تاریخ انتشار خبر: ۲۰ , تیر, ۱۳۹۵ | ۱۴:۱۴:۵۲
کد مطلب : 118275
رزاقی:

کسی را که حقوق نجومی می‌گیرد اعدام کنید

یک کارشناس اقتصادی با تشریح وظایف مردم در تحقق اقتصاد مقاومتی و نقش روحانیون برای فرهنگ‌سازی در این زمینه از عدم توجه دولتی‌ها به این مهم انتقاد کرد و گفت: کسی که حقوق نجومی می گیرد اقتصاد مقاومتی را نمی‌فهمد. جمعیت ۲۰ میلیونی بیکاران در راه است.

یک کارشناس اقتصادی با تشریح وظایف مردم در تحقق اقتصاد مقاومتی و نقش روحانیون برای فرهنگ‌سازی در این زمینه از عدم توجه دولتی‌ها به این مهم انتقاد کرد و گفت: کسی که حقوق نجومی می گیرد اقتصاد مقاومتی را نمی‌فهمد. جمعیت ۲۰ میلیونی بیکاران در راه است.

به گزارش تسنیم، بحث اقتصاد مقاومتی از سوی مسئولین جدی گرفته نشده است و مردم هم در آن مورد اطلاعی ندارند. در بیست و هشت سال اخیر بعد از رحلت امام (ره) مسئولین اجرایی کشور سیاستهای لیبرال سرمایه داری را پیاده کرده اند. سیاستهای لیبرال سرمایه داری بحث ادغام در بازار جهانی است و آن درست در نقطه مقابل اقتصاد مقاومتی و خلاف قانون اساسی است. زیرا در قانون اساسی و اندیشه های امام (رحمه الله علیه) استقلال اقتصادی و مقاومت در برابر استکبار و انواع تهاجمها مطرح است. امام خمینی (رحمه الله علیه) در وصیت نامه خود می فرمایند: توسعه عبارت است از خودشناسی، خودکفایی و استقلال در تمامی زمینه ها.

اما فقط تا حدودی در زمینه استقلال سیاسی موفق بودیم. در ارتباط با استقلال اقتصادی با توجه  به  عدم سازگاری اقتصاد لیبرالی پیاده شده توسط دولتها متأسفانه موفقیتی نداشتیم و در کشور نظام سرمایه داری حاکم شده است.

در رابطه با این موضوع و نقش مردم در تحقق اقتصاد مقاومتی با ابراهیم رزاقی، استاد بازنشسته دانشگاه تهران گفت‌و‌گو کرده ایم.

* اقتصاد سرمایه‌داری بعد از انقلاب هم به حیات خود ادامه داد
برخی کارشناسان معتقدند نظام سرمایه داری در اقتصاد کشور جریان دارد و از این نظر تفاوتی بین قبل و بعد از انقلاب نبوده است. نظر شما در این باره چیست؟

رزاقی: اگرچه قبل از انقلاب نیز نظام سرمایه‌داری حاکم بوده است اما تفاوتش با قبل از انقلاب این است در نظام جمهوری اسلامی،  پیاده سازی چنین اندیشه‌ای خلاف قانون اساسی و خواست بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری بوده است و درواقع دولتها با پیاده سازی این نظام اقتصادی، خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی حرکت می کنند. در واقع فلسفه اقتصادی نظام نادیده گرفته شده است. شعار اول انقلاب اسلامی استقلال آزادی جمهوری اسلامی بوده است. یعنی مهم ترین خواست مردم در انقلاب اسلامی داشتن استقلال است.

درحقیت مهمترین خواست مردم توسط دولتها زیر پا گذاشته شده است بدون اینکه چنین موردی را به مردم اطلاع داده باشند که می خواهند نظام لیبرالی آمریکایی را در جامعه پیاده کنند. نظام لیبرالی هم ادغام در بازار جهانی است و در این نظام استقلال هیچ معنایی ندارد. هر کشوری  هر نوع مواد خامی دارد در بازار جهانی ارائه می کند و قیمتش را کشورهای مستکبر تعیین می کنند. با توجه به این شرایط وابستگی ما به شدت افزایش پیدا کرده است. به عنوان نمونه در برخی از آمارها آمده است که ۶۵درصد مواد غذایی جمهوری اسلامی وابسته به بیرون از کشور است یا درآمد ما دو سومش وابسته به نفت، پتروشیمی و میعانات گازی است.

