تاریخ انتشار خبر: ۳ , تیر, ۱۳۹۵ | ۱۵:۰۳:۰۱
کد مطلب : 115690
سالروز آغاز دوقطبی احمدی نژاد و هاشمی ؛

گزارشی از یک دهه تقابل

سوم تیر ۱۳۸۴، روزی بود که دو نامزد انتخاباتی با گذشت زمان به دو قطب متضاد سیاسی در فضای سیاسی کشور تبدیل شدند.

به گزارش عصر آبادان:روزگاری فرماندار و استاندارش بود و عکس های یادگاری با هم داشتند. مردی کوتاه قد و با ریش های سیاه و سرسوزنی، با موهای ساده در کنار دیگر مقامات و مسولان دولت سازندگی، در گوشه ای ایستاده بود. شکل لباس پوشیدن و ظاهرش همچون دیگران اتو کشیده نبود و خیلی معمولی تیپ می زد.
علی محمد بشارتی جهرمی که زمانی در اطلاعات سپاه فعالیت داشت و در دستگیری مجتبی طالقانی، فرزند آیت الله طالقانی به دلیل عضویت در شاخه مارکسیستی سازمان مجاهدین خلق، نقش داشت در سال ۱۳۷۲ در کابینه دوم هاشمی رفسنجانی، وزیر کشور می شود و پس از تکشیل استان اردبیل، سکانداری آن را به فرماندار سابق خوی و ماکو می سپارد. پیش از این مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی در دولت هاشمی بود. احمدی نژاد در سال های استانداری به عنوان استاندار نمونه کشور در سه سال متوالی انتخاب شد و استانداری برتر در زمینه فعالیت عمرانی و بازسازی ۷۵۰۰ واحد مسکونی تخریب شده در جریان زلزله اردبیل در طول ۷ماه را در کارنامه خود دارد.
محمود احمدی نژاد، پیش از آنکه به این میزان در ایران و دنیا شناخته شده باشد، در رده مسئولانی قرار داشت که نام و نشان چندانی نداشت و در عصری که رسانه ها و ارتباطات به مانند امروز قوی نبودند، در گوشه ای از کشور به عنوان فرماندار یا استاندار به فعالیت می پرداخت. زاده آرادان شهرستان گرمسار و هم استانی حسن روحانی یعنی سمنانی است. در رشته مهندسی عمران در دانشگاه علم و صنعت توانست درجه دکترا را اخذ کند و عضو هیات علمی همان  دانشگاه نیز شد.
در سال ۱۳۸۴، ناگهان ورق به نام محمود احمدی نژاد برگشت و احمدی نژاد در کمال ناباوری رقبای ریز و درشت، رئیس جمهور ایران شد. کسی که توانست هاشمی رفسنجانی، سردار سازندگی! را شکست دهد و کلید پاستور را از سید محمد خاتمی تحویل بگیرد. ریاست جمهوری او خارج از پیش بینی ها و تحلیل های فعالین سیاسی بود و کسی باور نمی کرد شهرداری که دو سال در خیابان بهشت مشغول به فعالیت بود، بتواند سونامی به این بزرگی به راه اندازد.
روز سرنوشت ساز 
۱۴۰۴ نفر به وزارت کشور در خیابان فاطمی تهران رفتند تا برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴، نام نویسی کنند. از میان آنها تنها نام ۶ نفر صلاحیت دار بیرون آمد و پس از حکم حکومتی مقام معظم رهبری، مصطفی معین و محسن علیزاده، وزاری سابق دولت اصلاحات، به جمع نامزدهای انتخاباتی اضافه شدند. در میان نامزدها، نام هاشمی رفسنجانی بیش از همه به چشم می خورد و رئیس جمهور دوره پنجم و ششم ایران، بار دیگر به دنبال آزمودن بختش در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری بود. اضافه شدن معین با شعارهای تند بسیار جالب توجه بود. محمدرضا خاتمی در جریان تبلیغات و فیلم تبلیغاتی معین که از تلویزیون پخش شد گفته بود: ” از مذاکره با آمریکا گفتیم و تایید صلاحیت شدیم، ازرهبری انتقاد کردیم و تایید صلاحت گرفتیم، از شورای نگهبان انتقاد کردیم تایید صلاحیت گرفتیم.”
خبرنگار آمریکایی وارد فرودگاه مهرآباد شد و تنها با هاشمی رفسنجانی مصاحبه کرد و به آمریکا بازگشت. بیشتر تحلیل گران خارجی شانس هاشمی رفسنجانی را بیشتر از رقبای دیگر می دانستند و هیچ کس تصور نمی کرد احمدی نژاد رئیس جمهور شود. در روز ۲۷ خرداد انتخابات بزگزار شد و احمدی نژاد و هاشمی، به دور دوم راه یافتند. هاشمی در حدود ۶ میلیون ۲۰۰ هزار و احمدی نژاد، ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار در این مرحله کسب کردند. مهدی کروبی که ۵ میلیون رای به دست آورده بود، سیتسم انتخاباتی کشور را به تقلب و تخلف متهم کرد و نقل قول معروفی از او برجای ماند که دو ساعت خوابیده و رای ها جابه جا شدند!
