21؛

کانون های خطرساز بحران در غرب آسیا + نقشه

غرب آسیا یکی از نقاط اصلی بحران خیز در جهان است که برخی از چالش های آن چندین دهه است که ادامه یافته و به بحران های جدید نیز دامن زده است.

 به گزارش عصر آبادان به نقل از فرهنگ نیوز، مناطق مختلف جهان با هماهنگی فرهنگی، زبانی، قومی و همجواری های متشابه ساز از یکدیگر تفکیک شده اند. در این میانه منطقه غرب آسیا یا خاورمیانه، در چند قرن گذشته محل تلاقی منافع قدرت های جهانی بوده و همین تلاقی منجر به شکل گیری روابط و کشورها نیز شده است. بیشتر مرزهای کشورهای منطقه بر اساس زد و بندهای کشورهای استعماری ترسیم شده و حتی دربرخی از کشورها چند قوم ناسازگار در یک مجموعه گردهم آمده اند. از سوی دیگر، شکل گیری رژیم صهیونیستی پس از سقوط عثمانی ها و تثبیت آن پس از جنگ جهانی دوم طی معاملات قدرت های جهانی، به عنوان اصلی ترین نقطه بحران ساز همچنان وجود دارد.

در پانزدهمین سال از قرن ۲۱، غرب آسیا همچنان با بحران هایش شناخته می شود. یکی از معدود مناطقی که توفیق کمی در حل و فصل مناقشات داشته و حتی بر میزان آن نیز اضافه شده است. با تهاجم آمریکا به افغانستان و سپس عراق، نه تنها ثبات به این منطقه روی خوشی نشان نداد، بلکه کشورهایی با ثبات امنیتی نسبی نیز دچار موج ناامنی ها شدند و امروز غرب آسیا بر لبه پرتگاه جنگ تمام عیار منطقه ای در حال حرکت است. کشورهای غربی نیز با استفاده از این محیط، این منطقه را به انبار اسلحه تبدیل کرده اند و قراردادهای دهها میلیارد دلاری فروش سلاح برای سال های بعد را نیز تضمین کرده اند.

اقتصاد جهانی به جریان با ثبات نفت از خلیج فارس بسیار وابسته است که این موضوع غرب آسیا را به منطقه ای فوق العاده استراتژیک تبدیل کرده است. درگیری ها در منطقه تبدیل به بحران های بین المللی می شود، بویژه جنگ های منطقه ای بین رژیم صهیونیستی و مسلمانان در سال های ۱۹۷۳،۱۹۶۷،۱۹۵۶،۱۹۴۸ و همچنین مداخلات اسرائیل در لبنان در دهه ۱۹۸۰ . هیچ دولتی در منطقه توان رسیدن به تفوق منطقه ای مطلق را ندارد –با وجود اعمال نفوذ خارجی که توسط امریکا صورت می گیرد- امریکا روابط بسیار نزدیکی با کشورها یی چون عربستان سعودی، شیخ نشینان خلیج فارس، مصر، اسرائیل و ترکیه برقرار کرده است. در همین حال یک ائتلاف بین المللی را برای انزوای سوریه و ایران سازماندهی کرده است. هجوم وتصرف عراق درسال ۲۰۰۳ باعث بروز سطح چشمگیری خشونت ودرگیری در منطقه شده است و تروریسم در غرب آسیا جولان می دهد.

عراق و سوریه بر مدار تروریسم

حمله آمریکا به عراق و سرنگونی صدام باعث خلا قدرت و هجوم تروریست های القاعده و تکفیری به این کشور شد. القاعده زرقاوی را نماینده خود در عراق معرفی کرد و تا واپسین روزهای زندگی خود در سال ۲۰۰۶، زمینه های اصلی شکل گیری مخوفترین گروه تروریستی جهان را مهیا ساخت. پرورش نسل های بعدی تروریست ها در زندان های تحت مدیریت آمریکا در عراق شکل گرفت. ابوبکر البغدادی، رهبر داعش، ۱۰ ماه در اردوگاه بوکا بود و پس از آزادی با ارتباط گیری با حلقه های القاعده راه خود را به سوریه گشود و نطفه اولیه داعش شکل گرفت.