طرفداران نظام سرمایه داری جرأت پذیرش مشکلات ناشی از پیاده سازی این نظام اقتصادی همچون بیکاری ۱۲ میلیونی و خالی شدن روستاها از سکنه را ندارند و الان ۱۲هزار روستای زیر بیست خانوار در شرف تخلیه است  و فقر بسیار گسترده شده است. طبق برخی از اقوال بیست تا سی میلیون از مردم زیر خط فقر هستند. حدود شصت هفتاد درصد دریافت کنندگان حقوق زیر خط فقر هستند.
* واردات بی رویه فرصت ایجاد ۱۳۰ میلیون شغل را از ما گرفت

مردم با این مشکلات آشنا هستند. اما علت بروز چنین مشکلاتی چیست؟
رزاقی: علت اجرای همین سیاستهای لیبرالی است و مردم به جهت عدم کار رسانه ای به آن واقف نیستند. یک نمونه برای اثبات این مدعا مطرح می کنم. هزار و سیصد میلیارد دلار کالا طی ۲۸ سال گذشته از خارج وارد کردیم که عموما هم مصرفی بوده اند.  اگر این بودجه  را صرف این واردات نمی کردیم و بر اساس معیارهای خودمان، به استقلال اقتصادی، اختصاص می دادیم، در ایران ۱۳۰ میلیون شغل ایجاد می شد. یعنی  با هر ده هزار دلار یک شغل ایجاد می شود و ۱۳۰ میلیون شغل در مقابل ۱۳۰۰ میلیارد  ایجاد می کردیم.  این نشان دهنده فاصله داشتن اقدامات انجام شده از اندیشه های امام، قانون اساسی و اقتصاد مقاومتی است.

اکثر مسئولین فکر می کنند این اندیشه امام که در قانون اساسی تحت عنوان «استقلال اقتصادی » متبلور شده  است یا صبحتهای  مقام معظم رهبری که اصرار به اقتصاد مقاومتی دارند غیر علمی است و باید نظام لیبرالی پیاده بشود. خوب حالا حق با شما این حرفها غیر علمی است . حالا شما با پیاده سازی نظام لیبرالی در این بیست واندی سال چه چیزی عاید کشور کردید؟

متأسفانه این حرفها را اکثریت مردم نمی دانند چون رسانه ها به آن نمی پردازند و روزنامه ها هم اکثر به دنبال منافع سیاستهای جناحی خود هستند تا آگاه ساختن مردم.  همه به فکر به دست آوردن قدرت هستند.

یک نقطه مشترک در تمامی دولتها علی رغم اختلافات سیاسی پیاده سازی اقتصاد لیبرالی است که در این پیاده سازی شدت و ضعف وجود داشته است و بدترین نوع آن را دولت کنونی پیاده می کند.

در زمان آقای روحانی بیشترین نرخ بیکاری به وجود آمده است . کارخانه های زیادی تعطیل شده است. وابستگیها بیشتر شده است وهیچ اقدام عملی هم در رابطه با رفع چنین مشکلاتی مشاهده نمی شود.
*جمعیت ۲۰ میلیونی بیکاران در راه است

برای پیاده کردن اقتصاد مقاومتی و حل معضلات بیکاری و وابستگی چه اقدامات عملی باید صورت گیرد؟
رزاقی: اقدام عملی، چندان مشکل نیست؛ با دلار ارزان کالا وارد نکیم، جلوی واردات بی رویه و غیر ضروری را بگیریم و به عوض آن یارانه در اختیار تولید کنندگان داخلی؛ کشاورزان و صنعتگران قرار بدهیم. مردم را تشویق و آگاه کنیم که کالای ایرانی خریداری کنند. نه اینکه خود ما مسئولین  بودجه بیت المال را به خریداری کالای خارجی اختصاص دهیم. تولید کنندگان داخلی را به سود کم قانع کنیم.

