تاریخ انتشار خبر: ۵ , تیر, ۱۳۹۵ | ۲۱:۵۹:۱۳
کد مطلب : 116050
در گفت‌وگو با کشاورز نمونه خوزستانی مطرح شد؛

گرما، ریزگرد، کارسخت و تشنگی؛ هیچ چیز مانع روزه‌داری نیست!

علیرضا سلیمان پور ذرت کارنمونه خوزستان همراه با خانواده و کارگرانش با دهان روزه در جبهه امنیت غذایی به جنگ با کم آبی و ریزگزدها می‌رود.

گرما، ریزگرد، کارسخت و تشنگی؛ هیچ چیز مانع روزه‌داری نیست!

به نقل از  سازمان بسیج مهندسین کشاورزی و منابع طبیعی ، «قتی جنگ شد من سرِ زمین بودم با تراکتور، جنگ که تموم شد برگشتم سر همون زمین اما بی تراکتور!». این جمله معروف از فیلم آژانس شیشه‌ای شاید برای اکثر ما تداعی کننده زندگی رزمندگان بی ادعای دفاع مقدس باشد که تمام هستی خود را در هر لحظه برای حفظ آرمانهای انقلاب و اسلام وقف کرده اند.

حاج علیرضا سلیمان پور، جانباز دزفولی و ذرت کار برتر استان خوزستان یکی از همین اسطوره های مقاومت است که بعد از سال ها مجاهدت در جبهه های جهاد، حالا در جبهه ی نبرد اقتصادی و دقیقا بر روی همان زمین هایی که روزی در آنها جنگیده، برای تامین امنیت غذایی کشور تلاش می کند. در یک روز گرم ماه رمضانی از او خواستیم تا از جهادی که به آن مشغول است و تلاشی که در این روزهای تفتیده ی خوزستان می کند برایمان تعریف کند.

 

بذر کار و تلاش در خانواده

شغل خانوادگی ما کشاورزی و دامداری بود. از نسل های قبل تا امروز باغدار و مزرعه دار بودیم، اما وقتی حمله های بعثی شروع شد اوضاع کاملا به هم ریخت. همه درگیر جهاد شدیم. از تیر ماه سال ۶۰ اعزام شدم به جبهه تا در نهایت در مرداد سال ۶۷ و در آخرین ماه های دفاع مقدس در یک منطقه مین گذاری شده مفتخر به درجه جانبازی شدم.

بهره مندی از نعمت رودخانه دز باعث شد کار خانوادگی ما تولید انواع غلات و حتی باغات مرکبات باشد. در دوران دفاع مقدس هرچند من فرمانده پادگان آموزشی قدس در شوش دانیال بودم اما وقتی چند ماهی هم مرخصی و فرجه می گرفتم، به جای استراحت، روی زمین زراعی کار می کردم.

از جهاد دفاعی تا جهاد زراعی

با توجه به تخصصی که در دوره ی دفاع مقدس در جبهه داشتم، پیشنهادات مختلفی به من می شد اما فکر کردم حالا عرصه ی نبرد تغییر کرده و شاید دیگر مثل سابق به حضور نظامی من نیاز چندانی نباشد، برای همین به شغل خانوادگی خودمان برگشتم تا دست روی زانوی خودمان بگذاریم و کشور را تا جایی که امکان دارد آباد کنیم.

ابتدا از زمین های کوچک و استیجاری شروع کردیم و کم کم و پس از سالها پس انداز کردن تصمیم گرفتیم زمین های بزرگتری را زیر کشت ببریم. اما منطقه ی ما یک منطقه ی جنگی شده، و حتی زمینها تفتیده و لم یزرع شده بود. جاهایی هم که شاید می شد کار زراعی کرد پر از تپه و پستی و بلندی فراوان بود. همین امر باعث شد زمین ها کم ارزش باشند اما ما می خواستیم به فرمان رهبرمان روی پای خودمان بایستیم برای همین عزم خود را جزم کردیم تا این زمین ها را آباد کنیم.