عراق و سوریه در اشغال تروریست ها

سوریه در سال ۲۰۱۱ با گذار از بحران داخلی به بحران بین المللی و مداخله کشورهایی چون عربستان، ترکیه و آمریکا، به یکی از لاینحل ترین مناقشه منطقه ای تبدیل شده است. این کشور محل تلاقی منافع کشورهای چون روسیه، ایران و ترکیه است و راه حل های ارائه شده تاکنون راه به جایی نبرده است. بیش از نیمی از کشور در دست گروه تروریستی داعش است که استان رقه را مرکز خلافت خودخوانده خود اعلام کرده و از همین مکان فرماندهی تروریست ها در دیگر مناطق جهان را برعهده دارد. تاکنون هزاران جنگجوی خارجی از کشورهای مختلف بخصوص اروپایی در صفوف گروه های تروریستی فعال در عراق و سوریه حضور پیدا کرده اند.

بحران ۱۲ ساله عراق و ۴ ساله سوریه، نتیجه ای جزء وخیم تر کردن بحران های کلان منطقه ای به دنبال نداشته است. در حال حاضر، به دلیل ادامه جنگ داخلی در سوریه، در حدود ۸ میلیون سوری آواره شده اند و بزرگترین موج مهاجرت به اروپا از جنگ جهانی دوم تا کنون شکل گرفته است.

از سوی دیگر، گسترش تروریسم در منطقه و در کشورهای آسیای مرکزی، شمال آفریقا و شبه قاره هند، به معضل جدیدی در حاشیه منطقه غرب آسیا تبدیل شده است. لیبی، جولانگاه تروریست های داعشی شده و پس از سقوط معمر قذافی، کشور لیبی را می توان کشور هزاران پادشاه نامید. افغانستان که در دوران گذار و مبارزه با طالبان به سر می برد، با نسل داعشی تروریست ها نیز باید مقابله کند. تروریست های تکفیری، در ماموریت های خود، هر از چندگاهی، مراکزی را در کشورهای مختلف مورد حمله قرار می دهند و مرگ ده ها انسان را رقم می زنند.

تروریسم شکل گرفته را می توان یکی از کانون های اصلی بحران در منطقه غرب آسیا دانست که ادامه موج تروریسم منطقه ای را تشدید کرده و دوران کنونی را می توان دوران اوج زمامداری تروریست ها در غرب آسیا نامید.تروریست هایی که سودای خلافت و گسترش سرزمین در سر دارند و تا سال های آینده در کشورهای مختلف به ایجاد آشوب دست خواهند زد. و به نظر نمی رسد انگیزه واحدی برای نابودی آنها در بین کشورها شکل گرفته باشد یا بگیرد. همچنین سوریه به محلی برای حساب کشی و گرفتن امتیازات بین قدرت های چون روسیه و آمریکا تبدیل شده و آینده نامشخص اسد به این رویه ها دامن زده است.

یمن؛ از درگیری داخلی تا تجاوز عربستان

هر چند کشور یمن از لحاظ منابع طبیعی کشور فقیری است اما موقعیت استراتژیک آن در کنار تنگه باب المندب و دریای سرخ، به آن ارزش فوق العاده ای داده است. این کشور چندین دهه است که با بحران مستمر ثبات سیاسی دست و پنجه نرم می کند. پس از آنکه علی عبدالله صالح از قدرت و پس از اعتراضات مردمی کناره گیری کرد، منصور الهادی مامور تشکیل دولت شد. اختلافات انتقال قدرت در این کشور منجر به شکل گیری درگیری های داخلی در یمن شد. حوثی‌ها در سپتامبر ۲۰۱۴ صنعا را تصرف کرده و تشکیل حکومت وحدت ملی را اعلام کردند.