از سوی دیگر محمدباقر قالیباف، مصطفی معین، علی لاریجانی و محسن مهرعلیزاده، حدنصاب لازم را برای ادامه رقابت کسب نکردند و محسن رضایی نیز پیش از برگزاری انتخابات، کناره گیری کرده بود.
به سال ۱۳۷۸ بازمی گردیم، زمانیکه هاشمی و احمدی نژاد برای انتخابات مجلس ششم در یک لیست در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند. اسامی و نام هایی که در حال حاضر به صورت رقیب بالقوه در نظر گرفته می شوند، روزگاری در لوای جناح راست محافظه کار، هاشمی، احمدی نژاد، حسن روحانی و حدادعادل را در کنار هم قرار گرفته بودند. به غیر از هاشمی هیچ یک در تهران رای لازم برای ورود به مجلس معروف اصلاحات را کسب نکردند و هاشمی نیز در حالیکه نفر سی ام شده بود، از انتخابات کناره گیری کرد. در آن انتخابات احمدی نژاد، رئیس ستاد هاشمی در منطقه نارمک تهران نیز بود.
اما ۴ سال بعد و در جریان انتخابات شورای شهرها، ائتلاف آبادگران ایران اسلامی، نامی جدید در عرصه سیاسی کشور توانست بیشترین کرسی های شورای شهر تهران را کسب کند. شورایی که احمدی نژاد را به بهشت رساند و از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴، وی شهردار تهران بود تا بیشتر از گذشته شناخته تر شود.
جریان ارزشی و انقلابی که در جامعه به عنوان آبادگران شناخته شده بود و کمتر از جریان راست نشان داشت، در انتخابات مجلس هفتم شورای اسلامی نیز با اقبال گسترده مردم روبه‌ رو شد و اکثریت مطلق قوه مقننه را از آن خود کرد. به‌ طوریکه تمامی ۳۰ کرسی تهران را در مجلس شورای اسلامی را به خود اختصاص داد. این موفقیت‌ها و الزامات اکثریت بودن جریان راست دیروز و ارزشی – انقلابی که اینک با تابلوی آبادگران در جامعه شناخته شده است را بر آن داشت تا به باز تعریف هویت جدید و تبیین مولفه‌های آن اهتمام ورزد. انتخابات ریاست جمهوری  دوره نهم در پیش بود و ماهیت، اندیشه سخن‌گویان و برنامه‌های این جریان باید بیش از پیش برای افکار عمومی منتشر می‌شد. اصول­ گرایی محصول این فرایند بود و حالا جریان اصول گرایی بر آمده از راست دیروز و آبادگران وقت با سخن‌گویان، گفتمان و برنامه‌های جدید و نو در برابر جریان اصلاح طلبی صف آرایی کرد و توانست در انتخابات نهم و دهم ریاست جمهوری با انتخاب شدن محمود احمدی نژاد پیروز انتخابات باشد.
دور دوم انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴، در سوم تیر، در واقع معجزه ای روی داد. چرا که فردی به سمت پاستور رفت که در اکثر معادلات شانس بسیار کمی برایش قائل بودند و توانست در رقابت با یک شخصیت سیاستمدار نامی، گوی رقابت را برباید و با ۱۷ میلیون رای هاشمی را شکست دهد. در دور نخست اصلاح طلبان نتوانستند به اجماع برسند و آراء میان کروبی، معین و مهرعلیزاده پخش شد. رفتاری که اصلاح طلبان در این انتخابات داشتند همچون نقطه ضعف و درس عبرتی تاریخی برای آنها باقی ماند و حمایت نیم بند و تلویحی آنها در دور دوم از هاشمی رفسنجانی نیز نتوانست ستاره بخت آنها را بار دیگر در آسمان ایران روشن نگه دارد و اصلاحات افول کرد.
