تاریخ انتشار خبر: ۱۲ , فروردین, ۱۳۹۳ | ۰۷:۳۱:۱۳
کد مطلب : 22854

گوساله سامری در ادب فارسی نماد چیست؟

بر آنیم تا در این مجال، قطعاتی کوتاه و بلند از کتاب وحی را با نگاهی گزیده به انعکاس آن در ادبیات پارسی، پیشکش طالبان حق و جوینگان حقیقت کنیم.

به گزارش عصر آبادان  به نقل از باشگاه خبرنگاران،

آیه ۸۸ سوره طه

فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَٰذَا إِلَٰهُکُمْ وَإِلَٰهُ مُوسَىٰ فَنَسِیَ
و برایشان تندیس گوساله‌اى که نعره گاوان را داشت بساخت و گفتند: این خداى شما و خداى موسى است. و موسى فراموش کرده بود.

*در ادب فارسی انسان‌هایی را که به حقیقت معنی نرسیده‌اند و از دین و عرفان سخن می‌گویند و در پی دنیا هستند به گوساله سامری تشبیه می‌کنند.
این گوساله زرین رمز دنیاپرستی است و تشبیه بسیار زیبایی است از اینکه دنیا زیب و فریبنده است اما جانی در آن نیست و همه بانگ و صداست و تبلیغات و فریب و غوغاست بر سرِ هیچ.

سِحر با معجزه پهلو نزند دل خوش دار   سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد
حافظ

مقصود حافظ این است که سامری مردم را سِحر کرد و مانند موسی معجزه ای نداشت که دست در گریبان خویش کند و آن را، سفید و درخشان (ید بیضاء)، بیرون آورد.پ

بنابر این جای نگرانی نیست زیرا سحر سامری نمی تواند در مقابل معجزۀ موسوی بایستد. به عبارت دیگر تبلیغات باطل در برابر حق و حقیقت تاب نم آورد اگرچه چندگاهی جولانی بدهد. بنابراین:

چون سامری مباش که زر داد و از خری   موسی نهاد و از پی گوساله می رود
حافظ

اگر بگوییم که خدای حاکم بر اکثریت عالم در طول تاریخ تا به امروز همان گوساله سامری است سخنی به گزاف نخواهد بود زیرا خدای یا ارباب هر کس همان است که به خاطر او به عشق و سودای او کار می کند و اکثریت مردم را سودایی جز درهم و دینار نیست. به خاطر اوست که جنگها می کنند و جانها می ستانند، دامها می گسترند و آدمها را شکار می کنند.
درهم و دینار در تحلیل نهایی همان هوای نفس و خودپرستی است و اینهمه بانگ و غوغای زرسالاری بانگ گاوی بیش نیست که همه را سِحر کرده است. و ای کاش مردمان از سِحرِ حرامِ سامری بِرَهند و به سِحرِ حلالِ سعدی و سنایی برسند.
انتهای پیام/