اکنون دوازده میلیون بیکار وجود دارد. از اول که دوازده میلیون بیکار نبوده است . یک الی دو میلیون بوده است. اجرای سیاستهای غلط این عدد را روبه رشد کرده است. اگر این سیاستهای غلط حاکم را اصلاح نکنیم، قطعا این عدد به ۱۵ الی ۲۰ میلیون خواهد رسید. فقرایمان افزایش پیدا خواهد کرد . چون مسئولینمان در این بیست و شش سال سیاستهای صندوق آمریکایی بین المللی پول را دنبال کرده اند  اما ما به مانند آنها نیز از تولید داخلی خود حمایت نمی کنیم. آنها به تولید داخلی یارانه می دهند مثلا آمریکاییها به کشاورزانشان حدود صد میلیارد یارانه می دهند یا از فعالیتهایی که سود تولیدش بالا است مالیات می گیرند.  یا مثلا در انگلستان هر شخصی که مسکن فروخت هشتاد درصد مالیات می دهد. آنها از طریق مالیتها نه فروش نفت خام کشورهایشان را اداره می کنند.
وقتی دولتها بر اساس فروش مواد اولیه- نفت خام- کشور را اداره کنند و برای بودجه برنامه ریزی نکنند؛ دائما  مراقب کشور خرید کننده از مواد اولیه شان هستند  و در شرایط بین المللی، یک نوع وابستگی  به آنها جهت جلب نظرشان ایجاد می شود. بین دولتها هم فرق نمی کند. دولت قبل بیشتر متمایل به چین بود و اکنون نیز هم به آمریکا متمایل است.

آمریکاییها و اروپاییها با صنعتی شدن کشورهای خاورمیانه همچون ایران به شدت مخالف هستند چون این کشورها دارای مواد اولیه هستند و اگر این کشورهای مذکور صنعتی شوند این مواد را خود استفاده می کنند و در اختیار آنان قرار نمی دهند و دوم اینکه کالای صنعتی آنها را نیز نمی خرند.

بر خلاف چین که دلار در آنجا بسیار گران است  و هیچ کس نمی تواند به این کشور کالا به راحتی وارد کند؛ دلار در تمامی این سالها در ایران  ارزانتر از قیمت واقعی خودش بوده است؛ تعیین قیمت دلار باید با تناسب تورم قیمت گذاری شود. چه آن زمانی که هشتصد تومان بود و الان که سه هزارتومان است قیمت واقعی آن بیشتر بوده است و در توجیه آن گفتیم که این دفاع از پول ملی و ارزش ریال است. در واقع فکر کردیم دفاع از پول ملی با در اختیار گذاشتن دلار ارزان محقق می شود. اما از این کار فقط کسانی که کالا وارد می کنند یا  مسافرتهای خارج می روند، منتفع می شوند. دلار ارزان، آثار ویرانگری بر تولید داخل اعم از کشاورزی، صنعت و خدمات می گذارد. هیچ اقدامی به اندازه، دلار ارزان، آثار مخرب روی تولید داخل ندارد.

اقدامات دولتهای ایران برای حل معضلات اقتصادی را چگونه ارزیابی می کنید؟
رزاقی: هیچ دولتی برای معضلاتی همچون فقر، بیکاری و گرانی به طور اساسی ریشه یابی نکرده است که متوجه ناکارآمدی نظام سرمایه داری شود و در سیاستهای خود تغییر اساسی ایجاد کند. وقتی متوجه این مطلب نبود باز سیاستهای نظام سرمایه داری را تشدید می‌کند. اکنون نیز دولت اگرچه قرارگاه اقتصاد مقاومتی ایجاد کرده اما در واقع، همان سیاستهای لیبرالی را به اسم اقتصاد مقاومتی پیاده می‌کند.

