تاریخ انتشار خبر: ۲۹ , دی, ۱۳۹۳ | ۱۷:۱۰:۱۶
کد مطلب : 68574

۵ عذاب الهی در قبال پیمان شکنی !

مجموعه: متفرقه دینی

عذاب الهی,امتحان الهی,پیمان شکنى,پیمان شکنی از نگاه قرآن

آیه ۷۷ سوره آل عمران، کسانى را که پیمان شکنى مى ‏کنند، به پنج نوع قهر الهى تهدید مى ‏کند: بى‏ بهرگى در آخرت، محرومیّت از خطاب الهى، محرومیّت از نظر لطف الهى، محرومیّت از پاکى از گناه و گرفتارى به عذاب دردناک.

إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَأَیْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِیلًا أُوْلَئِکَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِی الآخِرَهِ وَلاَ یُکَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ یَنظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَلاَ یُزَکِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ (آل عمران ـ ۷۷)

کسانى که پیمان خدا و سوگندهاى خود را به بهاى ناچیزى مى‏فروشند آنان را در آخرت بهره‏اى نیست و خدا روز قیامت با آنان سخن نمى‏گوید و به ایشان نمى‏نگرد و پاکشان نمى‏گرداند و عذابى دردناک خواهند داشت.

 شأن نزول:
جمعى از دانشمندان یهود مانند “ابى رافع” و “حى بن اخطب” و “کعب بن اشرف” به هنگامى که موقعیت اجتماعى خود را در میان یهود در خطر دیدند، کوشش کردند که نشانه ‏هایى که در تورات درباره آخرین پیامبر وجود داشت و شخصاً در نسخى از تورات با دست خود نگاشته بودند تحریف نمایند و حتى سوگند یاد کنند آن جمله ‏هاى تحریف شده از ناحیه خداوند است! به همین جهت آیه فوق نازل گردید و شدیداً به آنها اخطار کرد.

جمعى از مفسران نیز گفته‏ اند که این آیه درباره “اشعث بن قیس” نازل گردید که به دروغ مى ‏خواست زمین دیگرى را تملک کند، هنگامى که آماده ی اداى سوگند براى ادعاى خود شد، آیه فوق نازل گردید و در این هنگام اشعث بن قیس ترسید و اعتراف به حق کرد و زمین را به صاحبش بازگرداند. (مجمع البیان، ذیل آیه مورد بحث)

 نکات آیه:
این آیه، کسانى را که پیمان شکنى مى ‏کنند، به پنج نوع قهر الهى تهدید مى ‏کند: بى ‏بهرگى در آخرت، محرومیّت از خطاب الهى، محرومیّت از نظر لطف الهى، محرومیّت از پاکى از گناه و گرفتارى به عذاب دردناک.

در روایات شیعه و سنّى آمده است که رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: «لا ایمان لمن لا أمان له و لا دین لمن لا عهد له» کسى که مراعات امانت نکند، ایمان ندارد و آن کسى که به عهد خویش وفادار نباشد بى‏دین است. (تفسیر مراغى و نور الثقلین)

در بعضى روایات آمده است که مراد از «بِعَهْدِ اللَّهِ»، حقایق مربوط به پیامبر اسلام در تورات است که به دست عالمان یهود تحریف گشته است.

مقایسه کنیم وضع کسانى را که از جانب خداوند به آنها سلام داده مى ‏شود «سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ» (یس، ۵۸) با کسانى که خدا هیچ سخنى با آنان نگوید «لا یُکَلِّمُهُمُ‏ اللَّهِ» و اگر ناله‏اى سر دهند با جمله‏ى «اخْسَوُوا فِیهَا وَلَا تُکَلِّمُونِ» (مومنون، ۱۰۸) خفه مى ‏شوند.

پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: هر کس با سوگند، مال و ثروت برادرش را به نا حق بخورد، مورد غضب الهى است. سپس این آیه را تلاوت نمودند. (تفسیر نور الثقلین)

حضرت على علیه السلام فرمودند: مراد از نگاه خداوند در قیامت «لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ» نگاه رحمت است، (نه نگاه با چشم). (تفسیر برهان، ج ۱، ص ۲۹۳)

 یک مطلب مهم:
نکته‏اى که در اینجا باید به آن توجه داشت این است که عواقب شوم پنج گانه‏اى که در برابر “پیمان شکنى” و “سوگند هاى دروغ” در این آیه ذکر شده گویا اشاره به مراحل تدریجى”قرب و بعد” از خدا است.

کسى که به خداوند نزدیک مى ‏شود و بر بساط قرب او گام مى ‏نهد، نخست مشمول یک سلسله مواهب معنوى مى‏ گردد و هنگامى که نزدیک ‏تر شد، خدا با او سخن مى‏گوید، باز نزدیک ‏تر مى‏ شود، خدا بر او نظر رحمت مى ‏افکند و هنگامى که از آن هم نزدیک ‏تر شد، او را از آثار لغزش هاى گناه پاک مى‏ سازد و در نتیجه از عذاب دردناک نجات مى‏ یابد و غرق در نعمت هاى او مى‏ شود ولى کسانى که در مسیر پیمان شکنى و استفاده ‏هاى نادرست از نام پروردگار قرار گرفتند، از همه این مواهب و برکات محروم مى ‏شوند و مرحله به مرحله عقب ‏نشینى مى ‏کنند.

 بحث لغوی:
“خلاق” از ماده “خلق” به معنى نصیب و بهره است، به خاطر اینکه انسان آن را به وسیله اخلاق خود به دست مى‏ آورد (اشاره به اینکه آنها اخلاق برجسته‏اى نداشته‏اند که بتواند بهره‏اى براى خود به دست آورند).

پیام ‏های آیه:
۱ـ امانت مردم نزد انسان، عهد الهى است. در آیات قبل خواندیم که بعضى امانت مردم را بر نمى ‏گردانند، در این آیه به جاى امانت مردم، کلمه‏ى «بِعَهْدِ اللَّهِ» بکار رفته است.

۲ـ پیمان شکنى، از گناهان کبیره است. این نوع تهدید پى در پى، درباره هیچ گناهى در قرآن مطرح نشده است. «یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ»، «لا خَلاقَ لَهُمْ …»

۳ـ سوگند دروغ، سبب محرومیّت در قیامت مى ‏شود. «یَشْتَرُونَ»، «أَیْمانِهِمْ»

۴ـ دنیاپرستى، ریشه‏ى پیمان شکنى است. «ثَمَناً»

۵ـ بهاى پیمان شکنى هرچه باشد، کم است. «ثَمَناً قَلِیلًا»

۶ـ کیفرهاى قیامت، متناسب با عملکرد خود ماست. بى ‏اعتنایى ما به تعهّدات الهى، سبب بى ‏اعتنایى خدا به ماست. «لا یُکَلِّمُهُمُ»، «لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ»، «لا یُزَکِّیهِمْ»

۷ـ عذاب‏ هاى اخروى، هم جسمى است و هم روحى. هم تحقیر است «لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ» و هم شکنجه و مجازات. «وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ»

منابع:
تفسیر نور، ج ۲
تفسیر نمونه، ج ۲
تفسیر برهان، ج ۱
تفسیر مراغى
نور الثقلین
مجمع البیان