آخرین نقشه درگیری ها در یمن

منصور هادی و دولت او در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۵ استعفای خود را اعلام کردند اما در ۲۱ فوریه منصور هادی استعفای خود را پس گرفته و عدن را به عنوان پایتخت موقت اعلام کرد. در ۲۶ مارس ائتلافی از کشورهای منطقه به رهبری عربستان سعودی حملات هوایی را علیه حوثی‌ها و در حمایت از دولت هادی با نام طوفان قاطعیت آغاز کردند.

عربستان سعودی از بهار امسال تا کنون به کمک کشورهای چون سودان، مصر، امارات، قطر، بحرین، پاکستان و اسرائیل، حملات روزانه ای را تدارک دیده و تاکنون هزاران نفر را به کام مرگ کشانده است. در حال حاضر بخش های از کشور در دست القاعده، جنوبی ها، انصار الله و طرفدران هادی است. دامنه بحران تاکنون در یمن حفظ شده اما آینده نامعلوم یمن و عدم حل و فصل سیاسی بحران، باعث دخالت نامشروع یک کشور خارجی در بحران داخلی شده که می تواند الگوی نامناسبی برای دخالت در کشورهای ضعیف منطقه باشد.

بحران کردها

برخی گرو های قومی و زبانی در منطقه حضور دارند که مختص به یک کشور نیستند بلکه در کشور های مختلف بهدعنوان گرو ه ها ی اقلیت حضور دارند . بزرگترین گروه اقلیت کرد ها هستند که عمدتا در شمال عراق ، غرب و شمال ترکیه و شمال سوریه سکونت دارند.در سطح ملی وجود اقلیت های قومی و مذهبی از آنجایی که می تواند تهدیدی علیه وحدت ملی به حساب آید ، توجه دولت هارا به سوی خود جلب می نماید. در کشور هایی که به علت عدم انسجام ملی آسیب پذیر و شکننده اند ، دولت ها بیش از هر چیز بر وحدت ملی تا کید می ورزند.