ما به خاطر تجدید خاطرات زمان جنگ هم که شده می خواستیم به این اراضی برگردیم. دقیقا خاطرم هست یک غروب دلگیری بود که این زمین ها را خریداری کردم. چندین هکتار زمین که نیاز به حداقل دو متر خاک برداری بود تا تسطیح شود. تمام مشکلات هم با تسطیح حل نمی شد چرا که وقتی چنین عمقی از خاک برداشته شود عملا هیچ ماده آلی مورد نیاز زراعت در خاک باقی نمی ماند. بالای یکی از تپه های بلند نشستم و به اطراف نگاه کردم. اینجا دقیقا همان زمین هایی بود که در عملیات فتح المبین آزادسازی شده بود و من به یاد تک تک دوستان و هم رزمانم افتادم. اما خب حالا سنگر جدیدی در این زمین باید می زدیم تا در عرصه اقتصادی هم پیروز شویم.

عزم راسخ در برابر مشکلات

چون ناملایمات جنگ را دیده بودیم، روحیه ای در ما ایجاد شده بود که بتوانیم در برابر هر مشکلی ایستادگی کنیم. با همین روحیه شروع کردیم به بازسازی این زمین ها. با مشورت مهندسین کشاورزی از کودهای حیوانی برای غنی کردن زمین بهره بردیم. با اضافه کردن سولفور هم جذب رطوبت را در خاک بالا بردیم. حتی بقایای زراعت هر سال را آتش نزدیم و یا به خوراک دام ندادیم و تبدیل به گیاخاک کردیم تا به طور طبیعی مواد آلی را به زمین برگرداند. تمام تلاش خودمان را کردیم تا از مواد شیمیایی حداقل استفاده را بکنیم، همین کود حیوانی باعث شد حاکمیت رطوبت در خاک به شکل مطلوبی بالا برود.

دو مشکل عمده این منطقه ریزگردها و کمبود آب است. برای بحث ریزگردها که متاسفانه غرب کشور را گرفته، باید از تورهای مخصوص حفاظت از محصولات استفاده کنیم که متاسفانه بسیار گران هستند و فعلا استفاده از آنها به صرفه نیست اما در امر آب از سال ۸۹ زمین های کشاورزی را مجهز به سیستم های آبیاری تحت فشار کردیم. این موضوع به قدری در مصرف آب و انرژی به یاری ما آمد که باعث شد طی سال گذشته با نسبت بیش از ۶۰درصد در قیاس با همسایگانمان که از این سیستم استفاده نکردند صرفه جویی داشته باشیم.

قطعا طی یک دهه آینده وسعت اراضی کشاورزی افزایش پیدا می کند و به همان نسبت و با توجه به وضعیت خشکسالی هایی که پیش می آید، منابع آبی ما هم کاهش میابد، بنابراین فکری باید کرد. من بارها به دوستان و همسایگانمان گفته ام که باید دست در دست هم دهیم و با استفاده از همین فناوری ها کشاورزی مان را نجات دهیم. چراکه کاهش منابع آب یعنی کاهش تولید، کاهش تولید هم یعنی بالا رفتن وابستگی. وقتی هم ما وابسته ی یک کشور خارجی بشویم دیگر نمی توانیم مقاومت کنیم و هرچیزی که غریبه ها بگویند باید تن دهیم. در این شرایط نمی توانیم هم نوا با ندای «هیهات منا الذله» اباعبدالله (ع) شویم. بنابراین من به تمام دوستانم در زمینه کشاورزی توصیه می کنم که همه با هم بیاییم و طرح های آبیاری تحت فشار را پشت گوش نیندازیم. با دیدن چند بارندگی فصلی ساده، دلخوش نکنیم. خشکسالی گریبان ما را رها نکرده و تا سالهای آتی بدتر هم می شود.

تلاش برای بهترین کیفیت

طبق فرموده مقام معظم رهبری در گام نخست ما موظفیم کاری کنیم که کمیت تولید به حد مطلوبی بالا برود تا وابسته به بیگانگان نباشیم اما ما در گام دوم تلاشهایمان، طی سالهای اخیر کیفیت محصولاتمان را هم ارتقا دادیم. الآن کیفیت محصولات ما سمت و سوی سلامتی دارد و برای مثال میزان نیترات گندم ما در حد کاملا استاندارد است. در همین راستا از هر وسیله ای استفاده می کنیم تا از مواد شیمیایی و سموم استفاده نکنیم. همه این عوامل و رونق تولید محصولات ما باعث شد تا در سال ۹۲ به عنوان کشاورز خبره ی استان معرفی شوم.