* خوابی که آمریکا برای ایران دیده است دارد تعبیر می‌شود

بنابراین نظام اقتصادی کشور در مسیر غلط گذشته جلو می رود؟
رزاقی: متأسفانه دقیقا؛ در چنین شرایطی، رسانه ها ریشه مشکلات را، فاش نمی کنند؛ روحانیون نیز در این زمینه اطلاعات کافی ندارند تا بتوانند در اختیار مستمعینشان قرار دهند.  بنابراین وضعیت فعلی ایران مطلوب بدخواهان جمهوری اسلامی است. مسئولین آمریکایی به این موضوع اشاره نیز کرده اند که ۵ الی ۱۰ سال آینده منتظر هستند، افراد فقیر و بیکار نسبت به جمهوری اسلامی تجدیدنظر کنند و به سمت قیام علیه نظام حرکت کنند. مسیری که اکنون در آن قرار گرفتیم، دقیقا طبق خواست آمریکا جریان دارد و مسئولان نیز عامدانه یا جاهلانه به آن دامن می زنند.  رهبری چند سال پیش به اصلاح الگوی مصرف اشاره کرده بودند. اصلاح الگوی مصرف خیلی مهم است و معنایش به عبارت ساده  یعنی : آقای مصرف کننده! کالای خارجی نخرید؛ آقای تولید کننده! کیفیت تولیدات را بالا ببرید، سرمایه داران به سود کم قانع شوید.
* کسی که حقوق نجومی می گیرد اقتصاد مقاومتی را نمی‌فهمد/ اعدامشان کنید

با توجه به اهمیت این موضوع چرا مسئولان به آن بی تفاوت هستند؟
رزاقی: مدیرانی که بر اساس تجمل و زندگی اشرافی تربیت شده اند هرگز نمی توانند دغدغه انقلاب و مردم فقیر را داشته باشند. طبق آمار، حدود سه هزار نفر از مدیران، آلوده به حقوق های نجومی هستند اما قطعا بیشتر از این است .از هشتاد هزار مدیر ارشد ایران لااقل بیست هزار نفر از مدیران، آلوده به این حقوقهای نجومی هستند. در اصل ۴۳ قانون اساسی آمده: دولت مؤظف است که تامین نیازهای اساسی : مسکن ، خوراک ، پوشاک ، بهداشت ، درمان ، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه اشخاص جامعه فراهم کند. این یک الگوی جهانی است. نظام سرمایه داری می گوید تفاوت طبقاتی و فقر ربطی به دولت ندارد. بیمه کارگران ربطی به دولت ندارد. ابتدای انقلاب ۹۰درصد مردم بیمه بودند اکنون حدود ۱۰درصد مردم بیمه هستند. به طور کلی  دولت در زمینه ایجاد شرایط اشتغال برای جوانان از خودش سلب مسئولیت می‌کند. تمامی افرادی که حقوق بالا می گیرند باید مجازات شوند و برخی از آنها باید اعدام شوند. باید فاسدان و مردم احساس کنند جمهوری اسلامی ایران در مقابل مفاسد قاطعیت دارد. اگر فاسدان احساس حاشیه امن، کنند به کار خود ادامه خواهند داد. در چین چنین کاری صورت می گیرد. نه اینکه دوباره نه تنها مجازات نشود بلکه دوباره با توصیه های یکی از نزدیکان مسئولین شخص به درجه های ارشد مسئولیتی بازگردد. حتما در جریان صحبتهای آقای سراج قرارگرفتید. یک سؤال از آقای سراج دارم که برادر رییس جمهور اصرار کرد، شما چرا به چنین مسأله ای رضایت دادید؟  شما نماینده مردم انقلابی ایران هستید نه یک جریان خاص. آن وقت اشاره می‌کند که اکثر کسانی که حقوقهای نجومی می گیرند به توصیه حسین فریدون بوده است.
*وظیفه ای که مردم، رسانه ها و روحانیون برای تحقق اقتصاد مقاومتی دارند

پیشنهاد عملی شما در تحقق اقتصاد مقاومتی چیست؟
رزاقی: وظیفه رسانه ها به ویژه رادیو و تلویزیون آگاهی بخشی به مردم و تغییر رفتار مسئولین است. اما متأسفانه رسانه ملی هنوز دارای کارکنان و تفکراتی  از زمان محمد هاشمی است که هیچ اعتقادی به نظام اسلامی ندارند و طرفدار نظام لیبرال هستند.