پراکندگی و جمعیت حدودی کردها در منطقه

منازعات داخلی به ویژه منازعات قومی، مذهبی به نحو فزاینده ای در حال تبدیل شدن به موضوعات بین المللی هستند. از زمان پایان جنگ سرد، منازعات داخلی سهمی بیشتر از منازعات جهانی را به خود اختصاص داده است. بسیاری از این منازعات داخلی به نوبه ی خود شکل بین المللی به خود گرفته اند.
جمعیت کردها در سال ۲۰۰۹، ۴۶٫۵ تا ۴۷٬۸۶۳٬۰۰۰ میلیون تن برآورد شده است که ۶٫۵ تا ۷ میلیون تن از آن‌ها در ایران زندگی می‌کنند. حکومت خودمختار کردستان در شمال عراق، تمام ویژگی های یک کشور مستقل را دارد اما به دنبال جدایی کامل از عراق است و در طرح های نقشه خاورمیانه جدید به کردستان آزاد ملحق شده که شامل بخش هایی از ترکیه، سوریه و ایران نیز می شود.
مطالبات کردها در غرب آسیا با شروع بحران تروریسم تکفیری وارد مرحله جدیدی شد. همراهی جامعه بین المللی در حمایت از کردهای عراق و سوریه در مبارزه با داعش در مناطق کردنشین، باعث افزایش اعتماد به نفس و قدرت آنها شده و در بلوشوی عدم وجود ثبات سیاسی و امنیتی ناشی از تضعیف حکومت های مرکزی، کردها توانسته اند مناطق تحت سیطره نظامی خود را افزایش دهند و به نظر نمی رسد قصد خروج از آن را نیز داشته باشند.
هر چند احزاب فعال و مسلح کرد در منطقه توانسته اند در کنار بحران های موجود به مشروعیت نسبی در مبارزه با تروریسم دست پیدا کنند اما ادامه افزایش قدرت کردها، با واکنش منفی کشورهایی چون ترکیه روبه رو شده و این کشور مواضع پ. ک.ک را در شمال عراق و سوریه مورد حمله قرار داده است. با کاهش موج بحران تروریسم، درگیری میان کردها با دولت های مرکزی افزایش بیشتری پیدا خواهد کرد و بحران مستمر دولت – کشور سازی کردها وارد فاز جدیدی با حمایت کشورهای غربی می شود.
مناقشه ادامه دار فلسطین
در بسیاری از تحلیل های غربی، از کنار بحران رژیم صهیونیستی می گذرند و یا آن را در اولویت های بسیار پایینی قرار می دهند. ادامه دار شدن و مستمر بودن اشغال گری اسرائیل در سرزمین های فلسطینی، منجر به عادی شدن این مناقشه گردیده و در چندین دهه از تاسیس اسرائیل تنها دو دهه نخست، اوج درگیری و جنگ میان صهیونیست ها و مسلمانان وجود داشت.
روند اشغالگری رژیم صهیونیستی از زمان تاسیس تا ۲۰۰۰
پس از عادی سازی روابط میان کشورهای عربی چون مصر و اردن با اسرائیل، درگیری ها به سطح محلی تقلیل پیدا کرد و حل و فصل مناقشه فلسطین به مذاکرات سازش و صلح سپرده شد. اما ادامه تجاوزگری های اسرائیل و سیاست های خصمانه آن در شهرک سازی، جنگ هایی را با حزب الله لبنان و جنبش حماس در غزه رقم زده و طرح های سازش نیز راه به جایی نبرده است.
رژیم صهیونیستی توانسته در چند سال اخیر، به دلیل وجود بحران های چون تروریسم تکفیری و پرونده هسته ای ایران، شرایط محیطی را به نفع خود تغییر دهد و خود را در حاشیه توجهات به بحران های منطقه ای حفظ کند. اما این رژیم برای حفظ بقای خود نیازمند حفظ بحران یا دامن زدن به بحران های منطقه است. مناقشه فلسطین اولین موضوعی است که پس از فروکش کردن بحران های عمده منطقه ای، در نقطه کانونی توجهات قرار می گیرد.
بحران آب در آینده ای نزدیک
دور از ذهن نخواهد بود که جنگ های آینده جهان بر سر منابع آب صورت گیرد. در ۵۰ سال گذشته ۳۷ مورد خشونت بین کشورها بر سر آب گزارش شده است که همه آنها به جز ۷ مورد مربوط به منطقه غرب آسیا مربوط است چنان که طبق اعلام مطالعات سازمان ملل متحد کمبود آب، بحرانی حاد در سراسر منطقه است. بحرانی که تنها از طریق اعمال برنامه ریزی های کلان و واقع بینانه و مبتنی بر تعاملات بین المللی و با استفاده از تمامی امکانات و ظرفیت ها قابل کنترل خواهد بود. این در حالیست که کشورهای منطقه در مقابل بحران های کوچکتری توانایی همکاری منطقه ای ندارند و تضاد منافع سطح همکاری ها را به شدت کاهش داده است.
مناطق بحرانی کم آبی با رنگ قرمز و قرمز تیره