انتخابات ۳ تیر، شگفت انگیزترین انتخابات تاریخ جمهوری اسلامی بود. از یکسو محمود احمدی نژاد که میان نامزدهای محافظه کار و اصولگرا، در تمامی نظرسنجی ها در رتبه های آخر قرار داشت توانست از سایر رقبای هم صنف خود جلو بزند و در یک مصاف تاریخی، هاشمی رفسنجانی را که اجماع اجتماع بی مانندی از اصلاح طلبان دولتی و اپوزیسیون را در پشت سر داشت از آرزوی رسیدن مجدد به ریاست جمهوری باز دارد. شاید بتوان این شکست را تلخ ترین شکست زندگی هاشمی رفسنجانی ارزیابی کرد چرا که بنا بر نقل قول های مختلف، وی تا آخرین لحظات برگزاری انتخابات، هرگز احمدی نژاد را در صف رقبای خود ندید و تاریخ تقابل این دو به صورت جدی از ۳ تیر آغاز شد. تقابلی که بیش از یک دهه ادامه داشته و در انتخابات سال ۱۳۸۸، احمدی نژاد بار دیگر از برگ هاشمی رفسنجانی استفاده کرد و رقبای خود را در آن انتخابات پیاده نظام هاشمی برای شکست خود در نظر گرفت که با افشای فسادهای اقتصادی، سیاسی و مالی این جریان منتسب به هاشمی رفسنجانی، نگاه مردم را به سوی خود جلب کرد.
“شانس پیروزی هاشمی رفسنجانی در مرحله دوم انتخابات بیشتر از احمدی نژاد است. آرای مهدی کروبی به عنوان یک روحانی ارزشمدار… و آرای مهرعلیزاده و بخشی از آرای طرفداران معین در سبد آرای هاشمی رفسنجانی خواهد بود. آرای لاریجانی و قالیباف هم تقسیم می شود و در نتیجه با یک حساب جبری در شرایط فعلی شانس پیروزی هاشمی رفسنجانی قطعی است.”
این بخشی از تحلیل های محسن کوهکن، نماینده مجلس هفتم در تاریخ ۳۰ خرداد ۸۴ در مصاحبه با روزنامه ایران است. حتی کسانی که به احمدی نژاد رای داده بودند با دیدن نتایج شگفت زده شدند. اتفاقی به مراتب غیرقابل باورتر از ۲ خرداد ۷۶ روی داده بود و ستاره بخت آسمان سیاست ایران به نام زاده ای از آرادان رقم خورد.
پس از انتخابات رهبرمعظم انقلاب گفت، روزی در خانه به خانواده اش گفته است: ” اگر آقای احمدی نژاد رای هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محوری را مطرح کرد. نگذاشت به فراموشی سپردن این شعار بشود یک سنت. این شعار مطرح شد و ذهن ها را بخودش متوجه کرد.” (بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت ۸/ ۶/ ۱۳۸۴)
ادامه تقابل از ۳ تیر
هاشمی رفسنجانی از نتیجه انتخابات دلخور و شوکه بود و بیانه ای گلایه مند نوشت و شکایتش را به خدا برد: ” بنا ندارم که در مورد انتخابات، شکایت به داورانی که نشان دادند نمی‌خواهند یا نمی‌توانند کاری بکنند ببرم و شکایت خود را فقط همانند مورد قبل در دادگاه عدل الهی مطرح می‌کنم، خدایی که با توکل بر او و برای جلب رضایتش به صحنه آمدم و با او معامله کردم و می‌دانم در انتقام الهی اگر کسی معاقب شود قطعا مردم، انقلاب اسلامی و ایران نخواهند بود و فقط مجرمان واقعی مجازات می‌شوند. آنها که برای تضعیف رقیب از راه تضعیف انقلاب وارد شدند چون می دانستند او در هر حالت از انقلاب اسلامی دفاع می‌کند و ابایی از بعهده گرفتن مسولیت‌ها ندارد و آنها که بگونه‌ای بی‌سابقه با هزینه‌های دهها میلیاردی از بیت المال، اینجانب و بستگانم را ظالمانه تخریب کردند و آنها که با استفاده زیاد از امکانات نظام به صورت سازماندهی شده و نامشروع در انتخابات دخالت کردند. تردیدی ندارم که جزای چنین ظلمی به کشور و مردم و من ، جز خسران دنیا و آخرت نخواهد بود.”
وزیر کشور سابق کابینه احمدی نژاد یعنی صادق محصولی از سابقه تقابل هاشمی و احمدی نژاد در برنامه شناسنامه شبکه ۳ صداو سیما آن را به تغییر روحیات و رفتارهای هاشمی رفسنجانی پس از سال ۱۳۷۶ گره زده است: ” اینطور نیست که مواضع افراد ثابت باشد و اگر مدتی در موضع حق بودند تا آخر عمر هم در این موضع باقی بمانند. بین دوره ای که آقای احمدی نژاد استاندار آقای هاشمی بود با دوره ای که این دو با یکدیگر رقابت انتخاباتی داشتند هشت سال فاصله بود. هشت سال زمان کمی نبود. آقای هاشمی در انتخابات ۷۶ مواضع خاص خودشان را داشتند و طبیعتاً بین آقای هاشمی با حزب الهی ها اختلافاتی به وجود آمد که این اختلافات در انتخابات ۸۴ بروز پیدا کرد.”