وزارت تعاون را که با کار ادغام کردیم دوباره جدا کنیم و اشخاص جهادی و دلسوز را در آن مسئول کنیم و فقط برای کمک کردن به کشاورزان و صنعتگران فعالیت کند. به خدمت گرفتن انسانهایی که به سود تشنه نیستند. رستاخیز آگاهی بخشی به مردم در مورد چرایی وضعیت موجود. از مردم بخواهیم که در سرنوشت خود از طریق خوب کار کردن، زیاده روی نکردن در کار، کمک کردن به دیگران، مؤثر باشند. تشکیل وزارت روستایی که کشاورزان و دامپروران روستاها را پوشش بدهد هم مهم است؛ زیرا مهمترین بخش تولید ما  چه در بخش صنعت چه در بخش کشاورزی در روستاها است. جلوگیری از بخش عظیم منابعی که به هدر می رود نیز یک اقدام دیگر است.  استفاده از تجربه های دیگر کشورها مثل چین توصیه می شود. آنها با نرخ بالایی که برای دلار قرار داده اند مردم رانسبت به واردات بی میل کردند و بلعکس  برای سود بری بالاتر میل به صادرات و به دست آوردن دلار در مردم را افزایش داده اند. این بر خلاف رویه غالب مردم ایران است که به فکر به دست آوردن دلار برای واردات و سودآوری هستند. دولت طبق اصل ۴۴ قانون اساسی باید صنایع را به وجود بیاورد. البته با توجه به کم کاریهای دولت بسیج باید وارد عمل شود.

روحانیون ما مسائل اقتصادی را باید بدانند و مردم را در کارهایی همچون تشکیل تعاونیها و احیای کاریزها بسیج کنند و مردم را در سخنرانیها و خطبه های نماز جمعه از آنچه به آنها ضربه می زند، آگاه کنند.  اگر به این نحوه عمل شود در عرض ده سال بیکاری از اقتصاد ایران ریشه کن می شود.

نظرتان راجع به کارهایی که در رابطه با اقتصاد مقاومتی شده است چیست؟
رزاقی: در مورد اقتصاد مقاومتی کتاب نوشته است اما نسبت به قانون اساسی بی توجهی شده است. در صورتی که اساس کار در اقتصاد مقاومتی باید قانون اساسی باشد.اگر فلسفه ی اقتصادی خود را بر پایه ی اقتصاد مقاومتی بنا نکرده باشید بنابراین می خواهید بر چه اساسی بنیان اقتصاد مقاومتی را پایه گذاری کنید؟ اقتصاد لیبرالی؟

چه کسانی می توانند اقتصاد مقاومتی را در جامعه پیاده کنند؟ افرادی که صرفا به فکر منافع خود باشند؟ خیر فقط افرادی می توانند اقتصاد مقاومتی  را در جامعه پیاده کنند که اگر لااقل از جان خود نمی توانند بگذرند از رفاه خود در راه تحقق اقتصاد مقاومتی بگذرند.

دولتمردان در مقابل مردم صادق نبودند؛ زیرا اقتصاد لیبرالیسم پیاده می کنند و دم از اسلام و عدالت می زنند. باید در قوه قضاییه دادگاه قانون اساسی تشکیل شود و از مسئولینی که به دروغ وعده التزام به قانون اساسی و پیاده سازی آن را می دهند اما در عمل پیرو نظام لیبرال هستند، بازخواست شود. عملکرد همه مسئولان باید بر اساس قانون اساسی مورد ارزیابی قرار گیرد مثلا در صدا و سیما این برنامه ای که کارگردان به مرحله اجرایی می رساند باید توضیح دهد چه نسبتی با قانون اساسی دارد و اگر مطابق با عدالت، استقلال اقتصادی و شرع نباشد مورد بازخواست قرار گیرد.

حال که مسئولین به حرفهای رهبری در مورد ضرورت پیاده سازی اقتصاد مقاومتی اعتقادی ندارند باید رسانه ها در روشنگری مردم تلاش دو چندان کنند. زیرا وقتی عدم اعتقاد مسئولین به همراه بی خبری مردم مثل شرایط فعلی باشد حرف رهبری روی زمین می ماند اما اگر مردم آگاه شوند این تبدیل به یک خواست عمومی می شود از پایین به دولتمردان برای اجرایی شدن آن فشار می آورند.