درگیری و تقابل در دسترس ترین گزینه ای است که کشورهای منطقه غرب آسیا به آن متوسل می شوند و کمبود منابع آبی و تشدید آن در آینده بر اثر تغییرات اقلیمی، می تواند جنگ هایی را به دنبال داشته باشد. در حالی که پیش بینی می شود تا سال ۲۰۴۵ تقاضای مصرف آب شیرین در خاورمیانه ۶۰ درصد افزایش یابد اما طبق مطالعات انجام شده منابع آب شیرین خاورمیانه تا سال ۲۰۵۰ حتی به رقمی ۱۰ درصد کمتر از میزان کنونی خواهد رسید.
برخی کارشناسان معتقداند که صنعا پایتخت یمن با بیش از ۲ میلیون نفر جمعیت اولین شهری خواهد بود تا سال ۲۰۲۵ دچار قحطی آب می شود. بعداز آن نوبت به ابوظبی، امارات و کویته پاکستان خواهد رسید. ۹ کشوری که طی بیست و پنج سال آینده از نظر منابع آبی در بحرانی ترین وضعیت قرار خواهند گرفت در منطقه غرب آسیا واقع شده اند: بحرین، کویت، فلسطین، قطر، امارات عربی متحده، اسرائیل، عربستان سعودی، عمان و لبنان.
این منطقه اینک متکی به منابع آب های زیر زمینی و آب شیرین شده دریا است. برخی از کشورهای منطقه درصددند برای کاهش مصرف آب مواد غذایی خود را از خارج تهیه کنند.
بحران جانشینی در کشورهای عربی
بیداری اسلامی فصل نویی را در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا رقم زد. حکومت های ماندگار که سال ها توسط یک نفر اداره می شد، با بحران روبه رو شدند و مصر، لیبی، تونس از اولین قربانیان این موج بودند. بیداری ملت های منطقه در آن سطح برای بسیاری از کارشناسان منطقه غیر قابل پیش بینی بود و تا ماه ها، تحلیل درستی از اوضاع پیش آمده نمی شد ارائه داد.
دنیای عرب از بیداری اسلامی و سطح اعتراضات در سال های اخیر
موج تغییرات و درگیری ها در شهرهای بزرگ منطقه همچون دمینو ادامه پیدا می کرد و کشورهای مانند شیخ نشین های خلیج فارس بیش از همه احساس خطر می کردند. جنبش های مدنی، استبداد و خودکامگی را نشانه رفته بودند و مطالبات حداقلی آنها تغییر حکومت ها بود. این موج با صرف هزینه های میلیارد دلاری توسط کشورهای چون عربستان و قطر، تا حدودی فروکش کرد و با بحران های جدیدی مانند تروریسم و سوریه جایگزین شد اما این آتش در زیر خاکستر مانده و جایگزینی حکومت های عقیم مانده همچنان در دستور کار جنبش های اجتماعی در سطح منطقه باقی خواهد ماند.
با وجود تغییر در مصر، لیبی و تونس اما تغییرات بنیادین عقیم مانده و از آنجاییکه هیچ حکومت عربی دموکراتی در منطقه وجود ندارد، افزایش مطالبات بار دیگر، بحران های جانشینی را رقم خواهد زد. در موج بعدی بیداری ملت ها، حکومت های موروثی، پادشاهی و ناقص مانده در موج پیشین، با بیشترین تهدیدات روبه رو خواهند بود و افزایش ارتباطات ناشی از شبکه های اجتماعی، دامنه نفوذ امواج تغییردهنده را گسترده تر خواهد ساخت.
سخن پایانی 
همانگونه که بحران های اصلی منطقه در حال حاضر و در آینده مورد بررسی مختصری قرار گرفتند، هر یک از این چالش ها خود چندین سال منطقه ای را تحت تاثیر خود قرار می دهد و از آنجاییکه منطقه غرب آسیا با تضادهای قومی و هویتی حل نشده ای درگیر است، عمق و دامنه بحران ها نیز به همان نسبت افزایش پیدا کرده است.
مدیریت بحران ها نیز به همکاری کشورهای منطقه نیازمند است ولی سطح رقابت ها و مداخله کشورهای فرامنطقه ای باعث تشدید بحران و استمرار آن می شود. ابتکار یک کشور می تواند از تبدیل شدن یا ساختن موضوعی به تهدید و بحران جلوگیری کند. پرونده هسته ای ایران در این مورد به دلیل کارشکنی کشورهای غربی و ایران هراسی کشورهای منطقه، در حال تبدیل شدن به بحران بود که با مدیریت حکومت ایران، به فرصت بین المللی برای تثبیت حقوق ایران تبدیل شد.
از سوی دیگر، مسابقه تسلیحاتی در منطقه و افزایش خریدهای نظامی کشورهای غرب آسیا به خصوص کشورهای حاشیه خلیج فارس، یکی از آثار جانبی بحران های موجود در منطقه است. کشورهای غربی نیز که تمایل به افزایش فروش محصولات نظامی خود دارند، بحران در منطقه را فرصت مناسب برای تبدیل منطقه غرب آسیا به بازار سلاح دیده اند و بر قرادادهای منعقد شده بالغ بر دهها میلیار دلار می رسد.