هرچند به گفته حسین فدایی، دبیر کل جمعیت ایثارگران و فعال اصولگرا، در انتخابات سال ۱۳۸۴، اصولگرایان دستور کار و سازو کار مشخصی برای انتخاب نامزد واحدی داشتند و بر اساس نظرسنجی ها قالیباف مدنظر آنها بود اما این وحدت نظر در ادامه با خروج احمدی نژاد از این ساختار و عدم پشتیبانی هاشمی رفسنجانی از طرح معرفی یک نامزد اصولگرا، عملا شکست خورد و احمدی نژاد که در ابتدا پذیرفته بود در صورتی که شانس اندکی داشته باشد کناره گیری خواهد کرد و در نهایت ریاست ستاد قالیباف را برعهده خواهد گرفت، راه دیگری رفت: ” در آخر جلسه گفتیم: «البته اگر شما به صحنه بیایید و در خوش‌بینانه‌ترین حالت در انتخابات به مرحله دوم بروید، برای جایگاه شما خوب نیست.» گفتند: «قبول دارم. » گفتم: «اگر قبول دارید، تحلیل ما این است که انتخابات به مرحله دوم می‌رود و شما رای نخواهید آورد.» آقای هاشمی گفت: «البته من در سنجش‌ها ۵۷ درصد رای دارم.» ما گفتیم: «آن سنجش را که مطرح می‌کنید ما دیده‌ایم. علمی نیست، ساختگی است. این را تیم کارگزاران برای شما ساخته‌اند فریب نخورید.» البته فضای آن زمان همان «می‌آیم، نمی‌آیم» آقای هاشمی بود؛ اما بعد از اینکه ایشان حاضر نشد از آقای قالیباف حمایت کند مطمئن شدیم که می‌آید چون معنا نداشت، ایشان می‌گفت اگر اصولگرایان به وحدت برسند، من نمی‌آیم. ما هم گفته بودیم که ساز و کار وحدت اصولگرایان این است و رای آقای قالیباف بالاست.”
اما موضوع چالش های میان طرفداران هاشمی رفسنجانی که به مرور شامل طیف گسترده ای از اصلاح طلبان نیز شد و طرفداران احمدی نژاد تا سال های سال ادامه یافت و به سال های پایانی ریاست جمهوری رئیس دولت عدالت ورز نیز رسید. حاشیه های بسیاری نیز در این سال ها گریبان دولت احمدی نژاد را گرفت که دامنه تقابلات با دولت را از سطح هاشمی رفسنجانی به لایه های از اصولگرایان نیز گستر شد.
در یکی از آخرین اظهار نظرهای مربوط به احمدی نژاد، وی از اینکه توانسته که کاری کند تا خطر احمدی نژاد از سر کشور عبور کند، می تواند با خیال راحت سر بر بالین مرگ بگذارد: ” در دوره احمدی نژاد به ویژه پس از سال ۸۸ انقلاب داشت منحرف می‌شد و به سمت اختناق می‌رفت، من موفق شدم در بدترین شرایط تا حدودی این وضع را عوض کنم و مردم با همان مردانگی که انقلاب کردند سال ۹۲ هم پیروز شدند. در سال ۹۴ هم بزرگان را نگذاشتند وارد میدان شوند و چند چهره رده سوم و چهارم توانستند ژنرال‌های رقیب را کنار بزنند. اکنون دیگر می‌توانم راحت بمیرم زیرا مردم تصمیماتشان را خودشان می‌گیرند و در این نزدیکی پایان عمر که راه انقلاب را مسدود کرده بودند آن را باز کردم.”
احمدی نژاد به غیر از زمان انتخابات، در اکثر مواقع از هاشمی نامی نبرد. آیا این تقابل یک دهه ای بار دیگر در انتخابات سال ۱۳۹۶ دهان باز خواهد کرد یا آنکه هاشمی می تواند با خیال راحت سر بر بالین بگذارد؟ سوم تیر ۱۳۸۴ زمانیکه در حلقه مشاوران هاشمی کسی احمدی نژاد را جدی نمی گرفت، اما عصر سیاست ورزی جسورانه ای شروع شد که هاشمی رفسنجانی و سوابق و شایعات پیرامونش، بهترین برگ برنده برای آن سیاستمدار جسور بود. احمدی نژاد در حال حاضر به جلسات و دورهمی هایی برای تبیین اندیشه های امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی سرگرم است و به مرور بر تحرکات سیاسی خود می افزاید، شاید این نشانه هایی از بازگشت معجزه هزاره سوم در خرداد ۹۶ باشد.
منبع: فرهنگ نیوز