هیچ چیز مانع امر الهی نمی شود

چند سال قبل وقتی فرزند سومم شانزده ساله بود، در ماه مبارک رمضان سرِ زمین رفته بودیم. گرما به شدت به ما فشار آورده بود. آن زمان ما مجوز برداشت آب از رودخانه داشتیم، پسرم را بردم کنار یکی از شیرهای آب و چند لحظه ای زیر شیرآب نشست تا خنک شود. در همان لحظه دیدم گریه می کند. پرسیدم از شدت گرما گریه می کنی؟ گفت نه، یاد مظلومیت حضرت اباعبدالله افتادم. ما که گرممان می شود میاییم و زیر آب خنک می شویم، اما فدای لب های تشنه ی خاندان رسول الله (ص) در کربلا بشوم که چه مشقت هایی کشیده اند. این روزه داری ما که در مقابل آن جان فشانی ها چیزی نیست.

ما در تمامی روزهای ماه مبارک رمضان سال گذشته و همچنین امسال، برداشت محصول داشته ایم. ریزگرد، گرمای هوا، کار زیاد و هیچ چیز دیگری نمی تواند ما را از امر الهی دور کند. ما یازده ماه از سال را زنده ایم و کار می کنیم و حالا یک ماه که از آن خداست نباید تباه کنیم. اگر کار در ماه رمضان باعث شود روزه داری ما مخدوش شود، یا خدایی نکرده کار را بهانه کنیم و روزه نگیریم، برکت و رحمت از زندگی ما می رود. هرچقدر هم از لحاظ اقتصادی توجیه کنیم در نهایت وقتی برکت نباشد همه اینها تباه می شود.

برنامه ای برای کار و عبادت

ما قبل از شروع ماه مبارک رمضان یک جلسه با خانواده و حتی کارگرانمان می گیریم. برنامه ریزی می کنیم تا هم به کار برسیم و هم به عبادت. اتفاقا چون من و فرزندانم با همین برنامه پیش رفتیم و بدون مشکل هم روزه گرفتیم، برخی کارگرها هم که قبلا به خاطر سختی کار در تابستانهای خوزستان نمی توانستند روزه بگیرند، الآن هم پای ما روزه میگیرند و از عبادتشان هم دور نشده اند.

ما برداشت برخی محصولاتمان را شبانه انجام می دهیم تا مشکلی برای روزه داری نداشته باشیم، حتی وقتی شبانه کارگر می آید مزد بیشتری هم به او می دهیم که راضی هم باشد. سحری را هم می بریم و در صحرا می خوریم. برخی روزها هم که کار باید در طول روز انجام شود بلافاصله بعد از سحر به صحرا می رویم و نهایتا تا ساعت یک بعد از ظهر کار را تمام می کنیم.

سحری و افطاری ساده

از نکات مهم روزه داری در ماه های گرم سال و همراه با کار سخت تنظیم کردن نوع سحری و افطار است. سبزی و خیار و گوجه تقریبا هیچوقت از سفره ی ما حذف نمی شوند. حتی وقتی غذا خوردنمان تمام می شود برای تنوع سبزی هایی همچون پونه و ریحان می خوریم. حتی گاهی از ماست و خیار هم به عنوان شام استفاده می کنیم که باعث می شود در طول روز کمتر تشنه شویم. نمک را از سفره ی سحر حذف کرده ایم و به جای شکر و قندهای مصنوعی از کلوچه های خرمایی مخصوص منطقه خودمان استفاده می کنیم. همه اینها در کنار اینکه خداوند روزه داران را یاری می کند.

همیشه پشتیبان ولایت فقیه باشیم

می خواهم به همه مردم عزیز ایران بگویم که نگذارند این کلام ظریف حضرت امام(ره) زمین بماند و فراموش نکنیم که پشتیبان محض ولایت فقیه باشیم. امروز اگر پشت رهبرمان باشیم، دست به دست هم تلاش می کنیم تا اقتصادی مقاوم تر و امنیت غذایی بالاتری داشته باشیم.

انتهای پیام/خ